------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۳, شنبه

به راستی، «دردمشترک» یعنی این

ما مردمی هستیم که «اگر « مریض» ما شفا یافت تا بار دیگر بیمار نشود ، « مرض» را فراموش میکنیم.»
دکترسمیع حامد


هر رویداد اندوهبار در این کشور دو رویه دارد : 
1. یک پروندهء مشخص است که باید به گونه مستقل به آن پرداخته شود. 
2. نمایندهء تمام رویداد های قبلی و بعدی مشابه است. از این نظر « یک پرونده» نیست تا با حل آن تمام مشکلات بعدی همانند آن حل شوند؛ یک چالش کلی در همان زمینهء مشخص است که باید ریشه هایش جستجو شوند و گره هایش را دانه دانه باز کنیم. 
یک جامعه هنگامی ساخته میشود که هم یک پروندهء مشخص پیگیری شود و هم آن را بتوان در کلیت آن مطرح ، ردیابی و حل کرد. با حل یک پرونده در واقعیت « مریض » را تداوی میکنیم اما با عمومی ساختن آن و یافتن راه های حل اساسی مبارزه با آن « مرض» را ریشه کن خواهیم کرد. یک مشکل بنیادی در کشور هایی مثل افغانستان همین است که اگر « مریض» ما شفا یافت تا بار دیگر بیمار نشود ، « مرض» را فراموش میکنیم.
فرخنده و رخشانه و تبسم و محمد سرباز و هرکس دیگر از یکسو قربانیانی استند که پروندهء مشخص شان باید با دادخواهی حل شود و از سوی دیگر تبدیل شده اند به فرخنده ها و رخشانه ها و تبسم ها و محمد سرباز ها و از این نظر عمومی هستند. مسلهء آنها دیگر فقط مسلهء خانواده آنها نیست و حتا ممکن است با حل شدن هر پرونده خانواده ها قانع شوند و قضیه را تمام شده تصور کنند اما بازتاب اصلی یک « جامعهء زنده» که « شهروندان فعال» دارد در جوش و هوش حوزهء عمومی آن است ( شهروند عادی فقط از حق مشخص خود دفاع میکند. حتا گاهی همان را نیز نمیکند و فقط « تذکره » دارد). جامعه یی که شهروندان فعال و جامعهء مدنی دانا ، توانا و شورآفرین ندارد همیشه در بند میماند و مشکلات فقط در حدی حل میشوند که تنش های سیاسی را زیاد نکنند. 
ما شهروندان افغانستان باید هر روز برای آیینه های خود بگوییم که :
کشور ما « میدان جنگ و جهل و جوع » است. با هرکدام باید هر روز به سهم خود مبارزه کنیم ورنه بیش از این قهقرایی میشویم.