------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۷, شنبه

ظلم امریکای جهانخوار بر حکمتیار

یکی از نماد های منحصر به فرد درتاریخ سیاسی افغانستان، حکمتیار است. وی به جای آن که از تاریخ درس بگیرد، میخواهد به تاریخ سبق بیاموزد.


گلبدین حکمتیار، به خبرگزاری اسوشتید پرس:" حکومت وحدت ملی فقط یک نام است نه یک حکومت با صلاحیت. اختیار حکومت وحدت ملی به دست سفیر امریکا در کابل و نزد قوماندان نیروهای ناتو است. در حقیقت وزارت دفاع ما یک پنتاگون و ارگ ریاست جمهوری یک قصرسفید کوچک است."

اما حکومت حکمتیار مطلق بی نام است و به همین سبب برای «صلاحیت» هایش تا کنون کدام واژه یی در زبان پشتو، فارسی، اردو والسنه های انگریزی اختراع نشده است.
برخلاف حکومت وحدت ملی، صاحب اختیار حکومت نا کجا پیدای حکمتیار، اجنات به چشم نیامده و بی نام و نشان اند که هندسه قواره شان نیز درعالم امروزی ناشناخته است.

 وزارت دفاع حکمتیار، یک نوستالژی تلخ و بی دروپیکر و سیار است که آخرین آدرس اساطیری آن، شمشتو، چغه سرای، بالاشهر تهران و انزوا آباد عرش «انصار» در پاکستان است.

دکترغنی، کارمل، نجیب، ربانی و کرزی، فقط یک ارگ داشتند. شمار ارگ های حکمتیار، بسیار زیاد است: ده ها کلبه های متروک خاکی در دره هایی که به غیر از خودش، بوی آدمیزاد در آن جا ها به مشام نمیزند. او زمانی دریک قدمی همین ارگ کابل بود. تقدیر هم با استکبار دست یکی کرد و درامه از بلندا تا هبوط ، با نوک برچه های تفنگ و راکت های نوک تیز سکر بیست و سکر شصت، در جاده های کابل به نوشت آمد.  او عرش میخواست، ارگ را هم از دست داد. اکنون با سایه های خویش احادیث شکایت میبافد. از امریکای جهانخوار که چه گونه، سخاورزی ها ونوازش های 14 ساله دوران جهاد را ناگهان با پیروزی «انقلاب کبیر اسلامی!!» فراموش کرد!
اوه! مغز و اندیشه بزنسی استکبار جهانی، چقدر شکوهناک و رشک انگیز است!