------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

نکات قابل تبصره در جلسه فرماندهان پروان

دست گروه های «جهادی» از چندین جهت زیر سنگ اجبار است. اگر زبان تفاهم سیاسی را با زبان تفنگ و امتیاز گیری به زور بدل کنند؛ همه چیز به زیان آن ها متحول خواهد شد.


درقطعنامه جلسه فرماندهان جهادی در پروان چنین آمده است:
1.- ما خود را با آلام و مصایبی که به مردم ولایت کندز و مناطق حواشی آن، ننگرهار، پکتیکا، هلمند و سایر نقاط کشور دست داده شریک دانسته، با آنان اظهار همدردی می کنیم و آمادگی خویش را در عرضه‌ی هر نوع کمک و همکاری اعلان می داریم.
2. ما حمایه و پشتیبانی خود را از مساعی و مجاهدت های نیروهای دفاعی و امنیتی کشور ابراز نموده با ثبت نام خود و فرزندان خویش به صفوف اردو و پولیس ملی، آنها را بیش از این تقویه می کنیم.
3. ما از دولت وحدت ملی در امر دفاع از تمامیت ارضی کشور و تامین امنیت سراسری پشتیبانی می نماییم. 
4.  از دولت وحدت ملی افغانستان می خواهیم که نیروهای جهادی و سایر قوت هایی را که ضمن خیزشهای مردمی تشکیل می شوند، از نظر مادی و معنوی، تجهیز، تقویه و تمویل نماید. در حال حاضر همه‌ی ولایات کشور، مورد تهدید دشمن قرار دارد. هرگاه دولت امکانات لازم برای دستگیری از این حرکتها را نداشته باشد، ما به طور داوطلبانه این امکانات را جهت دفاع از خویش فراهم خواهیم آورد.
5.  از شوراها و تشکیلات مردمی، جهادی و روشنفکری سایر ولایات کشور می خواهیم که بر اساس فرمان خدای لایزال متحد گردیده، اجازه ندهند که کشور عزیز ما پایمال هوس ها و امیال اجانب و اجیران آنها گردد.

اشاره: 
ماده چهار قطعنامه متکی به قانون اساسی، برای دولت قابل پذیرش نیست. نیم دولت از گروه های مجاهدین است و اصرار برین ماده، موقعیت نیمه دولتی یعنی سهم خود آن ها را به خطر می اندازد. نیروهای بین المللی نیز با «تجهیز، تقویه و تمویل» یا احیای ماشین جنگی نیروهای جهادی که درکنار دولت وطالب، به تشکیل یک نیروی سوم میدان بدهد؛ موافق نیستند هزینه اردو وپلیس ملی از بودجه اردوی امریکا پرداخته می شود مگر آنان هرگز حاضر به تمویل و فعال شدن نیروی جنگی جهادی نخواهند بود. افزون برآن، ذخیره سازی اسلحه و انبار های جنگی را در کنار اردوی ملی تحت اداره دولت، تحمل نخواهند کرد.

دست به دست شدن کندز، یک تعامل سیاسی نا مشهود بود و این تعامل ها، به جزئی از سرنوشت جنگ و نظام سازی مبدل شده است.
در ماده 4 قطعنامه گفته شده که نیروهای جهادی ( عمدتاً برمحور جمیعت اسلامی) «داوطلبانه» حاضر اند جنگ ابزار و امکانات نظامی را فراهم کنند. حساس ترین نکته قطعنامه همین موضوع است و شک و تردید هایی را در مورد منابع تمویلی این گروه ها برمی انگیزد.
تدارک و فراهم آوری اسلحه و ابزارهای جنگی به طور «داوطلبانه» به چه ترتیب است؟

 اصرار برین موارد، سبب می شود که رویارویی علنی میان جمیعت اسلامی با نیروهای بین المللی و همچنان بخش قاطعی از دولت مرکزی به وجود بیاید. غیرازین نیز، شخصیت ها و نظامیان «جهادی» پنج سال تمام، کمر حامدکرزی را در مبارزه با امریکا بسته کرده بودند و تازه کردن آن راه و روش، روند فروپاشی کامل این گروه ها را به همراه خواهد داشت.

نتیجه یی که ازین فعل و انفعالات به دست خواهد آمد، جنگ احتمالی علیه امریکا و دولت مرکزی خواهد بود که هیچ تفاوتی با موقف گروه طالبان نخواهد داشت.

 آیا چنین امری در توان فرماندهان جهادی «ضد طالب» هست؟ اصرار برلشکرسازی مجدد، نتیجه منفی به بار می آورد. بهتر است این گروه ها به عنوان قطعات ریزرفی و احتیاط، برای اردوی ملی قرار داشته باشند. هرگاه نیازی پیش آید، به کار انداخته شوند.
به نظرمی رسد که موقعیت طالبان اکنون به مراتب بهتر از مخالفان شان در خارج از دولت است. طالب، حمایت قاطع پاکستان را با خود دارد و در بازی پیچیدۀ موقعیت گیری ها، نقش خود را بازی می کنند. «مجاهدین» نیز درموقعیتی قرار دارند که هیچ یک از بازیگران قصد ندارند آنان را از صحنه کنار بزنند؛ چون به نفع شان نیست. مجاهدین تا زمانی که مطابق اجندای بین المللی، سیاست و موضوع دفاعی خود را تنظیم می کنند، زنده خواهند بود.
گزینه و چانس دیگری که مجاهدین ( به خصوص جمیعت اسلامی) بالفعل در دسترس دارد، امید بستن به کمک های روسیه است که ظرف ماه های اخیر درتمامی محاذات با امریکا در افتاده و درافغانستان (خصوصاً) دنبال یک متحد نیابتی است. مجاهدین، فعلاً چشم امید به ایران نداشته باشند. بازی ایران درسطح بین المللی تغییرات قاطعی را در رویکرد منطقه یی آنان به وجود آورده و درمقاطع بحرانی، فقط حاضر است مشوره های لازم را به متحدان سابق خود بدهد؛ نه چیزی بیشتر.