------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۹, یکشنبه

بازار گرم مدارس اشرار سازی درکندز

مراکز اشرار سازی در تمامی ولایات، همه چیز را «مدیریت» می کنند.


مردم کندز، مخالف طالبان نیستند. آن چه پیش آمد، خلاف انتظار شان بود. دلیلش این است که یک مرکز بزرگ اشرار سازی در آن جا با تمام دم و دستگاه فعال است. اشرف المدارس!

در اشرف المدارس چه کسانی غیر از فرزندان کندزی مشغول آموزش خیره سری و جنگ با زیبایی وصلح اند؟ هم مردم محل، هم قوماندانان دولتی، هم نفرات امنیت ملی، و هم بزرگان خود خوانده در آن جا، شاهد بی واسطۀ تعلیمات اشرار سازی در اشرف المدارس اند. 
مهم ترین نکته این که مولوى عبدالخالق، خون آشام معروف طالب، پيشواى مدرسه تخارستان كندز ، فرماندهى جنگ وجهاد برضد مردم کندز را بر دوش دارد. 
همین دژخیم مذهبی، هم مدرسه اشرف المدارس و هم مدرسه تخارستان کندز را مدیریت می کند. دسته جات ضد طالب، درمقام لاف و گزاف و فیگور گیری در مجالس، آسمان و ریسمان می بافند؛ اما هیچ یکی از باشنده های محل، حاضر نیستند، فرزندان شان را دیگر به این مراکز شرو فساد نفرستند. هیچ کسی از افراد پهلوان پنبه، حاضر نیست فقط با تهیه یک بشکه پترول، این لانه های شیطان سازی را به کام آتش فرو برد.
اما وقتی فاجعه اتفاق می افتد، همه درنقش «مظلوم» ظاهر می شوند. ملابچه ها و خشکه مقدسان فراموش می کنند که مظلوم بودن، در صورتی که با شر و فساد می توان سینه به سینه جنگید و آن را متلاشی کرد؛ خود گناه بزرگ است. گروه های ابتدایی تبلیغی را به محلات شان می فرستند تا مغز های شان را از تصاویر وارونه بیانبارند و خانه های شان را ویران کنند. حلقات جهادی مگر ازین مسایل بی خبر اند؟
نه، آن ها همه آن چیز هایی را که این بار نوشتم، «مدیریت» می کنند. یک نوع داعش ضد طالب در راه است.
چرا چنین بن بستی سنگ وار بر کابل و کندز و دیگر جا ها مسلط است؟ به خاطری که، یک آرامش ملتهبانه قبل از توفان، چتر خود را در همه جا گسترده است. مردم، میان دو مدل «مدیریت» گیر افتاده اند: مدیریت ارگ و مدیریت گروه های «جهاد».
پروژه انتقال جنگ به خارج از افغانستان آغاز شده است. از دکترغنی وعبدالله هیچ استفساری نکنید؛ آنان گنگ های خوابدیده اند.