------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

داعش؛ تبارز سنن جاهلی در اسلام است.

نویسنده: نصرت الله تاجیک، سفیر سابق ایران در اردن و تحلیلگر مسایل بین الملل
آقاای تاجیک میگوید که سنن جاهلی که وارد اسلام شده، عارضی است؛ جوهری نیست. این چه نوع جهل عارضی است که 1400 دوام آورده و در قرن 21 به شکل بازسازی شده، مغز های مسلمانان را در اختیار خود می گیرد؟


دیپلماسی ایرانی: تمام تلاش داعش بهم زدن میز مصالحه و مذاکره و خشن کردن فضای منطقه و جهان است. اما نگاه تک بعدی به داعش و تحرکاتش باعث رواج قرائتی از واقعیت های صحنه عملیاتی، تحولات، تغییرات و اتفاقات و حوادث عراق، سوریه و سایر کشورهای منطقه و هم اکنون در غرب در زمینه کارکرد، نقش و اهداف داعش در منطقه خواهد شد که متاسفانه روان، شفاف و محکم نیست. سرزمین وسیعی در سوریه و عراق در اختیار این گروه است و آینده روشنی از تحرکاتش در منطقه وجود ندارد، اما خطر تجزیه عراق و سوریه همچنان در پرتو تحرکات این گروه در بعضی مقاطع همواره جدی بوده و هنوز هم منتفی نیست. بنابراین خیلی بیراه نبود که در زمان هایی گفته می شد هدف نهائی داعش ایجاد خلافت اسلامی ابتدا در سرزمین های عربی و گسترش آن به سایر کشورهاست، ولی در این مسیر ممکن است نتواند در هر یک از کشورها به اهداف خود دسترسی پیدا کند و آن کشور به سمت تجزیه پیش رود.
رفتارهای خشونت گونه و سبعانه در عهد جاهلی میان اعراب رواج داشته و متاسفانه در برخی موارد در طول تاریخ نمونه هائی از سنن جاهلی وارد اسلام شده که عارضی است و جوهری نیست. به طور مثال نفی اعمال خشونت هائی نظیر سنت زنده به گور کردن دختران توسط اعراب از سوی اسلام خود بیانگر صحت این ادعا است که خشونت های داعش جنبه دینی ندارد و نباید کشورهای غربی را به سمت اسلام هراسی و یا ایجاد تضییقات برای مسلمانان سوق دهد.
در طول عمر نه چندان طولانی داعش، به کارگیری و اعمال خشونت همچون ترور، انفجار و کشتارهای دسته جمعی برای ایجاد وحشت و شکستن اراده مخالفین داعش از سوی محافل ناآشنا به تاریخچه و روند تحولات منطقه اینگونه تلقی شد که هدف داعش رویاروئی با ارزش های غربی است، که فرضیه ای غلط محسوب می شد. اگرچه داعش خود را نماینده اسلام خلافت می داند، اما این اعمال نسبت محکمی با مبانی اسلامی نداشت. از سوی دیگر داعش نسخه جدیدی از القاعده است که فقط به تغییرات ژئوپلیتیکی بسنده نکرده و درصدد تغییرات معادلات سیاست و حکومت در منطقه و بنیانگذاری خلافت اسلامی ابتدا در سوریه و عراق و سپس در عربستان و گسترش آن به سایر کشورهای اسلامی است. داعش فقط زمین نمی خواست، بلکه زمین را برای پایه گذاری حکومتی می خواست که با چارچوب حقوقی خلافت با آن تعریفی که روشنفکران دنیای اهل سنت از آن داشته و سالیان دراز در آرزوی آن میزیسته اند، اعمال قدرت کند.
خشونت داعش تاکتیک و روش بود و نه تفکر برآمده از ایدئولوژی اسلامی داعش. داعش هیچ گاه سعی نکرد روش های خشونت آمیز خود را تئوریزه کرده و به آن صبغه و رنگ دینی بدهد، بلکه با سمبول هایی نظیر زنجیر به پا بستن یا لباس نارنجی پوشاندن گروگان ها و کسانی که به کام مرگ فرو رفتند، نشان داد که قصد انتقام گیری از غرب و تحقیر غربی ها را دارد. اقداماتی که خود غربی ها در قبال مسلمان ها از خود نشان داده و باعث ترویج خشونت شده بودند. خشونت داعش نه مبنای اسلامی، بلکه ناشی از تزریق اندیشه سیاسی بعث برای کسب قدرت است.
زیرا اسلام با قرائت عامی که از آن وجود دارد جدای از کج سلیقگی ها و قرائت های خاص، در بطن خود واجد خشونت نیست. هیچ یک از مدارس اسلامی و نحله های فکری آنها نه در میان اهل سنت و نه در تشیع از منظر مبانی فکری خود مروج خشونت نیستند. اعمال خشونت توسط داعش یک راهبرد برای ایجاد وحشت، تحقق اهداف مقطعی، بهم زدن معادلات در صحنه عملیاتی و البته اقدامی عکس العملی در مقابل اقدامات غرب و آمریکا علیه مسلمانان در پروژه اسلام هراسی بود. در این زمینه داعش دارای راهبرد و سیاست ویژه عملیاتی مخصوص به خود بود و تا مدت ها این راهبرد به ویژه همان نقشی را بازی می کند که سربازان مزدور در دوران رنسانس اروپا بازی می کردند. یعنی سربازان و افسران نظامی رسمی بیکار شده از جنگ ها، که در جستجوی هویتی افتخارآمیز هنر جنگ آزمایی خود را در اختیار دولت قرار می دادند و به شکل پول نقد یا واگذاری زمین پاداش می گرفتند. اما جنگجویان داعشی به ایدئولوژی مذهبی و راهبرد اعمال خشونت برای ایجاد رعب و پیشبرد اهداف نیز مسلح بوده و کارکردی خشن تر و فراتر از مزدوران گذشته دارند که با استفاده از امکانات تدارکاتی ترکیه و با اتصال به منابع مالی عربستان سعودی و قطر و کمک های جمع آوری شده در کشورهای عربی، فروش نفت مناطق تحت تصرف و میلیون ها دلار پول نقدی که باج گرفتند و یا از بانک موصل به سرقت رفت به ثروتمندترین گروه مبارز و شورشی تبدیل شدند که سپس شکل ارتش خصوصی به خود گرفتند. این نتیجه سیاست دخالت های غرب در منطقه است ولی هنوز دیر نیست اگر غرب بخواهد به سیاست های برخورد دوگانه و روش های تغییر توازن در منطقه و تخریب چهره کشورهای موثر آن که درصدد حفظ ثبات و امنیت منطقه هستند خاتمه دهد و باعث ترویج خشونت نشود.