------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

تبدیل غنی- عبدالله به کرزی- فهیم

اگر از کرزی سخن گویی، حدیثی است که در باب غنی- عبدالله بر زبان آری؛ هرگاه از غنی- عبدالله ذکری کنی، صفات کرزی- فهیم مکرر کرده ای.



مزخرف کاری های زیادی را در عمر خود دیده ایم. اما حیله گری های از نوع «ثبت دارایی مقامات»، یک رکورد گیج کننده برای اثبات جهالت بی درمان سیاسی است. کارگزاران این عرصه چقدر باید مغز علیل داشته باشند تا باور کنند که شعور اجتماعی این مضحکه بازی ها را باور می کند. سقوط فرهنگ سیاسی را تا این عمق به یاد ندارم. هیچ چیزی از نقد و جنس مملکت بدون غارت و تقسیم نمانده؛ اما این ها دارایی خود را در نقش آدم های خادم و مستحق«ثبت!» می کنند.

پیام این مسخره بازی ها این است که هیچ اتفاقی ناگوار پیش نیامده و همه چیز جایش است!

مردم، به بن بست رسیده اند. شخصاً به این می اندیشم که این بن بست آخرالامر به وسیله چه نوع انفجار یا هرج ومرجی وحشتناک درهم خواهد شکست.

دروغ و دغلی نیز از خود یک قاعده دارد. تنها مخارج دریشی ها و ساعت های دکترعبدالله را حساب کنی، از صدهزار دالر فراتر می رود. چرا به ثبت دارایی پافشاری دارند؟ چرا مبالغ سرسام آوری را که ماهانه «مشاوران» دو حکومت به حساب های شان در خارج از کشور واریز می کنند؛ ثبت نمی کنند؟ شاید استدلال می کنند که آن پول های هنگفت، از «آبله کف دست» مشاوران حاصل شده و برای شان مثل شیرمادر، حلال است!
بحث ثبت دارایی ظاهری یک منافقت تمام عیار است. اگر صداقتی وجود دارد، کمیته های ویژه یی تشکیل دهند تا معلوم شود که قارون های جنگی، این همه دارایی های ثبت شده و ثبت ناشده را از کجا آورده اند؟

چرا غنی- عبدالله پرداخت معاش مشاورین را به دالر و توزیع معاش معلمان را به افغانی اجرا می کنند؟ تصور کنید: مشاور که از خارج آمده و درمورد افغانستان صرفاً اطلاعات عامیانه دارد؛ از 2 تا 5000 دالر معاش می گیرد، بالمقابل یک معلم 5000 افغانی معاش دریافت می کند.
این مسایل را باید ثبت کنند که صدای غضب خدا درکدام ساعات روز یا شب، به گوش وجدان های شان می نشیند؛ آیا صدای غضب راهی به وجدان شان دارد و یا خیر؟ عناصر «لجمرغ»، بیکاره و بی هنر که از هرجا جمع شده و فهرست مشاورین را طولانی کرده اند، چقدر از بیت المال را هدر می دهند؟ چرا اخبار مربوط به این تراژدی را رسانه یی نمی کنند؟

زمانی کرزی هم چنین سیرک رسانه یی را به راه انداخت و مدعی شد که ده هزار دالر بیش ندارد. اما درهمان زمان، بانک ها درحالی خالی شدن بودند.
 حالا حق حلال ماهانه 420 هزار دالر می گیرد. دارایی اش را قبلاً ثبت کرده و دهان هرنوع دادخواهی را بسته است. خزانه را به نوبت خالی می کنند. بهتر است دارایی مقامات را از روی سرجمع پول موجود در بودجه دولت اعلام کنند؛ نه این که فلانی خانه کرایی دارد یا ندارد. آری خانه کرایی می تواند داشته باشد؛ مشروط براین که کرایه خانه اش ( بیش از پنج هزار دالر) از بودجه خلق الله پرداخته و این وجوه جدا از خرج روزانه و دسترخوان و تشریفات شخصی است که همه از حساب دولت تأمین می شود. به راستی که ثبت دارایی یک شهکار سیاسی است.
کرزی نخستین کسی بود که با اعلام ثبت دارایی های مقامات، اهانت جبران ناپذیری به عقل عمومی وارد کرد و از عقل عمومی انتظار داشت که این چنین خیله خندی را جدی بگیرد تا هیچ کسی جرئت نکند از وی سوال کند که 800 میلیون دالر بودجه ملی وقتی از طریق شورای صلح به باد داده شد، به کدام مرجع آسمانی و زمینی باید حساب پس میداد؟
مثل مورچه به نقدینه ضعیف دولت که روزانه به قول معروف از «گاو، غده» به دست می آید؛ چسبیده اند وجاده های کابل به بسترآب های ایستاده و سرگردان مبدل شده، اما هنوز خیال می کنند که مردم عقل شان به اندازه عقل مقامات است. 140 هزار جوان مملکت را از بیکاری و طرد کردن ها فراری ساختند؛ برای باقی مانده ها، تئاتر فریب می آرایند.