------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

آینده، باز است


به مناسبت سالروز اشغال کابل توسط طالبان
نوشته: عبدالشهید ثاقب


امروز، سالروز اشغال کابل به دست طالبان است. در دوره طالبان باری به کابل آمده بودم. شهری که امروزه از ازدحام جمعیت می نالد، آن روزها خالی از سکنه بود. صدای موسیقی شنیده نمی شد، خیابان ها روی زن را نمی دیدند، تلویزیون نبود، فیسبوک و انترنت و شبکه های مخابراتی نبود. هیچ چیزی نبود. فقط طالب بود و وحشت. ملاصاحب بود و کیبل اش. پولیس مذهبی بود و آزار و اذیت مردم. استخبارات بود و بهانه های واهی برای لت و کوب کردن و به بندکشیدن شهروندان. مولوی صاحب بود و ریشش. کابل به شهر ارواح می ماند. کسی را توانایی سخن گفتن نبود: «دیوارها موش داشتند و موش ها گوش». مردم از گوش موش ها می ترسیدند و سخن به نجوا می گفتند. 
طالب رفت، شهر پر از سکنه شد، بانوان به صحنه آمدند، آزادی های مدنی شکل گرفت، شبکه های مخابراتی ایجاد شد، چهره شهر تغییر کرد، آزادی بیان به وجود آمد و موش های گوش دار کنار رفتند.
باید به امروزمان شکر کشید و برای آینده برنامه ریزی کرد. آینده، باز است: این خودمان هستیم که یا دوباره به دوره قرون وسطایی طالبان بر می گردیم و یا با کار و تلاش مان آینده دموکراتیک کشور را رقم زده و بهشت گمشده مان را در همین جا ایجاد کنیم. کسانی که می پندارند با ترک افغانستان می توانند به عزت و شوکت دست یابند، اشتباه می کنند. انسان مهاجر و پناهنده، از حقوق بشری خود نیز محروم می گردد. هاناآرنت راست می گوید که برپایی حقوق بشر بدون برپایی اجتماعات ملی ممکن نیست. کسانی که از وطن محروم شده اند، از حقوق بشری شان نیز محروم گردیده اند. بشر، همان شهروند است.