------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

افغانستان را به کجا می کشانید؟.

خطاب فقیر «ودان» به رهبران «حکومت وحدت ملی»!


حضور و وجود گروه تروریستی داعش از همان اوایل تبارز هسته های آولی ساختاری آن در افغانستان، سوال برانگیز و در استقامت استراتیژی های بزرگ مبتنی بر نفوذ در آسیای میانه و تضعیف و سرانجام در حصار کشیدن فدراتیف روسیه، تلقی میگردید و تصور می شد که این پروژه حد اقل در تفاهم با برخی مقامات عالیرتبۀ کشور پیش برده می شود. 
موضوع فوق اخیراً با راه اندازی سروصدای ظاهر قدیر معاون اول ولسی جرگۀ افغانستان مبنی بر دست داشتن برخی مقامات دولتی، بخصوص در نهاد شورای امنیت ملی در امر تمویل و تقویت داعش، شک و تردیدها را تا حدی تقویه نمود که هیئتی از جانب رئیس جمهور برای بررسی ادعا های متذکره تعیین گردید. اینک با وجود گذشت زمانِ در خور توجه، هنوز که کوچکترین علایم نتایج بررسی های هیئت متذکره منعکس نگردیده، خبرگزاری تاس روسیه با تکیه به منابع خود ادعای بی سابقه و تکاندهنده یی را با این مضمون به نشر رسانیده که: هلیکوپترهای نظامی نوع می- ۱۷ افغانستان، جنگجویان داعش را به مرزهای تاجیکستان وترکمنستان انتقال می‌دهند.
تاس بطور مشخص ادعا نموده که«عملیات انتقال جنگجویان داعش به‌ مزرهای تاجیکستان وترکمنستان را معصوم استانکزی سرپرست وزارت دفاع و حنیف اتمر مشاور امنیتی ملی رئیس جمهور افغانستان رهبری می‌کنند» و درین زمینه افشأ نموده که :«به تاریخ ۳۰ نومبر یک هلیکوپتر حامل سلاح و مهمات به ولسوالی بالامرغاب ولایت بادغیس فرود آمده و سلاح و مهمات را به گروه داعش سپرده است».
بر بنیاد و به تعقیب نشر گزارش فوق بودکه مقامات روسی از تقویت داعش در شمال افغانستان ابراز نگرانی کردند. اما باوجود انعکاس گستردۀ ادعاهای فوق الذکر تاس در مطبوعات کشور، هنوز هیچ یک از مقامات نام گرفته شده، درین زمینه عکس العمل نشان نداده اند. در صورت حقیقت ادعاهای متذکره، بجاست نقشه یی را بیاد آوریم که زمانی جنرال ضیاالحق حاکم نظامی پاکستان به چارلز ویلسون ـ یکی از نمایندگان گنگرس امریکا از حزب دموکرات ـ و همچنان به سلیک هاریسن نیز نشان داده بود. سلیک هاریسون با نقل از چارلز ویلسون که در سال 1983 بحیث عضو یک هیئت 6 نفره به سرپرستی «کلاررنس لانگ» از پاکستان دیدار کرده بود؛ در مورد نقشۀ متذکره چنین مینویسد: «ویلسون در مورد نقشه ای سخن گفت که ضیأالحق به من نیز نشان داده بود و قلمرو کنفدراسیون مورد نظر وی را مشخص میکرد. افغانستان و پاکستان و در مرحله بعد آسیای مرکزی و کشمیر، قلمرو این کنفدراسیون را تشکیل میداد»(1). 
اکنون با توجه به نقشۀ فوق الذکر جنرال ضیاالحق ـ که به هیچوجه بدون تائید و حمایت قدرت های جهانی حامی پاکستان بحضوص «بریتانیای کبیر» بوده نمیتوانست ـ بجاست این سوال مطرح گردد که آیا داعش افزار کنونی برای تحقق «کنفدراسیون مورد نظر ضیاالحق» محسوب نمیگردد؟. درین صورت دیده می شود که برخی دولتمردان ما ظاهراً در هماهنگی با استراتیژی های بزرگ، ناآگاهانه (!) افغانستان را افزون بر تداوم خونریزی ها، بسویی می کشانند که از جنوب در محاصرۀ پاکستان و از شمال در حصر نظام های «داعشی» قرار گیرد و در نهایت جز راهی برای پیوستن به این «کنفدراسیون» نداشته باشد. بنابرین تمام نیروهای متعهد به منافع ملی حق ندارند که این سوال را مطرح و پیگری نه نمایند: رهبران «حکومت وحدت ملی»! افغانستان را به کجا می کشانید؟.
یادداشت:
1 ـ دیه گو گوردوویز و سلیک هاریسن، پشت پردۀ افغانستان، ترجمۀ اسد الله شفایی، چاپ 1369،صفحه 173.