------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

شعار ها را زود زود تغییر ندهید.

اگر نسل نو نتواند موج های اپوزیسیون را شکل دهد ( موج نه ، موج ها ) هر قیامی به نفع دزدان کنونی تمام میشود.


به یاد دارید که برادر « فرخنده» با دیدن سونامی مردمی که به خیابان ها ریختند و افغانستان را تکان دادند چقدر با غرور و هیجان و قاطعیت به حکومت هشدار میداد که اگر قاتلان فرخنده مجازات نشوند او به مدد مردم کاری خواهد کرد که حکومت را زیر و رو کند؟ او واقعن فکر میکرد که مردمی که به خیابان ریخته اند هرلحظه میتوانند دوباره موج شوند و برای فرخنده دادخواهی کنند اما زمان نشان داد که مردم هماره در اوج بحران توفانی میشوند و نشان میدهند که واقعن نیروی اصلی یک سرزمین هستند و صادقانه قربانی هم میدهند اما هنگامی که این توفان ها مدیریت استرتیژیک نشوند خاموش و فراموش میشوند و دوباره همه غرق روزمره گی تا بحران آشکار بعدی. ( آری بحران آشکار، زیرا بحران همیشه اینجا هست اما ما فقط وقتی آن را حس میکنیم که پیامدش را ببینیم). 

  موج « تبسم » هم وقتی میتواند استبداد را بر اندازد و جامعه را بسازد که نخبه های سیاسی خود را بزاید و این رهگشایان سیاسی نو بتوانند استراتیژیک کار کنند. تبسم و فرخنده و رخشانه و ...نام های هر قربانی دیروز و امروز جهل و جنایت و افراط گرایی و فساد سیاسی و نابرابری اجتماعی هستند. فقط رهبرانی از نسل نو میتوانند با جدا کردن راه خود از کسانی که بارها امتحان داده اند مدیریت استراتیژیک مردم را به دست گیرند. در آن صورت هر وقت بخواهند میتوانند توفان خیابانی راه اندازند. نسلی از فعالان سیاسی که حتا اگر نتوانند رهبران فاسد سنتی را بر اندارند آنها را در موقعیتی قرار دهند که از نظر سیاسی ناگزیر شوند از این ها حساب ببرند نه این که فکر کنند این نسل در برابر آنها « ملاقک » میزند. آنها باید در برابر این نسل از نظر سیاسی « خامپلک » بمانند. 
باور کنید اگر نسل نو نتواند موج های اپوزیسیون را شکل دهد ( موج نه ، موج ها ) هر قیامی به نفع دزدان کنونی تمام میشود. پیشنهاد من این است :
1. جوانان موج های سیاسی تازه شکل دهند و عملن در حوزهء سیاست عمومی فعال شوند. 
2. به سایهء سیاستمداران سنتی نروند و اگر مجبور شدند به مدد همین موج ها در کنار آنها باشند نه در سایهء شان. 
3. جوانانی که در اپوزیسیون فعال اند با جوانانی که در دولت سیاست میکنند شبکه های همکاری بسازند تا هم از بیرون تغییر بیاید هم از درون.
4. به فکر ایجاد « یک حرکت» نباشند. این بزرگترین دروغی است که میتوانیم به خود بگوییم. حرکت های سیاسی گوناگون باید شکل گیرند. یک جامعه با همین حرکت ها « چند صدا» میشود. 
5. این موج ها باهم در زمینه های کلان ملی همکاری کنند.
6. موج تبسم و فرخنده و ....نشان داد که مردم افغانستان قومی برخورد نمیکنند. جوانان ما باید از این امکان برای ترویج و تقویت حس « شهروندی» کار بگیرند تا هر هموطن ما « یک شهروند» باشد و فقط به همان دلیل به آزادی و عدالت دسترسی همسان داشته باشد.
7. شعار ها را زود زود تغییر ندهید. فقط جریان هایی موفق میشوند که شعار هایی براساس دورنمای حرکت خود میسازند و همان را پیگیری میکنند تا عملی شود.
این سخن من است برای نسل نو...از دیدگاه سیاسی نسل پیش از ما گندیده است و نسل ما دیگر فرسوده شده است. به بهترین های شان از نظر عملی نمیشود اعتماد کرد. فقط میتوانند مشوره هالی خوب دهند. در همین حد خوب است کارآیند باشند.