------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

جنگیدن، کمنت گذاشتن نیست.

سخی داد «هاتف»


دوستانی که برای تقابل جاغوری و همسایه‌های شان نسخه‌های رادیکال می‌نویسند، فکر می‌کنند جنگ هم مثل کامنت گذاشتن و لایک زدن و بلاک کردن آسان و بی‌هزینه است. در زنده‌گی واقعی اما قضیه از این قرار است که مردم، به ناگزیر، میان آسیب‌های بزرگ و آسیب‌های کوچک محاسبه‌یی صورت می‌دهند و می‌سنجند که چه کارهایی از دست شان بر می‌آید و چه کارهایی بر نمی‌آید.
 از ملبورن و پاریس و لندن و سانفرانسیسکو و انتاریو و آمستردام و مسکو و کوالالامپور و هانگ‌کانگ و اوپسالا و فرانکفورت و مادرید خوب معلوم نمی‌شود که تنش میان «رسنه» و «حوتقول» در سرِ مرز جاغوری چه‌گونه چیزی است. نیمه شبان که بر شیب تپه‌یی، میله‌ی سرد کلاشینکوف در دست، رو به دهانه‌ی سیاه دره‌یی که به سوی «تنگی» می‌رود نشسته باشی تا با پاهای یخ‌زده از خواب غافلانه‌ی کودک معصوم‌ات پاسبانی کنی و جانت پر از دلهره‌ی یک صبح خونین و غم‌انگیز باشد، بهتر می‌فهمی که میان درامه‌ی ذهنی جنگ و واقعیت دردناک آن چه فاصله‌ی عبرت‌آموزی هست.

مردم جاغوری از دست همسایه‌هایِ گاه بدکردار خود جفا بسیار دیده اند. این جفاها امروز به اصطلاح رسانه‌یی می‌شوند، وگرنه این قصه به درازی تاریخ است. در گذشته هم که مشاوران رادیکال فیس بوکی نبودند، این مردم در موارد زیادی به خاطر پرهیز از شرهای بزرگ‌تر به تعاملات دردناک کوچک‌تر تن داده اند. این‌ بار نیز همان مردم تصمیم گرفته‌اند که گروگان‌ها را آزاد کنند و در این کار خیری دیده اند. بعضی تصور می‌کنند که قصه فقط قصه‌ی فریب و تحمیل است. این‌طور نیست. قصه‌ی یک تنگنای پایدار است که عناصر اقتصادی و جغرافیایی و... هم دارد و تنها با قهرمانی و فداکاری حل نمی‌شود. مردم جاغوری مردم دلاوری اند و از «شَقَبیت» سهمی دارند. اما آرامش و رشد نسبی این ولسوالی فقط محصول دلاوری مردمش نیست. بخش مهمی از مجال رشد برای این مردم نتیجه‌ی رویکرد تنش‌زدایانه‌ی این مردم با همسایه‌های شان هم هست.