------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه

ورود روسیه در جنگ سوریه به چه معنا است؟

تحلیلی در گسترۀ روابط بین‌الدول از ملک ستیز


در دوران جنگ سرد ما شاهد نقش مهم و فعالی از اتحاد شوروی در خاور میانه بودیم. این نقش سبب گردیده بود که خاور میانه صاحب سه ارتش قدرت‌مندی به سان ارتش عراق، لیبیا و سوریه گردد. از سوی دیگر هر سه دولت که از حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی شوروی‌ها برخوردار بودند در کانون جغرافیای سیاسی جهان، به شوروی‌ها وابسته بودند. در آن زمان من دانشجوی حقوق بین‌الملل در انستیوت روابط بین‌الملل مربوط وزارت خارجۀ اتحاد شوروی در مسکو بودم و سنگینی این حاکمیت را در سیاست روابط بین المللی اتحاد شوروی در سطح نهادهای فکری و اکادمیک، به درستی درک می‌کردم.

 پیش زمینه‌های این روی‌کردِ استراتیژیک حتا قبل از شکل‌گیری اتحاد شوروی‌ در سدۀ نزدهم فراهم گردیده بود. دکترین روابط بین المللی و نظامی روسیه به این باور بودند و هستند که غرب با مداخله در این جغرافیای سیاسی، امنیت ملی و بین المللی روسیه را تهدید کرده است. حالا روسیه که دارندۀ یکی از نیرومند ترین ارتش‌های دنیاست می‌خواهد حد و مرز منافع خود را در جهان خط‌کشی کند. در آن سوی دیگر، این امر با پیش‌روی ناتو در قلمرو تحت تاثیر روس‌ها در آسیای مرکزی، جنوبی، اروپای شرقی و قفقاز خیلی توجیه پذیر به نظر می‌رسد.

ورود روس‌ها در این جنگ تصمیم دشواری بوده است. جنگ افغانستان درس بزرگی برای روس‌ها پیش‌کش کرد که ورود در جنگ به ویژه کشورهای اسلامی، تنها جنگ جبهه‌یی نیست بلکه قبل از همه جنگ ایدیالوژیک و فکری است. روس‌ها با استفاده از درس‌های جنگ سرد، به خوبی می‌دانند که امریکایی‌ها در مدیریت جنگ فکری دست بالا تری دارند. این اولین جنگ مستقیم روس‌ها پس از واژگونی اتحاد شوروی است. روس‌ها نه تنها از وضعیت سوریه خیلی بر افروخته هستند که از وضعیت خاور میانه به صورت کل عصبانی به نظر می‌رسند و بر نقش امریکا و هم‌پیمانانش در خاور میانه به دیدۀ نفرت می‌نگرند. یگانه جغرافیایی که روس‌ها را خشمگین نمی‌سازد، جایگاه ایران و نقش آن در عراق، سوریه، یمن و لبنان است. این نقشِ ایران که از حمایت سیاسی روس‌ها بهره‌مند است، تا حدی می‌تواند نقش و تأثیرگذاری روسیه را در منطقۀ خاور میانه در دیدرس جهانیان قرار دهد و تصویری از حضور پر قدرتِ روسیه به مانند اتحاد شوروی را در منظقه و در ذهنیت جامعۀ جهانی تداعی کند. بناً، مداخلۀ نظامی روس‌ها برای حضور فعال آن‌ها در مناسبات بین المللی اجتناب ناپذیر شده است.
نکتۀ مهم دیگر، اهمیت جغرافیای اقتصادی خاور میانه برای روس‌هاست. روس‌ها هم‌مانند امریکایی‌ها بر منابع گستردۀ نفت از یک‌سو و مراودات تاریخی اقتصادی با خاور میانه از سوی دیگر چشم دوخته اند. تاریخ مناسبات سیاسی و جهانی خاور میانه نشا‌ن‌گر آن‌است که هر پارتنری که دارای قدرت بیش‌تر رزمی بوده، منافع بیش‌تر اقتصادی از این جغرافیا بدست آورده است.
اخیراً اکادمی علوم روسیه که نهاد خیلی قدرت‌مند و تاثیر گذار بر روابط بین المللی این کشور است، پژوهشی را پیرامون جای‌گاه روسیه در خاور میانه و آسیای میانه به نشر رسانیده که توصیه می‌کند اگر روس‌ها جای‌گاه مهم و استراتیژیک خود را در این دو جغرافیای خطیر از دست دهد، امنیت ملی و بین‌المللی جمهوری فدراتیف روسیه به خطر جدی مواجه می‌گردد. از این رو این نهاد به دولت روسیه پیش‌نهاد کرده است تا دولت پوتین منابع اقتصادی و بشری بیش‌تری را برای حضور پر رنگ‌تر در این مناطق اختصاص دهند.
به باور من نکتۀ دیگری که ورود روسیه را در جنگ سوریه مشروعیت داخلی و تاحدی مشروعیت بین‌المللی داده است، روی‌کرد امریکایی‌ها در پیوند به شکل‌گیری داعش و گروه‌های مخالف رژیم اسد در سوریه، عملیات‌ها و تهدیدهای داعش و وحشیانه ترین رویه‌های جنگی داعش در برابر نهادهای اعتدال‌گرای اسلامی، شیعه‌ها و سایر ادیان در خاور میانه است. من اخیرا سخن‌رانی ولادیمیر پوتین را در پیوند به شکل‌گیری داعش دنبال می‌کردم. وی یک سلسله فاکت‌ها و اطلاعاتی را مطرح می‌کرد که داعش را ساخته و بافتۀ امریکایی‌ها معرفی می‌نمود. این روی‌کرد پوتین در داخل روسیه، خاور میانه و حتا در سطح جهانی هواخواهان بی‌شماری دارد.

شامل‌شدن روس‌ها در جنگ سوریه به معنی شامل شدن روس‌ها در تعیین دورنمای استراتیژیک خاورمیانه است. این تغییر را برخی از کشورهای خاور میانه به ویژه ایران استقبال می‌کند. اما این تغییر به هیچ صورتی دامنۀ جنگ را محدود و تلفات جانی و مالی آن را کاهش نخواهد بخشید. از سوی دیگر چون داعش و سایر مخالفین رژیم اسد به نحوی هم‌پیمانان جهانی دارند، مداخلۀ روسیه در جنگ سوریه، سبب تقویت فاحش رژیم اسد نمی‌گردد، اما در استمرار حیات سیاسی و حضور بشار اسد بر قدرت تأثیر مهمی بر جای خواهد گذاشت. اما یک چیز به روشنی پیداست که پوتین می‌خواهد بگوید روسیه، روسیه بحرانی وابسته به دوران پریسترویکا نیست. روسیه تغییر کرده است و می‌تواند حرف‌های مهم‌تری پیرامون وضعیت جهان بزند.