------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه

چگونه غرب، سوریه و اوکراین را از دست داد؟

نویسنده: جفری استیسی
منبع: فارین افرز/ مترجم: پریسا فرهادی


 ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه با وعده پایان دادن به بحران به سوریه وارد شد. اما وضعیت بدتر شده است و تنها انگیزه پوتین برای تخریب منافع غرب بیشتر شده است.
در روزهای اخیر روسیه بمباران مخالفان رژیم سوریه را آغاز کرده است. روسیه به بهانه تهدید داعش این حملات را آغاز کرده اما در حقیقت عملیات روسیه در راستای نگه داشتن بشار اسد در قدرت است و با این کار قصد دارد راه قطعنامه ای که پس از توافق هسته ای ایران از آن صحبت شد را ببندد.

روسیه ماه هاست که بازی موش و گربه خطرناکی را با هواپیماها و کشتی های خود بین اروپا- آسیا به راه انداخته است. هواپیماهای روسیه در خطوط هوایی نظامی و تجاری غرب پرواز کرده اند و کشتی ها و زیردریایی های آن به قلمرو آبهای کشورهای غربی وارد شده اند. علاوه بر این ها روسیه یک سری مانورهای نظامی گسترده در آنسوی مرزهای لهستان و بعضی کشورهای بالتیک انجام داده و همچنین سرویس های جاسوسی آن یک مامور استونیایی را در جریان نشست سال گذشته ناتو دستگیر کردند و برای چند روز نگه داشتند.

اما دخالت های روسیه در سوریه از دیگر اعمالش پلیدتر است؛ عملیات روسیه در سوریه نه تنها نسبت به حجم عملیات مداخله اش در اوکراین بسیار وسیع تر است بلکه باعث افزایش مخاطرات در کشورهای حاشیه خلیج فارس بویژه عربستان سعودی خواهد شد که از مخالفان اسد حمایت می کند. به نظر می رسد این جنگ منطقه ای (که با وجود درگیری قدرت های خارجی و عملیات نظامی آنها در منطقه به یک جنگ جهانی کوچک شبیه است) با وجود توافق هسته ای ایران و صحبت هایی که از قطعنامه برای حل این بحران شد، حتی طولانی تر هم بشود.

ایالات متحده و متحدان غربی اش نباید به پوتین اجازه چنین حرکت هایی که ایجاد بی ثباتی می کند را می دادند. روسیه با حمله به اوکراین و اشغال شرق اوکراین به دنبال سرنگونی منافع امنیتی غرب است و می خواهد کشورهای غربی را وادار سازد که روسیه را به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی با ظوابط خاص خودش بپذیرند.
ایالات متحده و غرب با عدم برخورد قاطعانه به روسیه چراغ سبزی برای ورود این کشور به مناطق ژئواستراتژیک خود نشان دادند. بعد از حمله روسیه به اوکراین بیشتر متخصصین امنیت غربی روی بحران اوکراین متمرکز شدند و پیامدهای استراتژیک گسترده تر آن را نادیده گرفتند.
تنها اقدام مناسب غرب بعد از حمله روسیه به اوکراین این بود که از حمله روسیه به دیگر مناطق اروپا جلوگیری کرد؛ ایالات متحده سریعا و به موقع به لهستان و دیگر کشورهای اروپای شرقی-مرکزی اطمینان داد که به روسیه اجازه پیشروی در مرزهای این کشورها را نخواهد داد. اما تا همین مرحله هم با از دست دادن کریمه، قانون بین المللی عدم نقض مرزهای تحت حاکمیتی زیر پا گذاشته شده بود.
روسیه نسبت به ایالات متحده و متحدان غربی اش منافع بسیار جدی تری در سوریه و رژیم اسد دارد. با این تفکر که غرب احتمالا عکس العملی نشان نخواهد داد روسیه به آسودگی وارد سوریه شد و شروع به حمله کرد. امروز غرب در منطقه با پیشروی هایی از جانب روسیه مواجه است که بذر آن بیش از دو سال پیش کاشته شد هنگامی که روسیه خود را به معادله سوریه وارد کرد و ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه نتوانستند خط قرمز منع استفاده از سلاح شیمیایی را اعمال کنند. شکست غرب در دفاع از اوکراین این جسارت را به پوتین داد که پا را فراتر گذاشته و عملیات گسترده تری در منطقه انجام دهد.

به نظر نمی رسد غرب بخواهد مستقیما در بحران سوریه مداخله کند؛ در چنین شرایطی استفاده از بازدارندگی [در قبال] روسیه هم از نقطه نظر استراتژیک و هم هزینه مؤثر خواهد بود. در واقع، بازدارندگی زمانی بیشتر اهمیت می یابد که یک ابرقدرت نخواهد و یا نتواند در بحران و در جایی که منافع دارد مستقیما دخالت نماید. ایالات متحده و متحدان غربی اش برای پیاده سازی و حفظ این بازدارندگی علیه مداخلات شرورانه روسیه کار سختی در پیش دارند.
زمان مداخله روسیه بدتر از این نمی توانست باشد در حالی که توافق هسته ای ایران برخلاف باور عموم اثر مفیدی در بحران سوریه داشت. ایران از حمایت حوثی ها در یمن دست کشید و برای اعلام آتش بس در سوریه به مذاکره پرداخت و بدنبال راه حل دیپلماتیک برای این بحران بود.
ایالات متحده با مذاکره موفقیت آمیز با ایران لطف بزرگی در حق خودش کرده است. اما حالا [در سوریه] چوب اشتباه پیشین خود را می خورد. اسد به این زودی رفتنی نیست و آتش جنگ در سوریه خاموش نخواهد شد و با وجود رفتار غیرقابل پیش بینی روسیه، او همچنان مکانی برای تهدید کردن منافع غرب خواهد یافت.