------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه

کمک روسیه به کابل، فقط اسلحه فروشی است.

جنرال دوستم، مهمان یاران قدیم در ماسکو است.


درحالی که روسیه و امریکا در خاورمیانه در یک قدمی تصادم جنگی قرار گرفته اند، سید ظفر هاشمی سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان می گوید:

"روسیه می تواند نقش بسیار مهم و ارزنده یی را در تامین افغانستان و تقویت امنیت افغانستان و منطقه بازی بکند، ما همواره به جهان گفته ایم که مشکل افغانستان تنها منحصر به افغانستان نیست، بلکه ابعاد منطقوی دارد و خوشبختانه جهان این مساله را پذیرفته است."

تردیدی نیست که روسیه وزنۀ تعیین کننده در بحران افغانستان دارد؛ اما آیا سخنان ظفر هاشمی، از فیلتر مشاورتی امریکا و ناتو عبور داده شده یا این نظر دولت دکترغنی هم به حساب میرود؟ من فکر می کنم که دولت کابل در نشان دادن چراغ سبز به روسیه، صادق نمی تواند باشد. پشتوانه این دولت، پول امریکاست؛ نه روسیه.
در موجودیت شش پایگاه بزرگ نظامی غرب و امریکا در افغانستان، روسیه به غیر از سبوتاژ، تشدید بحران، فشردن ناخن افگار امریکا در افغانستان- جایی که امریکا آن را به گورستان شوروی بدل کرد- چیز دیگری نخواهد بود. در چنین شرایطی، روسیه هیچ کمکی را بدون قید وشرط به افغانستان نخواهد داد. روسیه پلان دارد که اسلام گرا های خشن از نوع طالب و داعش را قبل از آن که به حوزۀ جغرافیایی روسیه سروکله شان پیدا شود؛ در سرزمین های دیگر- از جمله افغانستان- متوقف سازد.
بحث توقف اسلامیست های مسلح بین المللی به کمک روسیه و ایران، بدون قبول شرایط متفقین بر محوریت روسیه از سوی امریکا یا بدون ایجاد یک چهارچوب پیمان مخفی تقسیم خاور میانه، یک خواب وخیال است. ارسال کمک های جنگی وتجهیزات لوژستیکی از روسیه به افغانستان، رایگان صورت نمی گیرد. روسیه، با درک این مطلب که ساختار سنتی تشکیلات اردوی افغانستان با سلاح روسی پیوندی نا گسستنی دارد؛ و پرداخت هزینه خریداری اسلحه از سوی پنتاگون، از یک سو علاقه مند گرفتن بازار اسلحه در افغانستان است و از سوی دیگر، مطمئن است که این سلاح در هرحالتش، علیه داعش وطالب استعمال می شود و سرانجام، مفاد آن به روسیه و آسیای میانه نیز می رسد.
روسیه در واقع، با فروختن اسلحه به افغانستان، هم اقتصاد خود را تقویت می کند؛ هم وابسته گی اردوی افغانستان به سلاح روسی را بیمه می کند؛ و هم از مقاومت اردوی ملی علیه جنگجویان چچینی، ازبک، عرب، قرغزی و قزاقستانی، فرصت های بیشتری به روسیه میدهد تا بازی بزرگ را در میادین حوزه خاور میانه با خیال راحت دنبال کند. تقاضای جنرال دوستم برای گرفتن اسلحه از روسیه نتیجه فیصله یی است که درکابل و پنتاگون صورت گرفته است.
پنتاگون درهر حالت، متولی و پول پرداز مخارج اردو وپلیس افغانستان است. این اردو، در اصل برای حفظ دست آورد های راهبردی امریکا و ناتو در «خانه خودش» و حفظ امنیت پایگاه های امریکایی، درچهار طرف می جنگد و تلفات میدهد. این اردو درواقع یک کمپنی امنیتی و نائب محلی استراتیژی امریکا وغرب است.

 اکمال اردوی ملی، با اسلحه پیشرفته و کمیاب امریکایی، به چند دلیل به صرفه نیست:

هزینۀ تهیه اسلحۀ ساخت کمپنی های امریکایی، بسیار بالاست.
استعمال آموزش اسلحه امریکایی از سوی تکنیکران حرفه یی امریکا به 350 هزار منسوب اردوی افغان، زمانگیر، پیچیده و هزینه بردار است.
اراضی افغانستان برای شعاع قوس آتش کلاشینکوف بسیار مساعد است و کلاشینکوف نیز فوق العاده ارزان تهیه می شود.
امریکایی ها بالای اردوی ملی برای درازمدت، سرمایه گزاری نمی کنند. اعتماد دایم وقایم به آن ها و به حکومت های کابل ندارند. اسلحه فوق العاده موثر امریکایی را به دست آن ها نمیدهد.

توزیع اسلحه امریکایی درافغانستان، بازار اسلحه فروشی و تقابل استخباراتی منطقه یی را برای به دست آوردن آن، داغ میکند. یک فرد نظامی افغان که از اثر بیکاری و فقر، در اردوی ملی نام نویسی می کند، وقتی یک قبضه اسلحه برگزیده امریکایی را تحویلش بدهند؛ به طور اتوماتیک قیمت و اهمیت آن را درمغز خود میچرخاند و درنخستین فرصت، آن را به یکی از دلالان اطلاعاتی میفروشد و صف اردو را ترک می گوید.
بنا برین، امریکا برای اردوی محلی افغان، از بازار های آزاد منطقه، سلاح (محلی) اکمال می کند و جنرال دوستم هم که درین چند روز، مهمان یاران قدیم است؛ فقط برای خریداری کلاشینکوف «گریس بند»، دهشکه، زیکویک، هلیکوپتر تدارکاتی، پرتله، یا البسه و... رفته است. هیچ کس نباید خام طمع این موضوع باشد که روسیه جنگنده های سوخو 25 به افغانستان خواهد داد. نرخ فروش یک سوخو، برابر به خرج جنگ سه ماهه اردوی ملی است. نه امریکا، حاضر به چنین ریسکی است؛ نه روسیه حاضر است سوخو های رایگان به افغانستان بدهد.