------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۴, یکشنبه

انقلاب کابل، ضد امریکایی بود.

یورش احتمالی ناتو و امریکا به سوریه، شکست سیاست آسیایی امریکا را جبران نمی کند.


پروندۀ 15 سال تجربه تلخ درشکست نظام سازی و برقراری استقرار درافغانستان دراختیار ماست. غرب، افغانستان را درهیأت یک متحد دایمی و تعیین کننده در سیاست آسیایی درکنار خود قبول نکرد. پاکستان کماکان میدان سرمایه گزاری استراتیژیک برای امریکا وانگلیس درنظر گرفته شد. امریکا به پاکستان فرصت داد که هزاران نظامی امریکا را در افغانستان قتل عام کند. این امر، با توجه به ملحوظات بزرگ صورت گرفت.

اکنون صدای افتادن سقفی که آن همه استوار پنداشته می شد، به گوش میرسد. وقتی مردم یک صدا چیغ میکشند: مرگ براشرف غنی، مرده باد دکترعبدالله، درواقع صد بار میگویند که مرگ بر بارک اوباما و جان کری

شکست امریکا در افغانستان دراراضی جنگ نبود؛ در گستره قضاوت و ذهن مردم افغانستان بود. این بدترین نوع شکست ، تازه علایم نشان میدهد. مظاهر مدنی آن، در خیزش تاریخی مردم در یازده نوامبر در کابل به ظهور رسید. این صف آرایی عقب درهای ارگ، چه گونه اتفاق افتاد؟ امریکا میداند که عمق قضیه تا کجاست.

 امریکایی ها، مبحث عراق و افغانستان را همانند گاو نیم پوست کرده، رها کرده و دست به سوی سوریه دراز کرده و قرار بود به سوی آسیای مرکزی خیز بزرگ اجرا شود. اما وضعیت طور دیگری پیش می رود. اکنون وضعیت غافلگیر کننده یی درمنطقه حاکم است.
ایران، سنگر محوری سوریه را از چنگ غرب بیرون آورده و روسیه، وارد جنگ است تا انتقام تراژدی شکست پرتلفات درافغانستان را از امریکایی ها در آوردگاه های دیگری بگیرد. یکی دیگر از علل شکست امریکا درافغانستان، سوریه وعراق، بازی مکرر و کاملاً لو رفته با ورق هیستری اسلامی در برابر کشورهای اسلامی است. کُد یا رمز عبور این بازی، پس از اشغال عراق و افغانستان به تمام جهان ثابت شده و هنگامی که امریکا برنامه رخنه به آسیای میانه و یکسره کردن کار حکومت سکولار بشاراسد را با استفاده از همان کارشیوه های افشا شده روی دست گرفت؛ در نتیجه پیشدستی ایران و روسیه، دستخوش یک شوک ویرانگر شده است.

درایران یک هژمونی غیرقابل مهار ناسیونالیسم خفته درحال سربرآوردن است. ایرانی جماعت، درهرکجای دنیا، هرجا که بوی اضمحلال عرب به دماغ بنیوشد و خبر از اعادۀ مبالغه آمیز رؤیاهای امپراتورهای گذشته درمیان باشد؛ کنار جمهوری اسلامی ایستاده استند.
پیام خاموش قیام کابل، اعلام خطر علیه امریکا بود که ایران را درموقعیت مناسبی قرار می دهد. درکابل، هیچ گاه این چنین هماهنگ، قاطع و فراگیر، علیه نظام های فساد سالار، قیام نشده بود. قیام کابل، از نظر ذهنی سخت مدیریت شده و عقب نشینی موقتی آن نیز، برخاسته از یک سنجش دقیق است. قیام کابل، لشکر فراعنه ساخت امریکا و پاکستان را آماج گرفت. هرشعاری که فریاد شد، فی نفسه فریاد خشم و جنگ علیه امریکا بود که افغانستان را به نفع پاکستان، به گرو گرفته و دریک برزخ سرنوشت محبوس کرده است. 
از یک دیدگاه، کشتار در پاریس و به دنبال آن، یورش چند جانبه ناتو و اردوی امریکا به قلمرو سوریه و عراق، دقیقاً همان چیزی است که ایرانی ها آن را برنامه ریزی کرده و با مقامات مسکو، روی آن به توافق رسیده اند. ایرانی ها درجنگ زمینی، اردوهای اروپایی و امریکا را تارومار خواهند کرد.
جنگ راهبردی برلبه یک پرش خطرناک در سوریه رسیده است. تا چندی گمان میرفت که جنگیدن سرباز روسی دریک قلمرو اسلامی، خود به خود باعث ایجاد یک افغانستان دوم برای روسیه خواهد شد؛ اما اگر در صبح فردای حوادث مرگبار در پاریس، عملیات غرب وامریکا درزمین سوریه به هدف سرکوب داعش به راه بیفتد؛ قطع نظر ازین که کدام اردگاه به ذلت خواهند افتاد؛ خطر اصلی فربه تر می شود: شروع ناگزیر جنگ جهانی!