------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

واپسین هشدار احمد شاه «مسعود» به امریکا

دیدار احمد شاه مسعود با هیأت ویژه سی، آی، ای درپایتخت تاجکستان


درسال 2005 در امریکا دو تن از کارکنان عملیاتی سی، ای، ای، کتابی با عنوان JAWBREAKER  ( الاشه شکن) انتشار دادند که بخش اعظم آن به عملیات ردگیری اسامه بن لادن به وسیلۀ گروه های ویژه گزین شده از سوی سی، ای، ای و اجرای مأموریت های ویژه در پنجشیر-  قبل و پس از حوادث 11/9 سپتامبر سال 2001 اختصاص دارد.

اطلاع ندارم که آیا کتاب مذکور به فارسی برگردان شده است ویا خیر؟

کتاب الاشه شکن در 328 برگ، پس از عبور از چرخۀ سانسور جدی، به سختی اجازه انتشار یافت. بند های سانسور شده، به شکل خطوط سیاه قابل رؤیت اند. نویسنده گان کتاب- GARY BERNTSON و RALPH PEZZULLO دوتن از کارکشته های اداره ضد تروریزم در سازمان سی، آی، ای استند. اما نویسنده اصلی کتاب GARY BERNTSON است که درترکیب گروه ویژه، دربهار 1999 طی یک مأموریت ویژه به مرکز مقاومت علیه طالبان (پنجشیر) سفر کردند.

این دسته عملیاتی، ظاهراً درتدارک یافتن راه هایی ممکن برای ضربه زدن به اسامه بن لادن و یا دست کم بازداشت یکی از بازوهای حمایتی وی بودند تا ریشه های حمله مرگبار به سفارت امریکا در کینیا را کشف کنند. آن ها با درک این که احمد شاه مسعود دریک تنگنای دفاعی و فشار مالی در جنگ با طالبان قرار گرفته بود؛ ظاهراً قصد داشتند برای برآوردن این برنامه از نیروهای وی یاری بجویند.

 مسعود، پس از دیدار با رابن رافایل و عقب نشینی از کابل، درسال 1996، و درفاز بعدی، سقوط شهرهای کلیدی شمال، به طور کامل به نتیجه رسیده بود که پایان کار درحال نزدیک شدن است و امریکا بربنیاد برخی بازی های اطلاعاتی، هر ازچندگاه، با جبهه مقاومت علیه طالبان سروکله میجنباند و فراتر از آن، هیچ برنامه یی در حمایت از وی ندارد.

گری روبرتسون می نویسد که مأموریت آن ها در روز دهم برگشت خورد وناگهان در صفحۀ دستگاه ارتباطی گروه ویژه، پیام رمزی نمودار شد که نشان میداد گروه ویژه بساط خود را جمع کرده و با سرعت از پنجشیر خارج شود. گروه ویژه امریکایی هنگام بازگشت از پنجشیر و توقف کوتاه در شهر دوشنبه، در می یابد که مسعود نیز درشهر حضور دارد. آن ها با مسعود دیدار می کنند. گری روبرتسون مینویسد که « علی رغم این حقیقت که مآموریت ما تا ماه های آینده برنامه ربزی شده بود» احمد شاه مسعود با اطلاع از بازگشت شتابزده ما «به گونه شگفت، از خود هیجانی بروز نداد.»

روبرتسون ادامه میدهد: « درعوض، وی با آرامی، تحلیل هشیارانه یی از وضعیت سیاسی و نظامی ارائه داد. مسعود تاکید کرد که فهمیدن این موضوع برای واشنگتن مهم است که روابط بین طالبان و بن لادن وشبکه القاعده، لازم وملزوم یکدیگر اند. هر دو طرف، ازین هم پذیری و رابطه سود میبرند و تقویت می شوند. او گفت که امریکا این مسأله را از مغز خود بیرون کند که می تواند طالبان را به اخراج بن لادن از افغانستان وادار کند. آن ها حاضر اند یکجا با هم نابود شوند.»

اشاره:
از آهنگ گفتار مسعود برمی آید که وی فی نفسه هیچ رغبتی از سر امیدواری به دیدار با هیأت سی ای ای نداشته است. رنگ و لحن سخنانش، می رساند که وی دیدار با هیأت را فرصتی واپسین تشخیص داده تا از آن طریق برای آخرین بار بر تفاوت دیدگاه خود با امریکایی ها نسبت به طالبان، تاکید کند و خطی جاودانه ترسیم کند. 
درآن شب و روزها که آخرین یورش همه جانبه به هدف رسیدن عقب درهای مرزی آسیای میانه در آستانه اجرا بود، در اظهارات مسعود، اندکترین امید یا التماس از امریکا به چشم نمی خورد. نکته یی که حقانیت درخشان آن برای همیشه در محافل پالیسی ساز غرب طنین انداز خواهد بود، از زبان مسعود تکرار شده است. آن چه مسعود تصریح کرد، نیازی به تبصره ندارد. ترجمه بالمعانی آن چنین است: « مفکورۀ تغییر کردار وافکار طالبان را از سر بیرون کنید.» او پیشاپیش هنگام دیدار کوتاه از پاریس، اتمام حجت کرده بود که شتر تروریزم  دیر یا زودعقب خانه های تان زانو خواهد زد.

این بریده را بدین سبب گزینش کرده و به افکار عمومی پیشکش می کنم که من بدین باورم که اوضاع در افغانستان درمسیر دیگری افتاده است. من تا زمانی که شکست غرب و امریکا در محور خاورمیانه و افغانستان از پرده برون نیفتاده بود، هماره در دفاع از ضرورت حیاتی برای افغانستان، و اتحاد تنگاتنگ و نا گسستنی افغانستان با غرب وامریکا تحلیل هایی داده ام. اکنون کم کم بدین نتیجه رسیده ام که ما در وسط یک میدان بن بست ایستاده ایم. دلیلش این است که ناتو وامریکا، بازی را درجای دیگری باخته اند و موج عواقب ناگوار آن دیر یا زود به افغانستان میرسد. موجِ باخت از آدرس طالبان ظاهر نشده است؛ این شکست درحال افزایش، حاصلِ دست اندازی های غرب و امریکا در چندین محور در یک زمان تقریباً واحد است.
فلسفه اصلی باخت غرب، دفاع ازپاکستان و از قلم انداختن افغانستان به حیث یک جغرافیای کلیدی برای تمدن غرب است.