------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

شهرت یافته گان مندوی جنگاندن قوم ها

حزن كندز: چند حرف كوتاه از راه دور 
نویسنده: غرزی «لایق»


گزاره ى غوغا برانگيزِ سقوطِ پر رمز و راز حاكميت در كندز بار ديگر سفره ى پر قيل و قالِ گمانه زنى و برافراشتن پرچم افگنده ى قومگرايى را براى ديده درا ترين و متعرض ترين چهره ها و داره هاى ضد يگانه گى افغانستان گسترده ساخت و به چند وطن رانده شده ى شهرت يافته ى مندوى جنگاندنِ قوم ها زمينه ى يخن پاره كردن و واويلاى هستريك سوختيم سوختيم و مارش بى ظفر جدايى و خودمختارى محلى را آماده كرد. مصيبت و ماتم كندزى ها و پامال شدن غرور يك شهر آزاده و سرفراز كه بيان ساده شده و بد ريخت سازشها و زد و بند ها ميان ايليت حاكم "جهادى" داخل و خارج حاكميت را به بيرون ريخت، خيلى ناشيانه و بى بند و بارانه يگانه گى باشنده هاى جغرافياى مشترك ما را مورد شبخون چند گماشته شده و چند ساديست قومى قرار داد.

سقوط حاكميت در كندز مگر نخستين سقوط يك شهر در زنجيره ى شهكار هاى "جهادى" است كه چنين داد و بيداد چند غلام بچه ى كم سواد قوم ستيز را در قلقله هاى جنون آميز ضد وطنى و مويه هاى حقير تجزيه و جدايى بر ذروه ى لجن پراگنى هاى رسانه يى سوار كرده است؟ نخستين سقوط حاكميت شهرى هنوز در واپسين روز هاى دولتدارى داكتر نجيب الله در لوى ولسوالى خوست پيشآمد كه بيگمان، در كنار لجاجت "جهادى"، پيآمد يك سازش و يك تدبير در تياتر بازى هاى همان برهه را تفسير ميكرد. پس از سقوط حاكميت در خوست و اينك الى تار و مار شدن حاكميت دولتى در كندز، دست به دست شدن شهرها و دهكده ها نازل ترين فرهنگ حكومتدارى "جهادى" را به نمايش گذاشته كه بار بار حاكميت، تماميت و يگانه گى جغرافياى موجود را به چالش كشانده است. سقوط شهر ها، دهكده ها و نيز سقوط حاكميت ها مفاهيمى اند كه فقط در دائرة المعارف "جهادى" قابل ترجمه و تفسير اند و بس. 

در متن واكنشهاى سرسرى و بى بنيادى كه برگه هاى رسانه ها را پيرامون حادثه ى كندز زور بار كرده است، يك بدعت، يك شرارت و يك ناراستى را ميتوان به ساده گى پى جويى  نمود كه در غايله ى كندز به عامل "پشتونيت" و "ناقليت" به جاى نام گرفتن پيش زمينه هاى عينى و ذهنى حادثه، ارجحيت داده شده است. چنين اعلاميه هاى لاغر از خامه ى فساد پيشه گانى طراوش ميكند كه پندار و كردار شان اسير بيچاره گى قشلاقى بوده و از درد ذلت كهترى پيوسته در اجماع روشن انديشان، زوزه ميكشند و زهر كين مى پاشند. بى مايه گى چنين اعلاميه ها و افتاده گى نگارنده هاى چنين متن ها هنگامى برملا و سيه رو ميشوند كه در تركيب ساختار هاى تمام جناح هاى جنگ جارى، نماينده گان تمام قومها و اتينك هاى كشور، بدون استثنى، در كنار همدگر به چشم ميخورند.      

بيخبرى و بيكاره گى "حكومت وحدت ملى" و ارگانهاى حاكميتى در پيوند با حادثه ى كندز هيچگونه توجيه اخلاقى و سياسى نه ميتواند داشته باشد. زايش نارواى عجوبه ى "حكومت وحدت ملى" در يك زايمان پر درد و عذاب، چيزى بالاتر از آنچه است را نه ميتواند به نمايش گذارد. دولت دوقلو هاى "وحدت ملى" ناتوان ترين ساختار در تأريخ دولتدارى افغانستان را ثبت برگه هاى سرگذشت خونبار جغرافياى ما نموده است. واكنش نخستين دولت در رابطه با سقوط حاكميت در كندز و تبارز بى حالى حلقه ى بالايى زمامدارى كشور آخرين اميد ها براى گذار به دولتدارى شايسته را در دماغ ها تيرباران كرد.

آنچه در بازى شيطانى دست به دست شدن شهر ها و دهكده ها جاى ترديد باقى نه ميگذارد، پويايى ايليت "جهادى" و گستره ى ناپيداى ساختار ها و زير ساختهاى اسلام ستيزه گر سياسى است كه برنامه هاى حكومت با آنهم متزلزل "وحدت ملى" را از داخل و خارج حاكميت سبوتاژ ميكنند. سقوط كندز و حادثه هاى پيش و پس از آن در تياتر شاخ جنگى هاى جارى به هيچصورت با قلقله ها و زبان درازى هاى هفته هاى اخير كلاسيكهاى قاصر "جهادى"، منجمله از عقب بلندگوهاى ياد بود از "هفته شهيد" بى پيوند نيستند. جنگ جارى در كشور با تمام زير و بم دلخراش آن ترجمان سرتمبه گى ايليت "جهادى" و چكيده هاى گمراه شده گان خلافت طالبى است كه نه ميخواهند از بالاى سفره ى خداداد شير و شكر نصرانيت برخيزند و از جنايات و گناهان خويش در برابر خلق الله و دادگاه دادرس يگانه حساب دهند. اينها با تمام نيرنگ و حيله مى تپند تا به كمك پول ها و ابزار نصرانيت بازهم بر توسن اقتدار ناتوان افغانستان سوار گردند و جنبش اوجگيرنده ى روشنگرى و مدنى باورى را در سرِ بازار سنگسار كنند.           

شناسايى انگيزه هاى سقوط  برق آساى حاكميت در كندز كه پيش زمينه ها و سرچشمه هاى آن از پيش ها زبانزد خاص و عام بود و نيز بازگرداندن دوباره ى حاكميت و سلطه ى قانون به شهر ماتم زده، فقط وظيفه ى ارگانهاى دولتى است، نه گروه هاى ايلجارى و داره هاى جدا از قانون و نظم عامه. حضور بندار ها و گله هاى مسلح غير دولتى و ساختار هاى شبه نظامى پنهانى وابسته به تنظيمهاى رنگ باخته ى "جهادى" به بهانه ى برگشتاندن ثبات و آرامش در شهر ها و روستا ها دامنه ى دزدى، چپاول و آدمكشى را رونق تازه بخشيده و سناريوى چور كابل در ثور ١٣٧١ را در يك دور وحشتناكتر به نمايش خواهد گذاشت. 

سقوط حاكميت در شهر ها و دهات كشور كه بيگمان دنباله ى آن به يارى ايليت رو به زوالِ لشكر فساد و تحجر تكرار خواهد شد، هيچ پيوند مستقيم و غير مستقيم با اوضاع قومى و اتنيكى كشور نه داشته و  صرف در بسته بندى ذليل جنگ براى قدرت و ثروت ميان دزدان شناخته شده ى دارايى هاى مردم و بيت المال قابل ترجمه و تفسير است. اين كلاسيكهاى ژوليده و فرسوده ى "جهاد" اند كه بايد به چنين سقوط ها و چنين خيمه شب بازى ها پاسخ ارائه كنند!  


(نووگراد- روسيه)