------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۳, یکشنبه

نوستالژی بغض آلودِ کابل

به تو ای ستارۀ من
روح نینواز بر فراز کوه های شیر دروازه، برفراز تپه های مرنجان، برفراز حافظۀ پایتخت غمزده، در چرخش است. من از همین جا آن را می بینم. خواب نمی بینم؛ آن روح، همان خوابی است که دربیداری برمن ظاهر می شود. همین دیروز، درکوچه قصابی شهرنو آمده بود. گفت: به دیدار اندوه سالاران شهر آمده ام.
گفت: اگر من هم ازین جا بروم، همه چیز تمام می شود. گفت: هر شهر و دیاری، صاحبی دارد. صاحب اصلی، حارس اصلی است... بدین سانست که شهری می میرد و شهری میماند.