------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

جنگ «آمو» حکومت کابل را سرنگون می کند.

حکومت کابل نباید نقش پیشمرگ محکوم به نابودی را به نفع پروژه انتقالی داعش ایفا کند. درصورت حمله نیروهای مشترک، حکومت کابل به دو گروه داعش و ضد داعش تقسیم می شود.


وزیردفاع امریکا، اشتون کارتر بر «خطرداعش» تاکید کرد؛ خطر «طالبان» که درعملکرد خویش نسخه بومی داعش است، چه می شود؟
آیا تمرکز بر خطر داعش، ادغام گام به گام طالب در شبکه داعش نیست؟ شاید از همین رو، بحث طالب، تاریخ کاربردی خود را از دست داده است. امریکا که همه چیز را «زیرنظر» دارد، اعتراف به «پیروزی ها» ی طالبان و پایتخت سازی داعش، معنای دیگری پیدا می کند. جنرال کمپیل چند روز پیش اعلام کرده بود که داعش قصد دارد ننگرهار را «پایتخت» خود بسازد. تا زمانی که کمپیل درنقش مبلغ رسمی و مارکیتر داعش، صدای خود را بلند نکرده بود، همه چیز در خفا روان بود.

ازین قرار، مقدمات کار، رضایت بخش است! اما تا شعله ور شدن جنگ اصلی، هنوز راهی است. اگر داعش با آن که «از نزدیک زیر نظر» امریکا قرار دارد،  چه گونه تا این حد کارش بالا گرفته است؟ یک گروه ملیشه بدون طیاره و توپ و سرگردان در کوه ها، ابرقدرت امریکا و متحدان ناتو را برلبه پرتگاه نگرانی رسانیده است؟ حق افغانستان این نبود که سرانجام مثل یک سکه یک بار مصرف، از زیر آستین امریکا  به زمین بیفتد. تقابلی که درحال آغازیدن است، صرف نظر ازین که برای امریکا یا روسیه، ایران وهند چه پساوردی خواهد داشت، برای افغانستان مرگبار است. امتیازات افغانستان درین ماجرا به طور کامل برای پاکستان تعلق گرفته است.

من درحیرتم که امریکایی ها چه گونه ازین سیاستی که در پیش گرفته اند، واقعاً امیدوار به پیروزی اند! امریکایی ها درین گوشه آسیا، درمکان کلیدی پیاده شده اند و ظاهراً نمی دانند و خود را ملزم به دانستن هم نمی دانند که خاک افغانستان در برابر بی عدالتی، به مرور، آهسته آهسته، به شکل آب زیرکاهی... به یک پارچه انتقام و آتش تبدیل می شود. سی میلیون نفر حق حیات دارند. هیچ قدرتی در جهان  ظهورنکرده است که با نادیده گرفتن نیاز ها و ارادۀ سی میلیون نفر، بتواند همه چیز را در سبد خواسته های خودش بچیند.

از قراین برمی آید که امریکا پس از 15 سال، جنگ ابزارهای سنگین ( که درجنگ های بین کشور ها از آن قابل استفاده است) دراختیار کابل قرار بدهد تا نه داعش وطالب، بل روسیه و آسیای را زیر ضربه بگیرد. پیش بینی شاید چنین است که با نزدیک شدن جبهه داعش به سوی مسیر آمو، حمله واکنشی روسیه و کشورهای آسیای میانه در چوکات «دفاع مشترک» حتمی است. بنا برین، دفاع به وسیله قوای امریکا وناتو، پای آن ها را در جنگ مستقیم با روسیه و متحدان می کشاند؛ و افغان ها به نفع امریکا پیش جنگ شوند و افسانه های واهی «جهاد» دو باره چاق شود.  امریکایی ها از جنگ مستقیم با روسیه و ایران احتراز می کنند. پس یگانه راهی که میماند، درگیر کردن مستقیم حکومت افغانستان در جنگ، تحت عنوان دفاع ازحریم هوایی و زمینی افغانستان است.  حکومت کابل تحت هیچ شرایطی نباید به این موقعیت تسلیم شود. 

حمله روسییه و دفاع مشترک اجتناب ناپذیر است. این انکشافات، کامل به معنای مرگ افغانستان است. امتیاز وسرمایه گزاری روی پاکستان متمرکز شده، و به افغانستان از حساب اقتصاد جنگ بزرگ، هیچ چیزی در نظر گرفته نشده است. درین جنگ، افغانستان باید به عنوان خط مقدم، تمامی صلاحیت ها و مدیریت را در دست میداشت، اما بازی ناگه سرچپه شده و برای منافع افغانستان یک سر سوزن هم جایی نمانده است. 
بازی، تحت تأثیر خیانت های مشترک کرزی- فهیم، از سوی امریکا و برخلاف تعهدات قبلی منحرف شده است. درمغز مردم افغانستان حتی یک نقطه کوچک جایی برای حمایت از داعش نیست. این جریان به طورمطلق، شبیه القاح مصنوعی است. مردم ناگزیراند کمر رهبران جهادی و گروه هایی را که در زمان «جهاد» و پس از آن، افغانستان و فرهنگ موجود درآن را نابود کردند، دو باره بسته کنند. شورای «حراست» برای رهبری جنگ و مقاومت جدید، آماده شده است. چه سرنوشتی! انتخاب برای مردم، هماره بین بد و بدترین است.