------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه

پاكستان: "جهاد"، طالب و روزمره گى هاى ما

غرزی «لایق»

يك يادداشت ناب و تازه، فشرده، ولى پرمضمون را از روى برگه ى آقاى امرالله صالح برداشتم. اين يادداشت جداً مى طلبد تا آنچه سياستمداران پاكستانى را در رابطه با افغانستان تا اين حد و حصر دليرى و بيباكى بخشيده است، به دست حلاجى سپرده شود. 

كوشيده ام در چند سطر ساده ى زير، كمى ديدگاه خويشرا روى اين غايله بار ديگر سر و صورت ببخشم. نوشته ى من به هيچ وجهه ادعاى يك كنكاش فن شناسانه را نه داشته و در روال بحث هاى آزاد فيسبوكى، بازتاب برداشت شتابزده ى من پيرامون مساله است.     
_________________


امرالله صالح:

"برای دو روز پی در پی در نشست مسیر دو (تراک تو 2 - 3 سپتمبر ) در استانبول اشتراک داشتم و در آنجا تبادل استنباط ، تحلیل و نظر داشتیم با هیات پاکستانی ، هندی و افغانی. به اساس اصول نباید ازین نشست ها چیزی نوشت. اصول را قسما رعایت میکنم و به جزیات نمی پردازم. انچه من از دو رییس اسبق آی اس آی یعنی اسد درانی و جنرال احسان الحق ، دو سفیر سابق پاکستان ریاض احمد خان و عزیز احمد و یک معین سیاسی وزارت خارجه آن کشور نجم الدين شیخ در ارتباط به افغانستان شنیدم تکان دهنده است. آستین ها را باید بر زد ، کمر را بست و در برابر بازگشت هیولای وحشت بنام طالب و ترور ایستاد. 

اول ) تا زمانی که مشکل ما اساسی با هند حل نگردیده است با افغانستان معضله ترانیزیت را حل کرده نمیتوانیم. در بحث تجارت افغانستان اسیر رابطه پاکستان با هند و ماجراجویی ها ی منطقه یی ارودی پاکستانخواهد بود . 
دوم ) طالبان ثابت ساختند که توان جنگ و گریز را دارند.آنها دوستان ما بودند و هستند. بلی حقانی ها از سالها به اینسو در راولپندی زنده گی میکنند. نیاز به پنهان کاری هم نداریم. 
سوم ) ملا منصور باید جایگاه اش را مستحکم سازد باز شاید داخل مذاکره شود . استحکام جایگاه منصور یعنی کشتار و وحشت بیشتر در افغانستان. 
چهارم ) افغانستان بنیه اقتصادی ندارد. برای صادارت چیزی ندارد. زنده گی اقتصادی شما مصنوعی است استوار به کمک خارجی است. پاکستان حق مشروع خود میداند با هر قومی که خواسته باشد در افغانستان فارغ از اجازه کابل تماس برقرار کند. ما میدانیم با آن لایه های جامعه افغانی و یا لایه های دولت افغانستان که بر ضد ما استند چگونه رفتار کنیم. این توانایی را داریم. 
حرف آخر : غیر از زور گویی و بوی خون چیز دیگر در حرف پاکستانی ها به مشام نمیرسید.پس بر ماست که چگونه از عزت خویش دفاع بکنیم. معجزه در وحدت ما نهفته است."

[][][]

بى باور نيستم كه "دفاع" از "عزت" ما، يعنى عزت سرزمينى كه همين حالا به يارى چند تيكه دار عرصه ى قوم مشربىِ ستيزه گر از هر خط و خال، دارد به تنور سوزان كينه ى قومى، زبانى و محلى هل داده ميشود، در ضريب يگانه گى و همبسته گى باشنده گان افغانستان قابل دانستن است. لحظه ها و حادثه هاى سرنوشت ساز در تأريخ چهار دهه ى اخير كشور پيهم نشان داده اند كه "وحدت" مردم افغانستان غير قابل شكست و غير قابل نفوذ است. افغانستان، جدا از مذاق و منافع راهبردى زورمندان جهانى، يگانه و غيرقابل تجزيه باقى ميماند.  

و اما پاكستان و سياست هايى پاكستانى چنانكه در يادداشت تازه ى آقاى صالح بازتاب يافته است، نخبه ها و انديشمندان افغانستان را براى يك بازنگرى مسئولانه و وطنى از راه طى شده و بيرون كشيدن نتيجه گيرى هاى لازم فراميخواند. نشانى كردن چنين نتيجه گيرى ها ميتواند به مثابه ى پايه هاى نسبتاً استوار تر براى تدوين يك برنامه ى سراسرى افغانى در راه بقا و ثبات كشور نقش شايسته بازى كند. براى چنين گامى، پيش از همه، عنصر اعتماد ميان نخبه هاى افغان از مبرميت ويژه برخوردار است. آنچه كه طى چهار دهه جنگ و خونريزى در سرزمين ما بيشترينه آسيب پذيرفته است، همان عنصر اعتماد است. 

در اين ميان، مساله ى چه گونه گى پيشآمد با راه طى شده، نقد بى رحم گذشته، برجسته ساختن لغزشها و خطا ها و مبارزه براى خشكاندن ريشه هاى ناروا ها و نامردمى ها از روزمره گى هاى كشور از ارزش اصولى و حياتى برخوردار است. تجربه ى سالهاى اخير نشان داد كه بدون تعريف پيوند خويش با گذشته، بدون جسارت نام گرفتن اشيا به نام هاى خودشان، بدون برپا ساختن دادگاه ايمانى و وجدانى براى دادرسى آن همه جنايت و آدمكشى، بدون پيوستن به فرآيند تپنده و عبرتناك انتقاد از خود، عنصر اعتماد ميان نخبه هاى كشور، در شوره زار سازشها، معامله ها و معاشقه هاى غير اخلاقى و ضد وطنى زود گذر و بى مايه ريشه نه ميكند. نقد گذشته و بيرون كشيدن درسهاى لازم از انديشه و عمل "چپ" و "راست" به نهضتِ اعتماد سازى تكانه ى نيرومند مى بخشد. 

[][][]

مگر پاكستان، نقش و جايگاه آن در دولتدارى افغانستان، نفوذ و اثرمندى آن بالاى پروسه هاى سراسرى افغانى و موثريت نيت و سليقه هاى دولت آن كشور بر سياست گذارى هاى دولت افغانستان از مسير پر خم و پيچ رابطه ها و ضابطه هاى چهار دهه اخير تأريخ كشور چنان عبور نموده و تا روزگار ما راه باز كرده است كه سراپاى جامعه افغانى را از كوچه تا ارگ در گرو منافع كوتاه مدت و دراز مدت حكومتهاى پاكستان اسير دست و پا بسته ساخته است. دلهره ها، ضعف ها و كينه توزى هاى دولت پاكستان در پيوند با كشور همسايه افغانستان از روز زايش آن تا اكنون اظهر من الشمس است و به پرداختن بيشتر نيازمند نيست. آنچه اما، يادداشت كوتاه آقاى صالح در رابطه با نيات پاكستانى ها را در ديدار ٢-٣ سپتمبر سالجارى در استامبول با خبره هاى سياستهاى پاكستان پر رنگ تر ساخته است، با عالمى از پيش زمينه ها و پيش شرطهايى گره خورده است كه امروزه ى مناسبات افغانستان با پاكستان را ساز و برگ ميبخشد.

يكى از اساسى ترين پيش زمينه هاى چنين چرخش دراماتيك در لحن آمرانه ى فرستاده هاى پاكستان را بايد در مراوده ها و معاشقه هايى جستجو كرد كه ميان ايليت رو به زوال "جهادى" از روزگار "جهاد" تا روزهاى ما با سخاوت برادرى و شراكت دينى جارى نگهداشته شده و گاهى تا پيريزى كنفدارسيون ميان دو كشور همسايه اوج يافته است.     
"جهاد"، انديشه و عمل اخوانى گرى سالهاى پايانى "جنگ سرد" و تبارز كينه ى ديرينه ى زير ساختهاى اسلام ستيزه گر سياسى در بسته بندى هاى تنظيم هاى "جهادى" در برابر جنبش داد خواه و ترقى پسند كشور، حلقه هاى حاكمه ى پاكستان را خيلى با ساده گى و با صرفه شريك سفره بينوايى ها و بيچاره گى هاى كشور ما ساخت كه اين سخاوت در تمام طول و عرض و ضخامت مناسبات ميان دو كشور تا هنوز جاريست و كشور و مردم ما از پيامد هاى نا خجسته ى آن عذاب العظيم ميكشند. دولت پاكستان افغانستان را صرف در چهره ى كشورى پذيرفته است كه به كمك آن اوجگيرى دوباره ى نقش زايل شده ى پاكستان در تياتر رقابتهاى سياسى- اقتصادى در آسيا را تأمين ميكند.    

فرياد هاى هستريك و نا ميمون ريشداران "جهادى" در پيآمد نخستين عملكرد هاى دولت "وحدت ملى" تا زايش نمايشى "شوراى احزاب جهادى" در اين تازه گى ها، فقط يك پيام درد آور را در ذهن جستجوگر تداعى ميكند: "جهادى هاى" كهنه كار و پيشكسوتان سليقه ى زور و قطاع الطريقى به هيچوجهه مايل نيستند تا از استاد سختگير زمان بيآموزند و از شيوه ى فتنه و آشوب بپرهيزند و عرصه ى زنده گى سياسى كشور را كه خود به جهنم مبدل ساخته اند، رضاكارانه طرد نمايند. بيشترين سرمايه گذارى دولت پاكستان در بازى هاى راهبردى اش بالاى حضور و تپنده گى همين گروه ها و ساختار هاى شامل ايليت حاكميت در افغانستان متمركز گرديده است، نه گروه ها و شكست و ريختهاى ساختار هاى طالبى روبه اضمحلال.

بيگمان نيستم كه پٓر طالب و حضور مترسك طالبى تا دير ها در مناسبات ميان دو كشور هنگامه ساز باقى خواهد ماند، ايليت "جهادى" اما، چه داخل حاكميت و چه خارج حاكميت، در بدل بقا و دوام خويش براى نگهدارى تسلط بدون چون و چرا بالاى اركان دولت و چور بيت المال چاره اى به جز از همركابى با سياستهاى پاكستان در افغانستان نه داشته و تعهدات "دين باورانه" و نيز سيل امتيازات پنهانى و نه پنهانى پاكستان به ايليت نامبرده سمتگيرى ها و موضعكيرى هاى آنرا برجسته گى مى بخشد. هر سازش، هر وصلت، هر غريو، هر راهپيمايى، هر همايش و هر يخن كندن فقط در بستر همين درمانده گى قابل تفسير است و بس. چيره شدن تسلط دوباره ى كلاسيكهاى "جهاد" بالاى حاكميت در افغانستان به معنى زمينه سازى براى پياده نمودن ايده آلهاى سياست "عمق ستراتيژيك" و دست يابى صرفه جويانه ى پاكستان به سرزمينهاى ماوراى هندوكش تا كرانه هاى بى غل و غش رود جيحون است.   

دشوار نيست درك نمود كه افغانها براى گذار به يك سياست با تدبير و صرفه جويانه در عرصه ى جهانى و نيز گزينش اولويتها با همسايه گان، پيش از همه پاكستان متعرض و آشوبگر، به "معجزه" ى وحدت "ما" نيازمند است، اين "معجزه" اما، پيش از همه، هرگاه از قالب گفته هاى مجرد و جزمى پا فراتر نهيم، "وحدت" كى ها با كى ها را در سرخط انتظارات خويش نقش و نگار مى بخشد؟ "وحدت" و يگانه گى رده هاى روشن انديشان و نخبه هاى افغان طى هفته هاى اخير چنان آماج بدفطرتى ها و ناشى انديشى هاى چند متعصب و قومگراى تاجك و پشتون قرار داده شده است كه زمينه هاى همبسته گى و يگانه گى نخبه هاى كشور براى مساله هاى سراسرى افغانى را سخاوتمندانه تخريب ميكند و آگاهانه يا نا آگاهانه چرخ منافع و دخالت سياست سازان پاكستان را تند تر  به گردش ميآورد. آنچه آقاى صالح در نشست آخرين در استانبول از پاكستانى ها شنيده است، مستقيم و يا غير مستقيم با كارزار هستريك روز هاى اخير پيرامون هويت يابى و هويت سازى، به آسانى ميتواند ترجمه و تفسير گردد. 

صرفه جويانه تر نيست تا پيش از هر گام ديگر، با عبور از مسير نقد بيباك ديروز، با تعصب و نفرت قومى و نيز پيشداورى ها و نسخه هاى ميكانيكى و ميان تهى چند ناسيوناليست و سكتاريست ناجور ميان قومها به مبارزه ى بى امان برخاست و با برهنه سازى و تجريد چنين پيشخدمت ها، بخشى از برنامه ى پاكستان را كه كاشتن نفاق قومى در افغانستان است، رسوا و نقش زمين كرد؟؟؟

 (ويرجنيا- امريكا)