------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

نخستین «انقلاب» نا تمام

رهبران جنبش عدالت درخیابان های کابل، با آزمون حفظ و عبور به مرحله بعدی قیام، مواجه اند.


گزارش می رسد که غنی- عبدالله در نخستین خروش بی بدیل خیابانی درکابل، قطعاً حاضر به گشایش دروازه ارگ به روی رهبران قیام، نبودند. هیچ عز وحرمتی برای مردمِ جان به لب رسیده و پیکرهای «شهدا» از خود نشان ندادند. چشم ها زمانی در حدقه ها به چرخش آمدند که شاطران شیاد دربار، خبر آوردند که دسته هایی از جوانان سوگند خورده به خون و داد، از دیوار های کاخ انحصار و فساد، شروع به پریدن کرده اند.

من برای نخستین بار در عمر نیم قرنه خویش، دیدم که نخستین انقلاب مردمی با قدرتی تاریخی در خیابان های کابل آغاز شده بود. این حرکت، علی رغم آن که ظاهراً درنیمه راه ایستانده شد، از آزمون دور نخست تجربیات خود عبور کرده است. کماکان، هیچ معضلی برطرف نشده است. تا زمانی که جفای بزرگ «بی حکومتی» درافغانستان پایان نیابد، موج دوم اعتراضات مردم در پایتخت، از نوعی دیگر خواهد بود. اگر خونی روی خیابان ها بریزد، واکنش مردم، کمر حکومت مشاوران و دزدان را به دو نیم خواهد کرد.

با این حال، همه چیز در گرو مدیریت هشیارانۀ مردم ستم دیده است. افغانستان، کشوری ناشناخته و آتشین مزاج بوده وهست؛ همزاد قیام هایش، دریاهای خون، ولی ستارۀ بختش برای چیدن میوه های قیام، کورسو و ناپدیدار بوده است. حالا به کدام سو می رود؟ این را هیچ کس نمیتواند تحلیل کند.

برای امریکا و فساد کاران ارگ و  «سپیدار» هنوز فرصت باقیست تا حکومت را به یک اداره «مؤقت» تحویل بدهند.

حاجی محمد محقق درین شوک ناگهانی، به شکل بسیار اسف انگیزی، اسیرِ واگرایی شد و  خنجر ادبیات گفتاری را درسینۀ اعتبار و حیثیت خودش فروهشت و  خویشتن را برای همیشه از نظر سیاسی، مدفون کرد. بدیل او، از دایرۀ رهبران خروش مردمی در پایتخت، خود به خود ظهور کرده است. اکنون به جای «اپوزیسیون» سازی های ساخته گی و «تنظیمی» تشکیلات سیاسی اپوزیسیون افغانستان شمول، سر برآورده و دولت بدون اپوزیسیون، (که صرفاً نماینده « مشاوران» دلال وپول پرست شناخته می شود) را آماج گرفته است.
این جهش، بخش اعظم مرزهای تنظیمی و قومی را برباد کرد. آیا اپوزیسیون غیرتنظیمی در چهارچوب مرکزیتی هوشمند سامان خواهد گرفت؟ این موضوع نیز قابل پیش بینی نیست.

 برهنه باید نوشت که این محور نباید اشتباهات گذشته را در آب و هوای داغ مطالبات مشخص و عادلانه کنونی، با نوشتن قطعنامه های مشابه به گلوله برفی مکرر کند. امریکایی ها از همایش های مردم با شعار های قهری و عدالت طلبانه حساب می برند. نوار تصویری مشاجرۀ تاریخی بین دکترغنی با فهیمی، خانم فتانه گیلانی و سخنرانی های عبدالرحیم ایوبی وکیل قندهار، بی درنگ درسفارت امریکا مورد تحلیل وتجزیه قرار گرفته و نماینده گان ناتو و امریکا از حادثه بی پیشینه کابل به سختی مضطرب شده اند.

جهان غرب دیگر قادر به حفظ «بی حکومتی» درافغانستان نیست. رهبران قیام نباید اسیر سرعت حوادث ووعده های فریبنده شوند و درگیرودار تماس ها و میانجیگری های پوچ، چانس قدرت کارساز حضور داغ مردم را از بین ببرند. خشم های تلخ، نباید در گلو گاه ها تأخیر کند. اگر جهش اجتماعی کنونی به وسیلۀ مافیا و اصحاب فساد مصادره شود، یک دوره تاریک و طولانی دیگر فرا خواهد رسید. 
همین حالا که آخرین سطور این متن را می نویسم، دکترعبدالله درپرده تلویزیون، درکمال غفلت، جفنگ های روتین خود را روایت می کندو طامات بیهوده می بافد.