------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

هرکدام ما در درون خود یک «طالب» داریم.

ما راهی نداریم جز آن‌‌که طالبِ تمامت‌خواهی را در درون خود بکشیم.
نوشته یی بسیار ارزشمند از قلم «سقراط کابل» اسد «بودا»


در درونِ هریک از ما طالبی نفس می‌کشد. پیروزی واقعیِ بر طالب زمانی رخ خواهد داد که بر طالبِ درونِ خود پیروز شویم. این طالبِ درون «تعصب» و «تبعیض» است. قرن‌هاست که یک آپارتاید در درونِ ما آواز می‌خواند. ما به صدایِ این آپارتایدِ درونی خو کرده‌ایم و در برابر وسوسه‌هایِ آن شکست خورده‌ایم. ما را کشته است. دولت‌های استبدادی رفتند، رهبرانِ مستبد آمدند. مجاهد رفت، طالب آمد. طالب رفت، دولت متقلب و فاسدی آمد که خورد و برد و باور به تکثر و دموکراسی را در مردم کشت. تمامی این‌ها جلوه‌های گوناگون طالبِ درونی است که به عنوانِ یک خواستِ تمامت‌خواهانه همه‌چیز را برای خود می‌خواهد.
گذر از «خود» به «دیگری»، یگانه گذرِ واقعی از نظامِ طالبانی است. دیگری را باید به رسمیت شناخت. احترام قایل شد، این دیگری قوم و تبارِ ما نیست، همزبان و هم‌فکرِ ما نیست، می‌تواند مسلمان و کافر باشد، اما هرکسی هست رشته‌ي زندگی ما با او گره خورده است.
قرن‌هاست که زورگویی‌ها جواب نداده‌اند. مطمئن قرن‌های دیگر جواب نخواهد داد. وضعیت شوخی بردار نیست. قطار جنازه‌ها را هر روز می‌بینیم. نیروهای امنیتی هر روز کشته و خانواده‌های شان عزادار می‌شوند. راهی نداریم جز آن‌‌که طالبِ تمامت‌خواهی را در درون خود بکشیم، از هر قوم و طایفه و دین و مذهبی که هستیم با هم و در کنار هم بایستیم. کشتن، جواب نمی‌دهد. حذف، ره به‌جایی نمی‌برد. فرجامِ هر کشتنی، کشته‌شدن است و نتیجه‌ي هر تفکرِ حذفی حذف. رسیدن به طرحِ جامع فقط با کشتنِ طالبِ درون و احترام به دیگری، ممکن است. در غیر این صورت، با نسخه‌های امروزی‌ترِ تبعیض و تعصب روبه‌رو خواهیم بود، نسخه‌هایی که نمود عینی و بیرونیِ آن‌ها را در هر کجا می‌بینیم. مسئله‌ي مهم‌تر از طالب این است که پس از نابودیِ طالب، خود ما طالب نشویم.