------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲۳, دوشنبه

شیادان جهاد و مقاومت

نوشته صبور «رحیل»

حرفی و نکته یی در پایان هفتۀ شهید: 
از نظر بنده، باید یک دوره را پایان یافته خواند- دورۀ توهم را؛ دوره یی را که بدون هیچگونه برنامه، سند، تعهد و تفصیل و توضیحی، مردم فکر می کردند که کسانی از "جهاد و مقاومت" در میدان سیاست حصور دارند و از حقوق ملتی که در 30 سال گذشته از جان و مال و فرزند و امکانات و زندگی حود برای دفاع از وطن، دفاع از دین و دفاع از منافع جمعی مایه گذاشته بودند، پاسداری می کنند. به این دورۀ خوش خیالی ساده مآبانه باید پایان داد.
هیچگونه ابهامی نباید در ذهن مردم مانده باشد که هیچ کسی درین 14 سال اخر در هیچ جایی با ظرفیت و برنامۀ جمعی- حتی به سطح یک قریه، وارد معاملۀ سیاسی نشده و در میدان سیاست حصور نیافته است. هریک از این شخصیتها فقط و فقط در ظرفیت شخصی و خانواده گی خودش برای تامین اهداف و منافع شخصی شان وارد میدان سیاست شده اند و ماشاءالله امروز به هرآنچه خواسته اند رسیده اند و به گفتۀ عزیزی، تنها خرس ندارند، دیگر صاحب همه چیز شده اند.
برای سیاست کردن، چسپیدن به دنبال شخصیتهای معامله گر تنها به خاطری که پول و نام و شهرت و بادیگارد و آدمکشهای حرفه یی در اختیار دارند، یا از روی سادگیست، یا بغیرتی و جبن و یا هم شرکت در خیانت و دزدی. حساب مزدبگیران دربار و پادوها جداست. آنها یا حقیران و یا هم مجبوران و معذورانی بیش نیستند.
باید به فکر برنامه و طرحهای نوی بود. خدمت اشخاص کردن و اختیار منافع خود و مردم خود را به دست فرد و یا افرادی سپردن و پشت سر هر بیوضویی اقتدا کردن، حماقتیست که به خیانت به مردم تمام می شود.
اگر سیاست در کشور قومی شده است، که شده است، ما دو راه در پیش داریم. 
1- علیه قومگرایی برنامه بریزیم و به ساختن رستاخیر عظیمی دل خوش کنیم که در آن فراقومی اندیشان تمامی اقوام شریک باشند. از نظر بنده این کار و راهکار درستترین و برحق ترین کاریست که باید صورت بگیرد. اما آیا ممکن است به چنین مامولی دست یافت و آن را به حد بازدارنده و سازنده یی رساند، پیش از آن که جریان های قومی به اهداف بزرگ خود که همانا حذف یکدیگر است، برسند؟ اگر پاسخ منفی است باید به فکر گزینۀ دوم بود.
2- با درد و دریغ که ما در حال حاضر توانایی ساختن یک نیروی بزرگ فراقومی برای ساختن یک کشور مبتنی بر کثرتگرایی قومی را نداریم وتمامی زمینه ها برای ایجاد یک گفتمان ملی سراسری از بین رفته یا نهایت ضعیف شده اند. پس بهتر آن است که برای حفظ منافع قومی خویش از شر فاشیستهای قومی که به فکر سجل و مصادرۀ تمامی هستی هویتی و مادی کشور به نام قوم خود استند، دست به کار شویم. بلی، فراقومی اندیش باشیم، اما برای مقابله با آنانی که قراقومی اندیش نیستند و به هیچ چیزی جز نابودی و بردگی مطلق غیرخودیها راضی نمی شوند، چه باید کرد؟ آیا باید منتظر مهدی موعود نشست و تاراج هستی و زندگی خود را به دست فاشیزم قومی تماشا کرد و یا این که برای دفاع آماده شد؟
از نظر بنده، از شیادانی که نام جهاد و مقاومت در دست شان است و دفاع از حقوق تاجیک را نیز تلویح مزورانه یی ساخته اند برای فریب مردم و تامین منافع شخصی شان و چنین اشخاصی که هم به میخ می کوبند و هم به نعل باید قطع امیدکرد. اینها در بهترین صورتش، در پول و شهرت و ثروت غرق اند. اینها دیگر نه ضرورت دفاع از هویت و منافع من و تو را دارند، نه حوصله و نه وقت آن را. اینها عملاً به مقصد رسیده اند. بسیار احمقانه است که تصور کنیم اینها به فکر ماف به فکر مردم و به فکر منافع مرم اند. آیا گاهی بوده اند؟ آیا در چهارده سال گذشته هرگز بوده اند؟

پس ایهالناس، 
دندان طمع و امید باید از چهره های کنونی بازار سیاست برکند و به برای تامین منافع مادی و معنوی خویش و پاسداری از آن مطابق عینیات و واقعیتهای استخوانسوز جامعه و زمان به طرح برنامه پرداخت.
شما چه فکر می کنید؟