------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۱, سه‌شنبه

«انتقال جنگ» به آسیای میانه قطعی است.

حوادث سریالی، روند سریع دارد و نتایج بررسی حوادث کندز، فقط بازی با افکار عمومی و خریدِ زمان است.


کمیته حقیقت یاب درباره تراژدی اخیر در کندز، به جای آن که کدام دست آوردی داشته باشد؛ از موقعیت صفری، نمایش رسانه یی راه می اندازد. شخص بنده، دلیل مفید راه اندازی این نشست خبری طولانی را درک نکردم. قطعاً شعور عمومی نیز درگیر همین پرسش ست.
وقوع حوادث مشابه به کندز ( درمقیاس کوچک تر) همه روزه در گوشه و کنار مملکت مشاهده می شود. یعنی آهنگ رویداد های غافلگیر کننده، در تناسب با مقدمه چینی و تشریفات «حقیقت یابان» بسیار شتابان است. ممکن است تا نتایج کار این هیأت تحت الشعاع حوادثی دیگری شود.
اقدام رئیس جمهور برای مدیریت اضطراری افکار مردم، صرفاً یک بازی اپراتیفی وتسکین بخش به راه انداخته و مضافاً امرالله صالح را که در روزهای داغ،  آرام آرام در نقش سیاسی، وعلم بردار دادخواهی ظاهر از جنایات انجام شده در کندز ظاهر می شد؛ برای مدت کوتاهی خاموش و مصروف بسازد. من فکر می کنم که برای حفظ ثبات در «شمال»، این تدابیر، پس آورد های مثبت خواهد داشت. این را هم از روی ایقان میگویم که پس از جمع بندی نتایج کار هیأت حقیقت یاب، هیچ فردی و هیچ گروهی مجازات نخواهد شد؛ چون ما در شرایطی هستیم که هیچ کسی را نمی شود مجازات کرد.

دامن زدن به خشونت ها در سطح داخلی، همه را ناتوان میسازد. انتقال جنگ از افغانستان به بیرون از افغانستان امری درحال انجام، و قطعی است؛ هرچند مراحل آغازین این پروسه، با پیش آمدن یک سری از خشونت ها و هرج و مرج، در عرصه داخلی، همزمان و گریز ناپذیر شده است. جنگ شمال، کدام اختراع نیست، ادامه منطقی جنگ 14 سال در جنوب است. جنگ به مرحله نو گذار کرده است. چه می شود کرد؟ شمال، مسیر نبرد راهبردی جدید است. جنوب، مسیرآماده گی وعبوری آن بود. با این حال، اشد ضرورت این است که یک تعداد تنگ نظرهای کوچک فکر، درین پروسه نتوانند با راه اندازی قوم باوری سفارشی، خصلت جنگ را «بومی» کنند. پاکستان چنین سیاستی را دنبال می کند.

حکومت اگر به خوبی از پسِ مدیریت این مرحله دردناک برآمده بتواند، جنگ افغانستان اثرات منفی خصلت داخلی جنگ، هم کاهش می یابد و هم «تحت مدیریت» می آید. افغانستان به عنوان صادر کننده جنگ ( حتی به پاکستان) و  دیگر کشورهای همسایه احراز موقعیت می کند؛ چیزی که تا حال براساس معامله وارونه برما تحمیل شده است.  افغانستان برای نخستین بار، خود درنقش قرارگاه مهم نظامی- راهبردی در بازی های بزرگ که سرنوشت اقتصاد های بزرگ و آینده تمدن های پیشرو را رقم می زند؛ اهمیت کلیدی جئوپلتیک، اقتصادی و امنیتی کاملاً جدیدی پیدا می کند.

راه دیگری برای افغانستان وجود ندارد. خوشبختانه یا بدبختانه، این جنگ، ضمانت بقای افغانستان است؛ ورنه، درموقعیت اقتصاد ورشکسته، ناتوانی دفاعی و فقدان ساختار مستحکم اداره مرکزی، افغانستانی وجود نخواهد داشت.ما هنوز از نعمت زیرساخت های «ملت شدن» به مفهوم نوین، محروم هستیم و به زمان و فرصت ضرورت داریم.

معصوم استانکزی سرپرست وزارت دفاع، این پیچیده ترین معضل کشور را درکمال درستی و دقت اما فشرده بیان کرد. وی اظهار داشت که مشکل افغانستان موقعیت جغرافیایی آن است.