------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۸, یکشنبه

پیشنهاد حکمتیار: کنفدراسیون پاکستان- افغانستان

دوستان محترم!
امروز ضمن کار تحقیقی روزمره، به سندی برخوردم که علی الرغم اهمیت تاریخی آن، سوالاتی مرتبط به وضعیت جاری کشور را نیز در ذهنم تداعی نمود.
اینک مسئله و سوالات مذکور را شریک ساخته تا باشد که ذهن جستجوگر شما دوستان عزیز در زمینه چه نتایجی را استخراج و مطرح مینماید.
فقیرمحمد «ودان»



گلبدین حکمتیار صرف سه روز بعد از اعلام «حکومت مؤقت اسلامی افغانستان» ـ که در آن موقع صرف دو نفر عضو(انجنیر احمد شاه احمدزی معاون سیاف رئیس و دوکتور زبیح الله مجددی معاون) داشت ـ طی کنفرانس مطبوعاتی معروف خویش به تاریخ ششم حوت 1366 (25 فبروری 1988)، در حضور ژورنالستان و عدۀ یی از دپلومات های خارجی؛ چنین اظهار داشت: 

«حکومت اسلامی در افغانستان تمام قیودات ویزه و پاسپورت را برای پاکستانی ها رفع خواهد کرد. سرحدی بین افغانستان و پاکستان وجود نخواهد داشت. ما میخواهیم پاکستان و افغانستان را یک مملکت واحد بسازیم و اگر درین راه موانع موجود باشد میخواهیم کنفدراسیونی بین دو مملکت بوجود آید»(1) 

چندی بعد زمانی که گلبدین حکمتیار قرار نوبت خویش، در مقام سخنگوی «اتحاد اسلامی مجاهدین افغانستان» متشکل از هفت تنظیم مقیم پاکستان قرار گرفت، یکبار دیگر و از صلاحیت چنین مقامی، در مصاحبه یی با خبر نگار روزنامۀ «دان» [چاپ پاکستان] طرح فوق الذکر خویش را تکرار نموده؛ اظهار داشت که:«... اگر مرکز حکومت مجاهدین به داخل افغانستان منتقل گردد، اولین کاری را که انجام میدهد کوششی خواهد بود برای ادغام افغانستان و پاکستان تا کشور واحدی گردند. اگر این کار صورت نگیرد سعی به عمل خواهد آمد تا خوامخواه کنفدریشنی بین این دو کشور به میان آید»](2)
اظهارات مکرر گلبدین حکمتیار در مورد «ادغام» افغانستان و پاکستان و یا تشکیل کنفدراسیون آنان و بخصوص که اینک در مرتبه اخیر فوق الذکر از موضع «سخنگوی اتحاد اسلامی مجاهدین افغانستان» ابراز گردیده بود، از طرف هیچیگ از «تنظیم های هفتگانه» و رهبران این تنظیم ها مورد تردید قرار نگرفت.
طرح فوق الذکر گلبدین حکمتیار و سکوت تنظیم های متذکره و رهبران آنان، از اهداف مورد نظر آی. اس. آی پاکستان درین زمینه ناشی میگردید. مبتنی بر همین حقیقت بود که مطابق یک سند سری افشا شده، جنرال حمیدگل رئیس ادارۀ آی. اس. آی، در جولای 1988 طی گزارش رسمی خویش به جنرال ضیاالحق در مورد «تمرکز در افغانستان برای ختم نیمۀ دوم جون 1988» چنین مینویسد:«محترما! در عرصۀ سیاسی دورنماهای ما در افغانستان، اتحادشوروی بعد از امضای موافقتنامه های ژینو مجبور است قوای رو به زوال خویش را از افغانستان بیرون بکشد. انجام پیروزمندانۀ قریب الوقوع جنگ افغانستان که پاکستان در آن نقش قاطع داشت، فرصت های بی سابقۀ تاریخی را میسر می سازد. در منطقه خلایی بمثابه پیامد خروج قوای شوروی از شهر کابل بوجود خواهد آمد که ما باید آن را پر نمائیم. ما نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهیم. به منظور مقابله با توسعه طلبی یک میکانیزم نیرومند نظامی را ایجاد کرده و ضرورت است که پاکستان یک کنفدراسیون را با افغانستان تاسیس نماید. این کار ممکن است زیر عنوان متحد ساختن کشورهای اسلامی به خاطر صلح، امنیت و ثبات در منطقه، انجام یابد تا از نفوذ کمونستی جلوگیری بعمل اید.
تمام پیشرفت ها برای ادامۀ این نظریه در رأس است [بهتر است این جمله چنین ترجمه میشد: « در رأس تمام پیشرفت ها ادامۀ این نظریه قرار دارد» ـ ودان]. رهبران اتحاد هفتگانه کاملاً به ما بستگی دارند، برخی از آنها با ما کار نموده و مینماید و پشتیبانی راسخ خویش را وعده داده اند. ما باید تا پیروزی کامل، مجاهدین را تقویه نمائیم، پاکستان باید تمام کمک های ممکن نظامی و سیاسی را به اتحاد احزاب هفتگانه و مخصوصاً به گروه اساسی «حکمتیار» که خیلی پرنفوذ و قدرتمند و مطمین است، مبذول بدارد.
پس از خروج قوای شوروی نیز حکومت دست نشاندۀ کابل حتی برای یک ماه نمیتواند جان به سلامت برد. هدف عمده در حال حاضر این است که تنظیم های پایدار برای حکومت آیندۀ اسلامی در یک افغانستان آزاد بوجود آید که طرفدار پاکستان باشد و بطور داوطلبانه به ایجاد یک کنفدراسیون «پاکستان ـ افغانستان» که پاکستان در آن نقش عمده را ایفأ خواهد کرد، موافقه نماید.
صرف چنین یک اقدامی میتواند یک توازن استراتژیک در منطقه بوجود آورد. در چارچوب این کنفدراسیون سرحدات باید از بین برود و یک ساختار مشترک اقتصادی تشکیل یابد. این امر امکان خواهد داد که به ساحات یورانیم در افغانستان دسترسی کسب نمود و برنامۀ هسته یی خویش را عملاً از منابع خارجی مستقل ساخت. پس به سبب اهداف سیاسی ما ابتکار ایجاد چنین یک کنفدراسیون باید از طرف حکومت اسلامی افغانستان ... [به گمان غالب در جای ...، کلمۀ «پیشنهاد» قرار خواهد داشت ـ ودان] شود.
این کنفدراسیونِ پاکستان ـ افغانستان به گمان اغلب حمایت ایران و ترکیه را بدست خواهد آورد، مشروط بر اینکه ما از این لحاظ فشار لازم را وارد نمائیم. به منظور جلب برخورد مثبت آنها نسبت به این تشکیل، ما باید مسئله یک اتفاق و اتحاد کنگرۀ منطقوی را که مشتمل از افغانستان، پاکستان، ایران و ترکیه باشد، مطرح سازیم.
روش ابرقدرت ها، هند و سایر کشورها نسبت به این مسئله؛ ممکن است یک واکنش مثبت را از ایالات متحدۀ امریکا نسبت به ایجاد یک کنفدراسیون پاکستان و افغانستان انتظار داشت. زیرا جوابگوی استراتیژی آن کشور دایر بر مهار ساختن نفوذ کمونستی می باشد و امکان خواهد داشت تا موافقتنامه های امریکا و پاکستان را در مورد افغانستان تطبیق نماید.
این کار برای اتحادشوروی خوش آیند نخواهد بود. آن کشور شاید اعلامیۀ شدیداللحنی را صادر نماید، ولی بیش از آن چیزی نخواهد بود و بس از مدتی چند تمایل خویش را به ایجاد مناسبات با کنفدراسیون نشان خواهد داد.
موضیعگیری هند مطمیناً منفی خواهد بود. زیرا این کنفدراسیون یک ضربۀ شدید را بر پلان های آن کشور مبنی بر ... [احتمالاً یکی از کلمات «تضعیف»، «تجرید» و یا هم «حذف» در جای ... قرار داشته و یا هم جملاتی از ترجمه انداخته شده است ـ ودان] پاکستان تشکیل میدهد. کشورهای غربی و جاپان مطابق گزارشات، یک موضعگیری خیرخواهانه را اتخاذ خواهند کرد. از طرف دیگر کشورهای اسلامی از وحدت پاکستان و افغانستان استقبال خواهند کرد ولی کار بجایی نخواهد کشید که مناسبات خود را با پاکستان تیره نمایند.
پاکستان کاملاً حق دارد در جهت ایجاد کنفدراسیون با افغانستان تلاش نماید و پاکستان در طول تمام این سالها شاهد خطرات جدی بوده و به افغانستان اجازه نمیدهد تا در حالتی باقی بماند که قبل از سال 1978 م و بعد از کودتای ماه اپریل، زمانی که دنباله رو شوروی و هند بود، باشد» (3)
افزون بر مسایلی مهمی که در متن سند فوق پیرامون تشکیل «کنفدراسیون پاکستان ـ افغانستان» درج و صراحت بخشیده شده، افادۀ ضمنی نیز در مورد وجود «موافقتنامه های امریکا و پاکستان در مورد افغانستان» قسمی بعمل آمده است که در رابطه به تشکیل کنفدراسیون مذکور میتوان عکس العمل «مثبت» ایالات متحدۀ امریکا را «انتظار» داشت؛ زیرا از یکطرف «جوابگوی استراتیژی آن کشور دایر بر مهار ساختن نفوذ کمونستی می باشد» و از طرف دیگر تذکراز یافته که این کنفدراسیون «امکان خواهد داشت تا موافقتنامه های امریکا و پاکستان را در مورد افغانستان تطبیق نماید». 
سوالی که با خواندن متن سند متذکره در ذهنم مطرح شد؛ اینست که:
1 ـ محتوای موافقتنامه های سری و افشا ناشده میان «امریکا و پاکستان در مورد افغانستان» چه خواهد بود؟.
2 ـ آیا انکشافات بعدی افغانستان (عدم رعایت توافقات ژینو ـ حمل 1367 ـ از جانب پاکستان و با حمایت امریکا، ناکامی پلان صلح ملل متحد ـ درحمل و ثور1371 ـ، حکومت اول مجاهدین، تشکیل و به قدرت رسانیدن طالبان و همچنان انکشافات سالهای حضور نظامی ایالات متحده امریکا در افغانستان که تا اکنون ادامه دارد) و نقش پاکستان درین انکشافات که اغلباً از حمایت امریکا برخوردار بود، در استقامت همین موافقتنامه ها صورت نگرفته است؟.
3 ـ حقایق سالهای حضور نظامی امریکا در افغانستان مؤید آن اند که: ایالات متحدۀ امریکا در حالی در برابر مداخلات صریح و علنی نظامی، استخباراتی و سیاسی پاکستان در امور افغانستان اغماز و سکوت نموده و به بازی های دو پهلوی متوسل گردیده و میگردد که در حمایت از افغانستان در چنین موارد تعهدات معتبر دارد. پس سوال اینست که آیا این اغماز، سکوت و یا هم بازی های دو پهلوی امریکا مبتنی بر موافقتنامه های مذکور نبوده و نمی باشد؟.

یادداشت ها:

1 ـ داکتر نصری حق شناس، تحولات سیاسی جهاد افغانستان، جلد دوم، صفحه 92، با نقل از: برسی وقایع مربوط به افغانستان در ماه فبروری و مارچ 1988، صفحه 29. در ضمن باید گفته که داکتر نصری حق شناس یکی از سابقه داران حرکتهای سیاسی اسلامی در افغانستان عضو سرشناس «جمعیت اسلامی» تحت رهبری برهان الدین ربانی بوده و در سالهای «جهاد» در دفتری مرکزی تنظیم متذکره در پاکستان مصروف امور فرهنگی بود. 
2 ـ همانجا، جلد دوم، صفحه 118، با نقل از «افغان جهاد»، سال اول، شمارۀ چهارم، حمل ـ جوزای 1367، صفحه 156. خبر اظهارات گلبدین حکمتیار را درین زمینه سرویس پشتوی رادیو صدای امریکا نیز به تاریخ 21 حمل 1367 نیز پخش نمود.
3 ـ بر گرفته از همانجا، جلد دوم، صفحهات 186 ـ 188. دوکتور حق شناس در زمینه تذکر میدهد: جاهائیکه نقطه، نقطه گذاشته شده در ترجمه همینطور بوده است.