------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۲۲, یکشنبه

پاکستان بدون قضیه «دیورند» نیازی به مذاکره ندارد.

دکترغنی یکی از چهره های منحصر به فرد در اردوگاه پشتون هاست که طرحی آبرومند برای یکسره کردن دعوای «خط دیورند» دارد.



 با پیشرفت مذاکرات جدی با شاخۀ آی، اس، آی طالبان و سپس ترسیم نقشه مذاکرات صلح سرنوشت ساز با پاکستان، معضل دیورند به گونه خود کار، به ستون فقرات مذاکرات کابل با اسلام آباد مبدل می شود.

 افغانستان درشصت سال اخیر، داروندار خود را در دعوای «خط دیورند» باخته است؛ زیرساخت های کشورتحت رهبری پاکستان ویران شده و بیش ازین، گنجایش ادامۀ هیاهوی تبلیغاتی باقی نمانده است. پاکستان درگذشته سیاست کانکریتی را دنبال میکرد؛ اما درحال حاضر، همه جوانب ( به شمول امریکا وانگلیس) میدانند که جهت حل دایمی تشنج، برای افغانستان محاط به خشکه، باید امتیاز استراتیزیک داده شود.
امریکا وانگلیس درین دیدار ها، نه تنها ناظر «مسئول»، بل، طراح اصلی مذاکرات جاری اند؛ درغیرآن، نه پاکستان علاقه یی به جور آمد با حکومت های ضعیف کابل دارد و نه آهن  اراده ولجاجت گیج کنندۀ طالبان، خم می شود.

 حامدکرزی وفهیم قسیم، درمسیر سیاست عوامانه، بودجه مملکت را برای خوش آمد گویی وجلب رغبت طالبان صفر کردند؛ تمام آدم کشان را از کابل، بگرام، قندهار تا هرات وهمه جا به پایگاه های شان دو باره فرستادند؛ و با متحدان اصلی خود (امریکا وانگلیس) تا سرحد اعلام «جهاد» و جنگ «سرد» پیش رفتند؛ اما نتیجه نداد.
اکنون گشایش مذاکرات تحت مدیریت جامعه بین المللی قرار دارد. پس از حصول چند دوره توافقات احتمالی با گروه طالب و قالب کردن آن ها در نظام دولت و قرار داد های مالی، عریضه اصلی دیورند روی میز نهاده می شود. یک فرد عادی افغانستان به درستی میداند که پاکستان به جز از یکسره کردن «دندورۀ» دیورند، هیچ میلی برای مذاکره یا چانه زنی با کابل ندارد. درمذاکره جاری، روی امکاناتی بحث می شود که پاکستان بخشی از طالب را از صحنه جنگ به کاخ های سیاسی کابل میفرستد؛ درعوض، دهان کابل را درموضوع دیورند می بندد.

 در 40 سال اخیر، دست پاکستان تحت هیچ شرایطی زیر پاشنه افغانستان نبود؛ مگر از زمان ایجاد پوشش حضور فراگیر قوی ترین اقتصاد منطقه (هند) درمرزهای 2500 کیلومتری افغانستان- پاکستان و تولید هیولایی به نام طالبان پاکستان و حمایت حکومت کابل از جدایی خواهان بلوچ و ملافضل الله و خاندان محسود، وضع تغییر کرده است.
با آن هم، موضوع دیورند بحث کلیدی است؛ ورنه، پاکستان چه نیازی به ریسمان کشی با حکومت کابل دارد؟ ده های هزار تروریست همه ساله درمدارس تولید شده و همه اش درجنگ راهبردی مصرف می شوند. خط بازرگانی افغانستان را در کنترول دارد و به قول پشتون ها، حمایت بی دریغ امریکا وانگلیس هم «ورسره». علت نرم گردنی کنونی پاکستان دراسلام آباد تعریف شده است. برای گذار به سوی آسیای میانه،  مطابق نسخه امریکا وانگلیس، زخم دیورند باید بخشکد تا عقب جبهه از خطر بیخی پاک باشد.
افزون برآن، جامعه بین المللی و ملل متحد مرزهای دیورند را خط بین المللی میدانند و بسیاری روشنفکران پشتون که از تاریخ و تجارب واقعی دارند؛ خواستار یکطرفه کردن بحران، درازاء حصول امتیازی استراتیژیک به افغانستان استند. این معامله به صرفه است. ازین پروژه جا به جایی طالب درحکومت زمان گیر است، بحث «دیورند» در مراحل بعدی و پیشرفته تر مذاکرات به میدان انداخته می شود.
آنگاه نوبت به یک لویه جرگه درکابل خواهد رسید.