------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۴, جمعه

چرا دکترغنی به فجایع کندز اشاره نکرد؟

گزارش ها می رسانند که قوای مسلح، بدون تلاش برای گرفتن اسیر جنگی، گروه های طالب و کمکی های محلی آنان را با شدتی کم سابقه قلع وقمع کرده اند.



دکتر غنی در سخنرانی اش در کندز، از حجم و گسترده گی جنایات انجام گرفته در کندز، مصلحتاً حاشیه رفت. این قضیه به نتایج کار «کمیسیون حقیقت یاب» ارتباط دارد تا پیشاپیش، تنش و اتهام زنی های قومی را به وجود نیاورد. این یک پالیسی مثبت و معقول است.
 علاوتاً طبق گزارش های رسانه یی ناشده، قطعات قوای مسلح که مأمور نجات کندز و گشایش بزرگ راه ها بودند؛ تلفات سنگینی را متحمل شده اند. درعین حال، واحد های پیشمرگ در کندز، به مرور قادر شدند تا  دسته جات طالبان و گروه های کمکی آن ها در سطح محل را به طور بی رحمانه و بدون مصلحت هایی از نوع کرزی خان، درهم کوبیده و سپس محو کنند.
اما اوضاع و معادلات به گونه یی درجریان است که نگهداشت و دفاع پایدارکندز و بغلان برای حکومت کابل، نا ممکن است. اراضی افغانستان، ازنظر خصلت جنگ وگریز، سخت رام ناشده و متغییر است و جنگ در بستر همواری ها و دامنه های هندوکش و کل سمت شمال، هیچ برنده و بازنده کامل ندارد.

جنگ شمال، همانند جنگ جنوب، یک بازی است.

اما در چهارچوب مدیریت داخلی، رهبری قوای مسلح، سیاست معقولی را تطبیق کرد و از مداخله گروه های خارج از اردوی ملی در تصفیه شهر و حواشی آن جلوگیری نمود. این نخستین بار است که اردوی ملی، زیرساخت های ارتباط محلی تروریست ها را در کندز، متلاشی کرده و اسیر جنگی کمتر گرفته شده است.
دکترغنی این موضوع را به طور سربسته توضیح داد و اظهار داشت که دگرجنرال مراد علی در مورد شیوه های منکوب کردن دشمن در کندز، هیچ دستور نظامی از جانب «سرقوماندانی اعلی» دریافت نکرده است. او مانند حامد کرزی که پس از هر «حمام خون» کوچک، واژه های «برادری»، «طالبان افغان» و ازین دست واژه گان را مکرر می کرد؛ و بر خون هزاران تن از مردم ریشخند میزد؛ از «صلح» با «دشمن» یاد آور نشد؛ وعکس الحرکت خود را در مقایسه با سیاست های تباه کننده کرزی -  فهیم اثبات کرد.
او از جنگ و سرکوب «دشمن» سخن راند و از انزوای پاکستان درسطح جهان. دکترغنی، درشرایط حاضر یکی از مدیران اجرایی در جنگ استراتیژیک و گسترده منطقه یی و جهانی است. او درک می کند که افغانستان تا رسیدن به مرحله برداشت از دارایی های بومی و زیر زمینی، و تثبیت نقش افغانستان به عنوان نقطه اتصال منافع بزرگ و اتصال زمینی و بازرگانی چندین کشور، به هر طریق ممکن باید از طریق استفاده از اقتصاد جنگی، بقای خود را نگهدارد.