------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱, یکشنبه

کشف قرن؛ سقوطی که «توطئه» درآن صفر بود!

درتاریخ، کدام جنگ وسقوط و بربادی اجتماعی را سراغ دارید که عناصر«توطئه»، «دسیسه» یا دخالت اپراتیفی نیروهای داخلی یا بیرونی درآن، صفر باشد؟


هیأت حقیقت یاب سقوط کندز، درگویش و نوشتار گزارشی خویش، خود در پیچ وتاب تناقض گویی، اطوال کلام، فوران مبالغه آمیز مصرف واژه ها، و مطلقاً درجهت فرار آگاهانه از رویارویی با کابوس زنده و ملموس عوامل اطلاعاتی منطقه وبین المللی، غلت زد.
روحیۀ فرمایشی در بازتاب خشن ترین واقعیت های عریان در صحنه، بر مدار زخم نزدن بر هیچ کس، هیچ «برادر» و هیچ کدام «جلالت مآب» و هیچ «محترم»،  تنظیم شده است. تکیه یک جانبه بر کش وگیرهای درون حکومتی، جنجال های گروهی و سیاه بازی های قمار بازان محلی، بدون مطالعۀ تاریخی- دیالکتیکی قضیه سقوط مرکز ولایت کندز، همان نتیجه یی را به دست میدهد که «کمیسیون» های سلف آن به ذهن مردم، تا کنون واریز کرده اند.

با آن هم، در ورای رویکش «حقیقت یابی»، توموری به نام شورای امنیت ملی تکان میخورد که در ذهن مخاطبان منتظر، و آسیب دیده گان، می پُندد. کشف مرسوم هیأت حقیقت یاب چنین بوده است که گویا در تراژدی کندز، هیچ « دسیسه یی وجود نداشته»؛ مگر خود نوشته اند و گفته اند که  هزار میل اسلحه، 37 ماشین جنگی و انبارهای نظامی دو دسته به گروه جندالله و طالبان هدیه داده شده است. خود روایت کنند که امنیت ملی راه را برای دشمن باز کرده و همه «بزرگان» بدون یک شلیک اسلحه، صحیح و سلامت از مرکز شهر گریخته اند. خود گفته اند که در جهت محبس کندز، هشت پاسگاه افراز شده، اما جهات دیگر، برای پذیرایی از دسته جات مرگ، بازبوده اند.

البته عرق ریزی هیأت حقیقت یاب، ها بدون کشف اعجاز امیز تلفات هم تهیه نشده. دست کم یک نفر کشته و یک نفر هم زخمی شده است! هزاران نظامی یک فیر هم نکرده اند. لایعقل ترین مخاطب با شنیدن توضیح «حقیقت یاب» ها پوزخند می زنند که این چه سقوطی است که هیچ توطیه یی درآن دخالت نداشته است. کار حقیقت یاب ها با انجام یک کشف جدید میتوانست تکمیل شود: کشف وتوضیح توطئه، ستون پنجم.
ممکن است درمتن نوشتاری گزارش هیات موارد زیادی مطرح شده باشد؛ اما آن چه برای میلیون ها نفر در تلویزیون ارائه شد، از جاذبه خرد باوری بی بهره بود.
البته برای ستون پنجم و توطئه های اطلاعاتی، یک رویکش لفظی ( حسب احتیاط) درنظرگرفته شده است که از کارخانه نو تاسیس دولتی به نام «خاکستری ها» بیرون آمده و امید می رود که ازنظر  کاربرد عمومی در مغز هزاران تنی که زنده گی های شان برباد شده است؛ ارزان، بادوام و سهل الوصول باشد. اما این رویکش، پوششی «توطئه آمیز» بر جنگ عیار اطلاعاتی درشمال است.

غم انگیز ترین کشف ناخواسته حقیقت یاب ها ( پس از رد هرگونه دسیسه، برنامه ریزی اطلاعاتی، جنگ مخفی انواع سازمان های جاسوسی لانه گرفته در شمال،) از سوی کاتبان گزارش لو رفته است. گفته شد که عوامل «خاص»، طالب و جندالله را رهبری می کرده اند. گفته شد که امریکایی ها به موقع، کاروان نظامیان طالب را بمباران کردند که موج برگشت پیش آمد. گفته نشد که امریکایی ها، چه گونه از نخستین روزهای برنامه  ریزی برای درهم کوبی سد دفاعی شهر، چطور تماشابین صحنه بودند؟ هیچ اشارتی نرفت که حضور یا «اشراف» امریکایی ها وآلمانی ها که ظرف 15 سال درمقیاسی فراعقلی، نهادینه شده و از همان جا، با فن آوری های پیشرفته، کل منطقه و حتی تحرکات درکرملین را رصد می کنند؛ چطور توانسته بود ازین این همه بلوای جنگ و شکست، بی خبر و بی غرض بماند؟
امریکا و متحدان تا سه روز که کندز غربال شد، ساکت بودند؛ وقتی احتمال واکنش روس ها از آنسو، ( درصورت ادامه اشغال کندز) بیشتر شد، دردقایق نود، نگذاشتند که اوضاع از کنترول بیرون  شود. این مسایل، همه جزو دسته بندی های عملیات مخفی است که توطئه جزء آن است.
این استدلال ها حتی برای کودکان دیگر کار آیی ندارد. حقیقت یاب ها درمقابل چشم دوربین ها حتی تا آخر ماجرا از پاکستان- طراح ومجری سقوط کندز- نام نبرده بودند؛ سخن درمسیری افتاده بود که اگر خبرنگار ایرانی مقیم کابل بر پوقانه بزرگ حرافی های هیأت، دردقایق آخر، سوزنی فرو نبرده بود؛ یکی وپخته، نقش عملیاتی اظهرمن الشمس پاکستان- دشمن سوگند خورده افغانستان- از جنایات انجام گرفته در کندز پاک شده بود. زان پس، اجباراً دیوار یافته های سمنتی، تُرک برداشت و معلوم شد که میان همه نیروهای داخل از اردو تا ولایت، ازولایت تا شورای امنیت ملی، از اتاق های «خاکستری ها» تا ارگ، پیوندی تنگاتنگ براساس منطق توطئه، دسیسه و سبوتاژ وجود داشته است.
اما رمز عبور این معادله از نخستین روز ها و روزهای پسین کار حقیقت یابی، هنوز ناپیداست: تازه می توان سرنخی را رد گیری کرد که فلسفه غیابت صغرای دکتروردک و بی حضوری فضل کریم ایماق چه بوده است.