------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۹, پنجشنبه

امنیت ملی به جناح دکترعبدالله تکیه کرده است.

رحمت الله «نبیل» به قهرمان زنده برای بقای افغانستان تبدیل شد.


جاوید «کوهستانی» نگاشته است که «بازى خيلى پيچيده شده و مهره ها روى زمين شطرنج افغانستان در حال اجرا است ، سفر چند روز قبل رهبران پشتونخواه و صحبت هاى جعلى و جملات مفهوم باخته اما حساب شده سران دو سوى ديورند ، پيام يك دست سازى ساختار هاى با اهميت امنيتى به نفع پاكستان ، حملات خونبار كندهار همزمان با سفر غنى ، استقبال دو گونه از سران كابل نشان ميدهد كه اسلام اباد به اهدافش نزديك شده است.
نخستین دنباله نظریه کوهستانی، کندن پای انجنیر رحمت الله «نبیل» از ریاست امنیت ملی است. هرچند همه اعضای امنیت ملی، هر یک از نظر روحیه و منش، تکرار رحمت الله نبیل استند و گروه حاکم در ارگ توان مقابله با امنیت ملی را ندارد.

با این حال، جریان واقعی در داخل افغانستان و منطقه حکایت دیگری هم دارد.

بخش اعظم مردم، نیروهای امنیتی، احزاب سیاسی و مردم مسلح، با طرح درحال اجرا درمخالفت قاطع قرار دارند. اختلاف بین سازمان اطلاعاتی و گروه سیاسی مسلط بر ارگ، درمان ناپذیر است. به یادداشت رحمت الله نبیل نگاه کنید: یا این سازمان زنده می ماند یا حکومت از دور صلاحیت خود خارج می شود. رحمت الله نبیل درهر حالتش به یک قهرمان تارخی تبدیل شده است؛ مشروط براین که حامد کرزی این مسیر را به سوی خرافه پرستی های «خان سالاری» و استفاده جویی شخصی منحرف نکند.

نبیل به جناح دکترعبدالله و مجاهدین نزدیک شده است. این وضع برای دکترغنی خطرناک است. مهم ترین نکته این است که تبانی بین پاکستان، امریکا، و حکومت کابل برای یک سازش غیرقابل قبول، از نظر زمانی کهنه شده و کاربرد ندارد.

هیچ قدرتی در جهان توانایی آن را ندارد که طالبان را یک جانبه  برسر قدرت بیاورد. طبعاً آن ها را با هم کیشان تاجک، هزاره و ازبک شان دریک اداره مونتاژ می کنند. این تجربه پیشاپیش ناکام است و کف دست طراحان هم از سوی مردم و هم از جانب قدرت های منطقه خوانده شده است. حال شرایط طوری است که آوردن طالب درحکومت، نه حکومت افغانستان را با ثبات می سازد؛ نه  پاکستان را. جنگ از زوایا وکانال های دیگر با شدتی هرچه فزاینده ادامه خواهد یافت. این جنگ برسر آن است که امریکا را ناگزیر به خروج از افغانستان کند.

از همین رو، پاکستان توان مدیریت طالب را ندارد و امریکا و جهان، توان کنترول و یا نابودی ضد طالبان را ندارند. چانس انتقال موفقانه جنگ به آسیای میانه نیز به بن بست خورده است این درحالی است که یک جبهه خزنده و به شدت مسلح در شمال افغانستان برضد پاکستان وامریکا در حال آرایش است. 
دلیل کلیدی شکست پاکستان و امریکا درطراحی یک سازش برای انتقال جنگ به سوی حوزه های جدید، این است که زمان لازم از دست رفته و با اراده عمومی در افغانستان درتضاد است. امریکا با سرنگونی زودهنگام کرزی می توانست با حفظ منافع افغانستان در برابر پاکستان یک حکومت ترکیبی را به شرط ختم کامل طالب و قطع تروریزم پاکستان ابجاد کند. حالا کشور دریک «بی حکومتی» به سرمی برد؛ مدیریت دو باره به پاکستان محول شده و روسیه و ایران، امریکا وغرب را درجبهه خاورمیانه با شکست رو به رو کرده اند. بنابرین، تلاش های جاری محکوم به شکست کامل است. این تلاش ها مثل خانه ساختن بر بستر رود خروشان است.