------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۳۰, شنبه

نگاه دکترخلیلزاد به بحران منطقه

شرط اساسی این است که اول، روسیه و امریکا به توافق برسند و بعد، قدرت های منطقه یی را سر میز مذاکره بیاورند.
منبع: نشنال اینترست/ مترجم: حسین هوشمند
نشر کننده: دپلوماسی ایرانی


واکنش ایالات متحده به افراط گرایی اسلامی پس از حملات 11 سپتامبر از طریق دو فاز بوده است. در سال های ابتدایی پس از این حمله، دولت بوش تروریسم مذهبی را به عنوان یک تهدید وجودی می دید و آن را نشانه ای از مشکلات سیاسی و اقتصادی خاورمیانه فرض می کرد. واشینگتن در این دوره نه تنها امنیت داخلی خودش را تقویت کرد و با القاعده و شاخه های آن درگیر شد، بلکه دولت های حامی تروریسم را تضعیف کرد و موجب سقوط آنها شد. دولت بوش این گونه محاسبه کرده بود که خاورمیانه را هم همانند اروپا و شرق آسیا پس از جنگ جهانی دوم می توان تبدیل به منطقه ای مسئولیت پذیر و طبیعی کرد.

ایالات متحده با هزینه های هنگفت در افغانستان و عراق و افزایش درگیری های فرقه ای روبه رو شد و سیاست هایش را مورد بررسی مجدد قرار داد. آمریکا در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما سیاست های قوی برای امنیت کشور و ضد تروریسم را حفظ کرد اما در قبال این منطقه در حال تغییر، رویکردی منفعل و واکنشی داشت. نیروهای آمریکا از عراق خارج شدند، حمایتی حداقلی از مخالفان سوری صورت گرفت و اجازه داده شد در لیبی پس از سقوط معمر قذافی، پناهگاه های امنی به وجود بیاید.
خلاء ایجاد شده از سوی ایالات متحده منجر به آغاز درگیری های خشونت آمیز فرقه ای در منطقه شد که برای داعش این امکان را فراهم ساخت که قلمرویش را گسترش دهد. در حالی که القاعده در عراق شکست خورده بود، شکست در حل مشکلات این کشور به داعش -فرزند القاعده- این امکان را داد تا ظهور کند.
در سوریه شکست ایالات متحده در حمایت از تظاهرات غیر خشونت آمیز موجب برخورد دولت اسد با آنها شد. در نتیجه ایران حمایتش از حکومت اسد را دو چندان کرد و نیروهای شیعه حزب الله را در این کشور مستقر کرد. عربستان و ترکیه هم برای رقابت با ایران از شاخه اسلام گرایان مخالفان سنی حمایت کردند. داعش از این شرایط نفع برد. استفاده موثر از رسانه های اجتماعی و به راه افتادن سیل آوارگان موجب شده است تا داعش تهدیدی جهانی و بزرگتر از القاعده باشد.
حملات پاریس موجب شده است تا انتظارات زیادی از ایالات متحده و متحدینش برای اتحاذ استراتژی ای جهانی در جهت مبارزه با افراط گرایی اسلامی به وجود بیاید. می توان با استفاده از اقدامات تاکتیکی قوی تر داعش را شکست داد، اما برای شکست نهایی آنها نیاز به تعهدی بلندمدت و استراتژی موثری است. در کوتاه مدت می توان پنج گام در این رابطه برداشت:
دو برابر کردن اقدامات امنیت داخلی:
برخی محدودیت ها باید اعمال شود تا داعش نتواند از غرب نیرو جذب کند.
تشدید جنگ علیه داعش:
حملات هوایی سنگین تر، نیروهای ویژه بیشتر و همکاری نظامی گسترده تر با متحدین منطقه ای. به ویژه کردها نیاز به حمایت بیشتری دارند. همچنین به برقراری مناطق امن که به ایالات متحده و متحدینش اجازه می دهد به نیروها آموزش دهند و به مردم بی خانمان کمک کنند، نیاز است.
گسترش کمک های بشردوستانه به آوارگان:
این اقدام در کنار اقدامات دیگر فشار مهاجرت به اروپا را کاهش می دهد.
تقویت ائتلاف جهانی برای شکست داعش:  
در حالی که ناتو می تواند در این زمینه اقدام کند، اما این چالش نیز به همکاری میان تمام قدرت های بزرگ نیاز دارد. این بحران ریشه در منابع داخلی و خارجی دارد. در این زمینه به یک کنفرانس تحت هدایت سازمان ملل که شامل ایالات متحده، قدرت های اروپایی، روسیه، چین و دیگر کشورهای مربوط باشد، نیاز است تا در برابر این تهدید متحد شوند و نقش ها و مسئولیت ها را تقسیم کنند.
تسریع اقدامات در جنگ های داخلی سوریه و عراق:
در این مقطع چشم انداز دستیابی به توافق میان قدرت های بین المللی سهل الوصول تر از بازیگران منطقه ای است. ایالات متحده و روسیه باید بر سر یک فرمول قابل قبول برای گذار سیاسی در سوریه که از حقوق همه قومیت ها محافظت کند، مذاکره کنند و بازیگران منطقه ای به ویژه عربستان، ترکیه و ایران را به پای میز بیاورند.
به نظر می رسد در مقطع کنونی بهترین راه حل سیستم فدرال یا کنفدرال در عراق و سوریه با قابلیت تقسیم قدرت، خودمختاری اقلیت های منطقه و تضمین برای تامین مبانی اصلی حقوق بشر باشد.