------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

پاسخ به روسیه

جمهوری خواهان محافظه کار در امریکا از وضعیتی که روسیه درخاور میانه ایجاد کرده است، خرسند اند. پاسخ به محور روسیه- ایران می تواند بسیار گیج کننده باشد.


صحنه گردانی جنگی ولادیمیر پوتین در خاور میانه، با سرعتی دراماتیک شروع شده و تبعات معکوس آن نیز، سریع و دراماتیک خواهد بود. بازتاب طبیعی این چالش به آدرس امریکا این است که جمهوری خواهان کنسرواتور، زود تر و راحت تر در کاخ سفید قدرت را در دست گیرند. موازی با این تحول، پاکستان، دو باره جایگاه فوق العاده یی را درسیاست خارجی امریکا احراز کرده است. سفر نواز شریف به واشنگتن دست آورد هایی درخشان به همراه می آورد. ضعف حکومات کابل، از کرزی تا غنی، همان نتیجه یی را به دست داد که بار ها از آن هشدار داده شده بود.

پسآمدِ ظهور جمهوری خواهان در یک شرایط اضطراری، قاعدتاً با مجموعه یی از سیاست های شتابان و ملیتاریستی خواهد بود. 
سیاست سفیدِ امریکا در برابر جولان گری های روسیه، انفعال درعراق و افغانستان، در کوتاه مدت، یا دست کم تا زمان انتخابات ریاست جمهوری در آن کشور، دستخوش تغییر بنیادی نخواهد شد. درین مدت ممکن است ساختار قدرت در پادشاهی ها و نظام های جمهوری دکتاتوری در جهان عرب وخلیج فارس متزلزل شود.

یکی از اشتباهات سیاست امریکا این است که در زمان «جنگ سرد» و پسا «اتحاد شوروی»، با یک برگه، درسه نقش ظاهر شد و توقع دارد که پیروزی در برابر رقبای راهبردی را در هر دوره، از آن خود کند. استفاده از نسل اول «مجاهدین» پیروزی آورد؛ به کارگیری از نسل دوم اسلامیست ها (طالبان) هم پیروزی آورد؛ اما نسل سوم ( داعش) با دوره یی مصادف است که آس ( ورق) استفاده از بنیاد گرایی خون آشام، دیگر رو شده است و این خطر وجود دارد که افکار عامه غرب و امریکا نسبت به این مسأله واکنشی غیر منتظره نشان دهد.

ایران، متحد اصلی روسیه، دقیقاً خواستار زلزله اندازی درساختارنظام های سیاسی عربستان و خاورمیانه است وچنین امری یدر حال وقوع است.  پوتین بالطبع منتظر واکنش سریع امریکایی ها است. اما غرب، عادت به شتابدهی اقدامات خود ندارد. خون هیچ سرباز امریکایی در سوریه، عراق و عربستان نمی ریزد؛ درعوض، تلفات انسانی روسیه و ایران در زمین سوریه شروع شده و تا کنون فرماندهان ارشد ایرانی در سوریه جان باخته اند.

دست اندازی های تبلیغاتی روسیه در حوزه افغانستان، در حال حاضر، چیزی بیشتر از پروپاگند نیست. امریکا ومتحدان، احتمالاً برای حراست از منافع خود در خاورمیانه، به ارسال جنگ ابزارهای مؤثر تر اکتفا می کنند؛ پاسخ اصلی از کانال افغانستان و ایجاد سنگر بندی های بسیار جدی در قلمرو اکرائین خواهد بود.

افغانستان، نیازی به سنگربندی ندارد؛ تحکیمات نظامی از قبل درین جا دست ناخورده است. روزنامه گاردین در تازه ترین گزارش نوشته است که حدود 50 هزار جنگجوی مسلح در 4000 گروه کوچک از جبهه افغانستان به سوی مأموریت های بعدی، آماده شده اند. جا به جایی گروه های «جنگ پُخته» مجاهدین در ساختار قوای مسلح دولت کابل آغاز شده و نسل دوم و سوم مجاهدین که پدران و بستگان شان در سال های هشتاد از سوی نظامیان شوروی با محوریت روسیه کشته اند؛ هنوز در هوای کین و دشمنی با روس ها زنده اند.
ظهور مجدد جمهوری خواهان در امریکا، به نحوی زمینه را برای باز تکرار رویکرد رونالد ریگان به رهبران اسلامی ضد روس در افغانستان مساعد می کند. «مجاهدین» درآن زمان، تنها نیروی ضد روس در صحنه بودند؛ حال آن که اکنون، نسل دوم آن ها (طالبان) ونسل سوم آن ها (داعش) درمرزهای شمالی افغانستان صف بسته اند.
امریکا نخست نیاز دارد که مسیرهای تردد در امتداد گردنه های هندوکش را بازسازی کند. بانک جهانی با اختصاص250 میلیون کمک بلا عوض، جهت نوسازی تونل سالنگ و مسیر عمومی شمال، نخستین اقدامات را شروع کرده است. پنجشیر به عنوان پایگاه حمایتی راهبردی مورد توجه است و کوتاه ترین راه «میان بُر» به سوی کوهستانات مرزی «جنوب» نیز به شمار می رود. پنجشیر ممکن است دو باره به وسیله مجاهدین بومی با آرایش و ملزومات تازه بتواند از نظر نظامی فعال شود.