------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۷, دوشنبه

استاد شفق؛ بازگشت به تئوری مبارزه با تکتازی


محمد نور «اکبری» تکه هایی از سخنرانی استاد عزیزالله «شفق» را به شرح زیر بازنوشت کرده است:

آیا نظریه پرداز دیروز، درصدد ساختار شکنی تعاملاتی است که درین سال ها خیلی سخت جان شده است؟


« دولتمردان و سياست مداران كوشش كردند بعد از پيروزي انقلاب مردم را انقلابي ، احساساتي و ماجراجو نگهدارند.

انقلابي گري قبل از انقلاب، جان بود و عمل، رهايي بخش؛ اما روحيه احساساتي بعد از انقلاب ، ويرانگر و تفرقه انگيز .
چرا مردم را بعد از پيروزي انقلاب به عِوَض تعقل گرايي و قانونسازي ، قانون پذيري و زيست باهمي، به حزب گرايي، قوم گرايي ، سمت گرايي وتداوم إحساسات رو به فوران سوق دادند ؟ برأي اين كه هر رهبر و هر قوماندان ميخواست و ميخواهد كه فرد درجه يك باشد؟ اخر در يك كشور اين همه درجه يك، نه ميگنجد . 

آقای اکبری سپس ابراز نظر کرده است که « واقعاً إستاد شفق متفاوت مي انديشد و استدلالش بر همديگر پذيري و كمرنگ سازي انحصار جاه طلبان استوار است.»

تبصره:

اول لازم دارد یاد آور شویم که منظور استاد شفق از «انقلاب»، همانا پایان دورۀ زمامداری حزب دموکراتیک خلق (سپس حزب وطن) است که درنتیجه، قدرت سیاسی به یک گروه های مجاهدین واگذار شد. وقتی این برش از سخنان ایشان را از قلم نوراکبری ملاحظه کردم، نخست فکر کردم ممکن است این فرمایشات ایشان، مال سال های 1371- 1372 باشد. چون، به موعظه های اخلاقی همان سال ها مشابه است.

ثانیاً آقای شفق درسلسله سخنرانی مقدماتی خویش، مقدمه گویی را اندکی دراز بخشیده و ممکن است به ذکر اصل موضوع درروز های آینده، اقدام کند. هنوز حرف حساب را به میدان نیانداخته است. نکاتی که از ایشان دربالا ذکر شد، از نظر مفهوم ومفاد، به قریب بیست سال قبل برمیگردد؛ اما موصوف اکنون این نکات را تازه گویی می کند.
این سخنان، از نظر تاکتیک، بیشتر در « درون خانه» یعنی مجمع حزب وحدت کاربرد دارد؛ ورنه، با این چنین انتقادات دادخواهانه، نمی توان امید وار بود که رهبران نسل اول «تنظیم ها» به صراط المستقیم هدایت شوند؛ گویا از رهبرانی که به قول آقای شفق، به اقدامات «ویرانگر» و «تفرقه انگیز» روی آورند تا «فرد درجه یک» باشند؛ چند تایی مانده است که از نظر سیاسی رو به افول اند؛ از جمله آقای خلیلی و محقق، آیت الله محسنی و رهبران از کار افتاده در اردوگاه احناف.
استاد شفق، پس از 15 سال خموشی، اینک که آب های اعتماد در آسیاب های رهبران قراردادی درحال خشکیدن است، احتمالاً درحال تدارک یک خانه تکانی در محور رهبری حزب وحدت است. سخنان شفق، به رهبران عمل گرا که درصحنه بوده اند و هنوز هم حضور دارند؛ تلنگری ملایم حساب می شود؛ اما ریشه سیاسی و تجربی آنان در تعاملات عملی سیاسی سالیان اخیر، فوق العاده قوی است. آن ها حاضر باز کردن یک جای مناسب در رهبری سیاسی برای ایشان نیستند.

درحال حاضر، قدرت وارتباطات، درتعاملات تعیین کننده است. استاد خلیلی و محقق در لایه های مختلف قدرت درهم تنیده اند و این پروسه به آسانی طی نشده است. اگر انتقاد شفق در مجموع، «انحصار» را آماج گرفته باشد، این مسأله به بخشی از نظریه پردازان نسل دوم شیعه- هزاره تا اندازه یی جاذبه دارد؛ مگر از نظر برخورد با واقعیت، قدرت تغییر ساختار های موجود را ندارد. دلیلش این است که سرعت حوادث، از تدابیر و تئوری پردازی های رهبران، پیوسته سبقت می گیرد.