------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۷, پنجشنبه

احساسات «کوکاکولایی» ما

دکترسمیع «حامد»


روز هایی که طالبان کندز را گرفته بودند همه چنان « انقلابی» شده بودند و دم از کار و پیکار میزدند که فکر میکردی « قیام مردمی» میشود و حکومت و طالب را با هم تکان میدهد. اما اما اما مانند همیشه احساسات « کوکاکولایی» ما فروکش میکند و دوباره تا طالب به شهر ما یا نزدیک شهر ما نرسد و خود احساس خطر نکنیم دم بر نمی آوریم.

 « ولایت» چون کلان است ما را متوجه خطر میسازد اما این که طالب و داعش در روستا ها چه میکنند آنها میدانند و نیرو های دولتی و مردم محل...ما دوباره « خرخوان» میشویم و یاد ما میرود که طالب و داعش وقتی که از جایی از این وطن فرار میکند در جای دیگری از همین سرزمین سنگر دیگری باز میکند. تا ما به این بیداری نرسیم نمیتوانیم حکومت را پاسخگو سازیم و جریان واقعی ضد طالب بسیازیم. ما هر لحظه باید در جنگ فزیکی و فکری - فرهنگی با طالب و بادارانش باشیم...ما شهروندان باید سیاسی باشیم تا سیاست پیشه های حکومتی بر ما سوار نشوند.