------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۸, جمعه

وظیفه دکترغنی، روایت ازصحیح البخاری نیست.

 درشگفتم که یک «تولی» نفر ریش دار و بی ریش با حقوق ماهوار هریک ( 50 برابر معاش یک معلم) که به نام مشاوران ...


من گفتار موجز دکترغنی را درحضور جمعی از مردم ( یک مقدار متمدن تر از ما) درخارج از کشور دیدم و شنیدم که در بارۀ قرآن و کتاب صحیح بخاری، قیاس می بافت که حتی در شأن یک نیمچه ملا یا یک نوکیشِ (هنوز) خارج نشده از برزخ بی راهه، نتواند درنظر آید. درضمن می گفت که زنی در 2200 سال پیش به شوهر بازرگان خویش نوشت که اگر بیش ازین غیابت کنی، من با گاو عروسی می کنم!
این سخن موهن، درحضور بیش از سه صد زن ودختر ابراز شد. 

ایشان، چیزهای غلط و درهم وبرهمی برزبان می آورد که برای رهبر سیاسی یک کشور، مایه شرمساری است. زدن برچسب «نواسه خدا» بر جبین حضرت امام حسین، بس بود که اینک دسته گل دیگری به آب داده است.
ناظران سیاسی و مردمان دور و پیش ما مکلفیت ندارند که پیشاپیش به عقل خود قناعت بدهند که رئیس جمهور افغانستان به دلیل بیماری صعب، دارومصرف می کند و بنیه ایشان تحمل اثرات داروهای قوی را ندارد.

درسال های شصت که درزندان بودم؛ مقابل تلویزیون صف می بستیم. باری دریک مجلس رسمی حزبی- دولتی، دکتر صالح محمد «زیری»، عضو بیروی سیاسی حزب به دلایلی معلوم و نامعلوم، شروع به خواندن سوره فاتحه کرد. دکترزیری، خانه اش آباد که سوره را درست خواند اما درآخر، به جای «انعمت علیهم»، «انعمت علیکم» گفت. درآن دوران که در درون زندان، بازار جهادی گری حق وناحق، بغایت داغ بود؛ زندانیان به گونه یی طعنه آمیز و یک صدا به خنده اندر شدند.

حالا که آب ها از آسیاب ها افتاده و متاع خشکه مقدسی وجهاد، از انحصار «پشاور» و «مشهد» بیرون آمده، لااقل به طورثوابی کسی از نسل اول و دوم «جهادی وطالبی» که درپارلمان وحکومت لانه گرفته اند؛ انگشت اعتراض به دکترغنی بلند نمی کند که ای مرد حسابی، درمقامِ سیاست وکیاست، این چه مضکه یی است که راه انداخته ای؟!

 در تاریخ کشورهای جهان، چنین اتفاقی نیافتاده است. چه کسی آقای غنی را محکم گرفته است که حتماً باید در محضر چند دختر و پسر خارجی، سطح و سواد اطلاعات مذهبی و دینی خویش را آن هم بی سروته، و درنهایت فضاحت به رُخ بکشد. 

 درشگفتم که یک «تولی» نفر ریش دار و بی ریش با حقوق ماهوار هریک ( 50 برابر معاش یک معلم) که به نام مشاوران رشته های مختلف و غیرضروری کاملاً ظالمانه در کانال های دفتر ارگ ول میخورند؛ چه وظیفه یی مفید که دست کم ده درصد معاش شان را حلال کند؛ برای انجام دادن دارند؟

اگر این سلسله به همین روال ادامه پیدا کند، جوامع همسایه ازین چنین گسیخته گویی های رسمی، بر سطح آگاهی و آبروی سیاسی همه مردم افغانستان و بر طول وعرض به اصطلاح «تاریخ پنج هزارساله شان» داوری خواهند کرد. سخنان رئیس جمهور یک مملکت، آئینه اعتبار، منش و فرهنگ مردم همان کشوری به حساب می رود که وی در صدر رهبری آنان جا گرفته است.

فکر می کنم وقت آن است که شورای امنیت ملی یا مجلس نماینده گان، جرئت به خرج بدهند و سرانجام روی ترتیباتی فیصله کنند که به موجب آن، مضمون و نکات اساسی سخنرانی های دکتر غنی از قبل با ادبیاتی منظم، عباراتی مسئولانه و ( مهم تر از همه) درمسیر درست و خالی از لغزش تهیه و تنظیم شود. اگر چه با توجه به فروافتی اداره و انتظام، و حاشیه روی از مقابل شدن رویاروی با دکترغنی، اقدام به چنین کاری برای مسئولان یک اندازه دشوار است؛ اما بالاخره از جمع دانه درشت های تشکیلات شورای امنیت کسی حاضر شود تا توافق شخص دکترغنی را درین زمینه حاصل کند. درغیرآن، این خیله خندی های تاریخی، که دکترغنی در گفتار و ابراز نظر های خود به حافظه تاریخ رسمی اضافه می کند؛ روی همه را سیاه خواهد کرد.