------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۷, یکشنبه

همه رویدادهای خاورمیانه نقش باد در پرچم روسیه را دارد!

یونگه ولت- گزینش و ترجمه رضا نافعی


در خاور میانه شتاب رویدادها وقفه ناپذیر شده است. آنچه که تا چند هفته پیش توهم بنظر می رسید، امروز واقعیت بی تردید است. مثلا مشاهده می شود که در مدت زمانی بسیار کوتاه کنترل عراق از دست آمریکا در رفته است. شبیه این وضعیت در اردن دیده می شود . اردن ترجیح می دهد برای مبارزه با دولت اسلامی (داعش) و جبهه النصرت با روسیه و ایران همکاری کند. انچه تا اینجا می بینیم نتیجه محاسبات و نقشه های غلطی است که واشنگتن برای ساقط کردن نظام سوریه در پیش گرفت و خود را در چنین وضعیت بی مفری قرار داد که حاصلش روبرو شدن پیاپی با تحقیرهای مکرر است.

در ماه سپتامبر حیدر عبادی نخست وزیر عراق، در بغداد با همکاری با روسیه، سوریه و ایران یک مرکز اشتراک مساعی برای مبارزه مشترک علیه تروریسم فرامرزی تشکیل داد. پس از نخستین موفقیت هائی که حملات نیروی هوائی روسیه بدنبال آورد و عبادی گفت که او از حمله نیروی هوائی روسیه به اهداف داعش در عراق نیز استقبال خواهد کرد، در واشنگتن زنگ های خطر بلند شد. چون پنتاگون می بایست در انتظار اخراج خفت بار از کشوری باشد که دوازه سال پیش با جنگ آن را تصرف کرده بود.

بلافاصله» ژزف دانفورد» رئیس ستاد مشترک امریکا، به بغداد پرواز کرد و روز 21 اکتبر به دولت بغداد اولتیماتوم داد که باید بین کمک آمریکا و روسیه یکی را انتخاب کند. آنطور که گفته میشود، یعنی آنطور که منابع آمریکائی در آغاز گفتند عبادی به آمریکائی ها قول داده که از روس ها تقاضای کمک نکند، اما نخست وزیر عراق چند روز بعد همان کار را کرد و به مسکو چراغ سبز نشان داد که کاروان داعشی های فراری را مورد تعقیب قرار دهد و در خاک عراق به آنها حمله کند.

واشنگتن دست به تلاشی نومیدانه زد تا ثابت کند که آمریکا هنوز هم قادر به مبارزه با تروریسم هست. برای این کار 30 سرباز از نیروهای ویژه همراه با پیشمرگه های کرد به شهری در شمال عراق فرستاد که گویا در آنجا توانسته اند 70 نفر از اسیران داعش را نجات بخشند. یکی از سربازان نیز که کلاه خودش مجهز به دوربین بوده توانسته از کل عملیات فیلمبرداری کند و آن فیلم را در اختیار رسانه های غربی بگذارد.

از قرار معلوم در واشنگتن تصور بر این بوده است که باید عملیات موفق برای بازگرداندن اعتماد به آمریکا کفایت کند. پس از انتشار ویدئو، آشتون کارتر رئیس پنتاگون بلافاصله آن را مورد استفاده قرار داد تا روز 28 اکتبر به سنای آمریکا بگوید که اینک نظامیان آمریکا خود را آماده می کنند تا با نیروی زمینی نیز مستقیما در عملیات رزمی عراق و سوریه دخالت کنند. پس از یک سلسله شکست های مکرر برای «استراتژی» واشنگتن در خاور نزدیک که قبلا رخ داد بود، شرم انگیز ترین لحظه وقتی بود که پس از انتشار ویدئو آمریکائی ها متوجه شدند که هیچ کس در فکر این نبوده که برای انجام این عملیات از دولت بغداد هم سوالی بکند. سعد الحدیثی سخنگوی دولت بغداد توقع بیجای واشنگتن را با این سخنان رد کرد: «این موضوعی است مربوط به عراق و دولت عراق از وزارت دفاع آمریکا تقاضا نکرده که در عملیات مستقیم شرکت کند. ما به حد کافی سرباز در محل داریم.»

نکته اینجاست که پس از 13 سال اشغال دفاکتوی عراق و پس از 13 ماه حملات بی اثر علیه داعش، بغداد بطور قطع دیگر نیازی به » کمک» های واشنگتن ندارد. افزون بر این عراقی ها امروز دیگر یقین کامل دارند که واشنگتن اصلا علاقه ای به از میان برداشتن داعش ندارد. چون این سازمان تروریستی بهانه مناسبی است برای امریکا که ادامه حضور خود را در عراق توجیه کند.

ضربه کاری دیگر را در پایان هفته اردن به آمریکا وارد آورد. روسیه در عمان پایتخت اردن، با آن دولت به توافق رسید که مرکزی برای همگام سازی فعالیت های نیروی نظامی دو کشور برپا گردد تا پرواز هواپیماهای نظامی بر فراز آسمان سوریه را هماهنگ سازد. بنا به گفته سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اردن پذیرفته است که در جستجوی راه حلی سیاسی برای چالش سوریه، میان دولت دمشق و نیروهای اپوزیسیون، نقشی مثبت ایفا کند – یعنی همان نقشی را که روسیه خود نیز دنبال می کند. اردن نیز مانند عراق، در برابر واشنگتن، سخت سر به نافرمانی برداشته است. از آنجا که واشنگتن هر نوع همکاری با روسیه را در سوریه با قاطعیت رد می کند، همکاری روسیه و اردن بی تردید سبب نارضایتی اش شده است.

بنظر می رسد با حضور روسیه در سوریه و موفقیت هائی که کسب کرده، سدی شکسته شده است. آیا حضور روسیه در سوریه و ایستادگیش در برابر کشورهای شروری چون آمریکا، بریتانیای کبیر و فرانسه، ترکیه، عربستان سعودی و قطر و جانبداری اش از حقوق بین المللی و استقلال ملی کشورها همان فرصت رؤیائی است که بسیاری از کشورها دیر زمانی در آرزویش بودند تا بتوانند خود را از چنگال هژمونی واشنگتن رهائی بخشند؟ دولت افغانستان هم از روسیه تقاضای کمک نظامی کرده است. حتی «بانکی مون» دبیر کل همیشه ترسان سازمان ملل جرئت پیدا کرد آمریکا را به دلیل سیاستش در سوریه سخت محکوم کند.



واشنگتن از خود دفاع می کند

عملیات ارتش روسیه در سوریه بنا به تقاضای دولت سوریه و با موافقت آن دولت صورت گرفته است. پس این عملیات «از منظر حقوق بین الملل مجاز هستند». این نکته ایست که «آلکساندر اس. نوی» رئیس کمیسیون دفاع در مجلس آلمان و عضو حزب چپ ها، مطرح کرد و یادآور شد که «دولت سوریه از نیروهای نظامی آمریکا، انگلستان و فرانسه چنین تقاضائی نکرده است، از این رو عملیات نظامی آنها در سوریه ناقض حقوق بین الملی سوریه است.»آنگاه او از دولت آلمان می پرسد طبق کدام قانون تجاوز نیروهای نظامی آمریکا، انگلستان و فرانسه را پذیرا می شود و مشوق آن شده است؟

وزیر دفاع آلمان طی نامه ای استدلال حقوقی خود را ( که در اختیار یونگه ولت است) مطرح ساخته و چنین می نویسد: «ایالات متحده آمریکا، بریتانیای کبیر و فرانسه به شورای امنیت سازمان ملل اطلاع داده و اظهار داشته اند که اقدامات نظامی آنها در سوریه هماهنگ با بند 51 از منشور سازمان ملل، برای دفاع از خود یا دفاع جمعی برای حمایت از کشوری دیگراست.»

در اینجا، واقعا از حیرت، فقط میتوان سرتکان داد. رئیس کمسیون دفاع مجلس آلمان به «یونگه ولت» می گوید :» من نمی فهمم که آمریکا، فرانسه و دیگر کشورهای غربی در سوریه از چه دفاع می کنند؟ آنچه مسلم است این است که از خود دفاع نمی کنند. مقوله دفاع از خود در حقوق بین الملل با وضوح تمام به دفاع ارضی محدود می گردد یعنی دفاع از خاکی که قبل از حمله متعلق به کشور بوده است. » نوی» به سخن خود ادامه می دهد و می گوید» اگر کشوری بتواند خود را مشمول این حق بداند سوریه است. سوریه نه تنها از داخل و خارج تحت فشار نیروهای مختلف است بلکه از سوی کشورهای » رژیم عوض کن» ، که به دلخواه خود، بدون موافقت دولت سوریه، یعنی با شکستن قانون پای به خاک آن کشور گذاشته اند، تحت فشار خشونتبار قرار دارد.»