------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

«پاسخ» خیالی والی بلخ به «ستون پنجم»

احمد «سعیدی» با آن همه دنیا دیده گیِ که دارد، پوره میداند که در میدان سرنوشت تنها ایستاده و همه سایه هایی که دور وبرش می پلکند؛ خویشاوندان ذاتی همان «ستون» هایی اند که بانیان عصر «بی حکومتی» اند.


بزنس تبلیغاتی که هر موضوع با ربط و بی ربط را به دُم «ستون پنجم» گره میزند، به قول معروف، بیخی «شوربایی» شده است. استاد عطا «نور» نیز تصریح کرد که «حمله به احمد سعیدی کار ستون پنجم دولت است و این حملهِ بزدلانه بي‌پاسخ نخواهد ماند.»
من که این بریده یی از اعلامیه را خواندم، به طور خود کار، ذهنم به کار افتاد و به یاد آوردم که همین جمله را ( فقط اگرنام احمد سعیدی) را از آن حذف کنیم، برای پانزدهمین بار شنیده ام. زیگنال های اتوماتیک حافظۀ آدمی هم خیلی شگفت اند.
دلم میخواهد این عبارت کم خون و سرگردان، یک بار دیگر در حافظه ام مختصر چرخی بزند که بعد، چه شود؟ این عبارت واقعاً در مغز آدم گیر می کند: بعدش چی؟

این چنین بن بست ذهنی، کشنده است.

استاد عطا، درتاریخ رسمی اش، به کدام «ستون» ها پاسخ داده است؟ درصبح فردای ترور استاد ربانی، چنان شعار میداد که هرآدم نا آشنا به رتق و قتق امور، روحش قبض می شد و اگراستطاعتی درکف میداشت، از کابل میگریخت.

اوضاع حاکم بر امور، به گونه یی است که همه گی «ستون پنجم» شده اند. همه در دیگ آش ستون پنجم، سر فروبرده، به اتفاق هم، تغذیه می کنند. از چهار ستون دیگر، که عبارت از دولت، قضا، دفاع و اقتدار رسمی باشد؛ قطعاً خبری نیست. اگر خبری هست، اخبار سایه هایی است که پیرامون همه چیز در گردش اند؛ چون نامی مشخص در جریده رسمی، برای این سایه ها نهاده نشده، «هرکسی از ظن خود» آن را ستون پنجم خطاب می کند. این را معجزه جنگ اطلاعاتی میگویند.

 تراشیدن مأموریت های بزرگ و تاریخی، و فرض کردن تکالیف ناممکن و مبالغه آمیز برای والی بلخ، منصفانه نیست؛ هرکه، در حوزۀ امکانات خویش مانور داده می تواند؛ نه بیشتر از آن.

با این حال، برای بلند ترین ارتفاع کمالات و وعده های استاد عطا، هنوز یک واحد قیاسی در دسترس نیست؛ آن چه در دسترس است باید انجام بدهد؛ مثال، فقط بگوید که چه کسانی ستون پنجم اند؛ چه کسانی ستون اول، دوم، سوم و چهارم اند. چون بحث این که « این حمله بزدلانه بی پاسخ نخواهد ماند» رسماً از سوی دفتر استاد عطا مطرح شده؛ حال باید مسئولیت آن را نیز بر عهده بگیرد.
با خواندن آن تراشۀ متن، به حیث یک ناظر  این طور استنباط کرده ام که دیگر آدرس ها مشخص و افشا شده اند؛ مهاجمان شناخته شده، و ابهامی درین باره درمیان نیست. پس چیزی که باقی مانده، «پاسخ» است. دیده شود. آقای نور خودش را رضاکارانه در یک چالش حیثیتی گیر داده است؛ اگر پاسخی داده نتواند، آبرویش برباد می رود. با ذهن اجتماعی هیچ کسی قادر به بازی کردن نیست.
 برای یافتن رد پای سایه هایی که جناب سعیدی را هدف قراردادند، چندان زحمتی درکار نیست. خودش آن ها را میشناسد؛ امنیت ملی می شناسد؛ «خاکستری» ها آن ها را می شناسند. چون «منافع» شخصی مشترک است، کدام اتفاقی نمی افتد. والی بلخ اول فاش کند که نام «برادران» ستون پنجم چه است، درکجا اند و چرا  «بزدلانه» چنین کرده اند. مطمئن باشید که آب از آب تکان نخواهد خورد. در کاری که صد دالر خرج بردارد، اگر صد نفر هم جان به جان آفرین بسپارند؛ هیچ مردی در میدان نیست که بیرق پاسخ برافرازد. جناب سعیدی گرامی، هرگز فریفتۀ این زبان بازی های سیاسی نخواهد شد.
ستون پنجم به سوی همه ستون سالاران قبل از خود تبسم می کند؛ آن ها نیز به سوی یار و همدم «پنجمی» لبخند میزنند.