------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

صدیق پتمن؛ اکنون به تاریخ و جغرافیه مشکوک است.

روزنامۀ شریعت طالبان برای نخستین بار به اثر سعی وتلاش امیدوارانۀ صدیق پتمن در پشاور چاپ شد و روانۀ کابل گردید. او هفته ها در «گل حاجی پلازا» کار کرد. اما تجربه، چیزی دیگری است. دورنمایی که او برای طالبان فرض کرده بود؛ اکنون تیره و تار شده است.
صدیق پتمن در سالیان اخیر، به حیث معاونت وزارت معارف کار کرد و مناسبات سیاسی و اجتماعی در دورۀ بحران و جنجال ها را لمس کرد. او درین مدت، همزمان با دیدن چهره های متغییر بحران سیاسی و جنگ، تاریخ افغانستان را با نظری انتقادی بازخوانی کرد. او اکنون باورمند است که سرزمینی به نام افغانستان، محصول یک قفسی است که به مرور، بالوسیله طرح قدرت های خارجی؛ اما به وسیلۀ خود مردم، شکل گرفته است.
پتمن، حالا پتمن بیست سال پیش نیست؛ مثل بسیاری از تحصیل یافته ها وسیاسیون، درب های امید به نجات را بسته یافته است، آنان به ذات مسایل پی برده اند؛ اما مهمترین نکته یی تأسف انگیزی را که در میدان عمل دریافته اند؛ این است که دوران تکیه کردن به آرزوها و شعار های گذشته برای همیشه سپری شده است. افغانستان مهم تر از آن است که مدیریت آن در دست سیاستگران افغان باشد. این همان قانون نوشته ناشده از اوایل قرن نوزده تا کنون است.

محمد صدیق پتمن کارشناس مسایل سیاسی در برنامه «بازنگاه» گفت: جنگ افغانستان و قدرت سیاسی در افغانستان هر دو تمویل کننده دارند. حکومت افغانستان و طالبان از یک منبع مشترک تمویل می شوند. هیچ جنگی بدون یک منبع تمویل به پیش نمی رود.

وی معتقد است تمویل کننده دو طرف جنگ در افغانستان غربی ها هستند و افزود: متاسفانه جنگ در افغانستان بسیار گسترده و خطرناک شده است. خارجی ها به نام تامین امنیت به افغانستان آمده اند. سالها در اینجا حضور نظامی داشتند. در حالیکه نه تنها امنیت نیاوردند بلکه جنگ را به مراحل تکامل رساندند. حالا جنگ میان حکومت و طالبان بالا گرفته و به این حد رسیده است. این خارجی ها به خوبی از هر دوطرف حمایت می کنند تا خود به راحتی و در پس پرده به اهداف شوم خود در اینجا برسند.

پتمن آثار ناشی از جنگی که خارجی ها در کشور برپا کرده اند را چنی بیان داشت: قربانی این جنگ ها هم متاسفانه مردم بوده اند. مهم ترین صدمه ای که به آنها رسیده خراب شدن روحیه زندگی در آنها است. روحیه مردم در افغانستان بسیار متزلزل شده و ما نمی توانیم در میان مردم کسی را بیابیم که از فردای خود مطمین باشد و برای آن برنامه ای داشته باشد بلکه همه به فکر گریز از اینجا هستند. جوانان به هیچ عنوان نمی توانند دل به این وطن بدهند و به حکومت اعتماد کنند تا به برای آنها کار و امنیت مهیا کند. آنها در فکر گریز از اینجا هستند تا بلکه در جایی دیگر آینده ای بهتر در انتظارشان باشد.

به باور این کارشناس سیاسی، کلید صلح به دست آمریکا است و دیگران هرچه تلاش کنند به جایی نمی رسند. همانطور که جنگ را آنها به وجود آورده و رهبری می کنند، آوردن صلح نیز به دست آنها است. هر زمانی که خارجی ها اراده داشته باشند در افغانستان صلح بیاورند می توانند این کار را انجام دهند. می توانند طالبان را حاضر به میز مذاکره و وادار به صلح کنند اما آنها این کار را تا زمانی که به اهداف خود نرسند انجام نمی دهند.

وی در خصوص جنگ هایی که در افغانستان جریان دارد گفت: در واقع جنگ افغانستان بر سر قدرت است و این همیشه به نحوهای مختلف توجیه می شود. حکومت ادعا می کند که می جنگد تا از اسلام و کشور و مردم آن دفاع کند در حالیکه برای حفظ قدرت خود می جنگد و مردم هیچ ارزشی برای وی ندارند. طالبان ادعا می کنند که می جنگند تا کشور را از وجود خارجی ها پاک کنند و معیارهای اسلامی را در آن پیاده کنند در حالیکه آنها هم می جنگند تا بر مردم حکومت کنند و به قدرت برسند و در این راه هم هر روز مردم بی گناه را می کشند. هم اکنون مردم افغانستان در بین دو گروه متخاصم گیر کرده اند و قربانی خواسته های آنان می شوند. خارجی ها هم این دو گروه را حمایت می کند تا بتواند ابزاری برای رسیدن به خواسته های خود داشته باشد.

پتمن معتقد است حکومت اراده واقعی برای صلح ندارد و اظهار کرد: صلح باید از طرف حکومت افغانستان تعریف شود و معیارهای آن مشخصص گردد. متاسفانه حکومت افغانستان همیشه داد از صلح می زند اما نمی داند چه کار باید بکند. باچه کسانی صحبت کند و چه معیارهایی در این موضوع اهمیت دارد. شاید هم با این کارها در پی فریب مردم است. پشت سرهم گفتگوهای صلح برپا می کند در حالیکه همه می دانند فقط به دور خود می چرخد. به طور مثال صحبت با مرده های طالبان یکی از افتخارات مهم و دستاوردهای این حکومت در موضوع صلح بوده است. ملاعمر دو سال است که فوت کرده و حکومت با طالبانی برای صلح صحبت می کند که از وی نمایندگی می کنند. مروی کشوری که از این گفتگو میزبانی می کرد از فوت ملاعمر خبر داشت، آمریکا هم از این موضوع مطلع بود. چه کسی باور می کند که آمریکایی ها و پاکستانی ها از مرگ ملاعمر مطلع نباشد. همه کسانی که در گفتگو شرکت کرده بودند از مرگ ملاعمر خبر داشتند فقط حکومت افغانستان از این موضوع مطلع نبود یا اگر هم می دانست نمی توانست آن را بروز دهد. امثال اینکارها یا بی کفایتی حکومت را نشان می دهد که پیوسته در حال فریب خوردن از پاکستان و آمریکا است یا خیانت وی را نسبت به مردم نشان می دهد.