------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۵, جمعه

اسلام بی عیب درکجا پنهان است؟

کاوه شفق


حیوان اگر درنده می ماند، بر اساس فطرت اش است اما انسان بر اساس عقیده اش درنده می شود.
بعضی ها به این باور اند که عیب در اساسِ عقیده نیست، بل در برداشت ما از عقیده است که مرتکب جنایت می شویم.
به باور من، این گونه تحلیل کردن، راه را بر خردگرایی و تغییر می بندد و انسان را شریک جرم می سازد. یقینن مایه های جنایت جهت حفظ قدرت در هر عقیده یی وجود دارد. عقیده میتواند دینی باشد یا ایدئولوژیک. فرقی نمی کند.
یک روز بر اساس باور های کور فرخنده یی را در جاده های کابل با جنون غیر قابل تصور به آتش کشیدند، آن روز رخشانه را سنگسار کردند، یک هفته بعد بدبخت دیگری را و هنوز هم پا به زمین می کوبیم و رگ گردن می پندانیم که:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که است در مسلمانی ماست
در تصویر جنایت سنگسار می بینیم که نماینده ی اسلام، قرآن به دست در جمع اوباشانش حضور دارد و یقینن که برنامه را با خواندنی از آیات قرآن آغاز کرده است.
سوال اینجاست:
اگر عیب در اسلام نیست، پس چرا مسلمین اینهمه می کُشند و به قرآن استناد می کنند؟
پس اسلام بی عیب و خوب را در کجا پنهان کرده اند؟
مگر نه این است که دین برای هدایت انسان ها آمده است و نه برای خر ساختن و جنایت کار ساختن شان!؟
پس آن اسلام بی عیب چه حکمتی دارد که پیهم فرزندان جانی به بار می آورد؟ نه این که مسیحیت، یهودیت و کمونیزم بهتر بوده اند. نه، همه بعد از این که دست شان به قدرت رسیده است، جز بدبختی، مصیبت، پامال کردن حق انسان، بنیاد نهادن تبعیض، حس برتری جویی و کشتار های بی رحمانه چیز بهتری از خود به یادگار نگذاشته اند؛ سخن ما اما فعلن در رابطه با جنایاتی است که به فرمان اسلام "عزیز" در جامعه ی ما بی وقفه جاریست. همان جنایاتی که تا دیروز به فرمان کمونیست نما ها به شکل دیگری عملی می گردید.