------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۲, جمعه

خطاب به محقق: راست میگویی ای فرعون

از برگه احد بهادری


محقق گفت: "كسانى كه در زمين بوريا و در آسمان ستاره ندارند اين مظاهره را راه انداخته اند"
تو راست مى گويى اى فرعون! ما هيچ چيز نداريم، نه تنها بوريا و ستاره نداريم كه حتا حق زندگى و حيات هم نداريم، تو راست مى گويى اى فرعون! ما فقيريم، شكريه و پدرش اگر بوريا مى داشتند شايد كسى جرأت نمى كرد گلوى آن ها را مانند گوسفند ببرد. 
اما اين گونه نبوده است كه ما هميشه اين گونه فقير و بيچاره بوده باشيم، در سال هاى نه چندان دور، همان زمان كه تو اى فرعون! خَر سوارى مى كردى ما در غرب كابل بوريايى داشتيم، در آسمان ستاره نداشتيم اما ستاره هاى ما زمينى بودند؛ ستاره هاى ما بابه بود، حاجى احمدى و شفيع و قنبر بود، اما تو و آن فرعون ديگر اول ستاره هاى ما را خورديد بعد هم بورياى زير پاى ما را دزديديد.
به قصرت كه بر گشتى زير پايت را خوب نگاه كن، آن چهار بوريا، بورياى روى زمين خانه ى ما بود كه تو دزديدى، قصر و دارايى ات را به رخ ما فقيران مى كشى؟ بكش! اما به ياد داشته باش آن روز كه تو خَر دوان بودى و من خانه ات را در مزار ديده بودم كه پخته ى دوشك هايش مانند پخسه هاى گِل جدا جدا گشته بودند، ما هم بوريا داشتيم و هم ستاره.
امروز شايد روزى باشد تا بورياى خود را از زير پايت بكشيم، اى فرعون ناسپاس!