------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۶, دوشنبه

ضرورت عاجل صنف ادبیات و دیپلماسی برای رئیس جمهور!

اشاره: مردمی  که طی قرن ها، عادت به بیکاره گی وتنبلی را به غرور ملی و روشنفکری خود تبدیل کرده و به شکل مضحکی خشک دماغ شده اند، ظرف شویی وکار در رستورانت را عار تلقی می کند. همین مردم، دزدی و غصب و تجاوز به پسران را مباح و سرگرمی میدانند و به دیگران درس اخلاق میدهند! این درحالی است که درهر قدم، خود وکشور شان از پول خیرات و گدایی شب را به روز و روز را به شب می رسانند.
نوشته: هادی «احمدی»
ظرف شوی و سگ شوی از جمله اصطلاحات بسیار شکننده ای است که حدود یک دهه، جهت تخریب اشخاص و مجموعه ها در افغانستان کاربرد فراوانی پیدا کرده است. ریشه تاریخی این صفات به دوران حکومت انتقالی حامد کرزی برمیگردد؛ زمانی او تلاش داشت تا چهره های دیموکرات و تحصیل یافته های خارج از کشور را به اهستگی در بدنه دولت نوپای خود جابجا کند تا بلکه کمتر تحت فشار تصامیم و سلایق جبهه مجاهدین که اکثرا متشکل از رهبران جهادی و چهره های حزبی بود، قرار گیرد. 

بناء واژه های سگ شوی و ظرف شوی بیشتر از جانب اشخاصی که منافع خود را با حضور اشخاص فرنگی در خطر میدیدند برای تخریب شخصیت و کم جلوه دادن انها در صحنه سیاسی، مورد استفاده قرار میگرفت؛ تا جائی که به اکثریت عموم سرایت کرد. یادم است حدود چند ماه قبل یکی از افراد شاخه حزب گلبدین در تلویزیون یک، با غضب به گزارشگر میگفت:

ما اجازه نمیدهیم که هر قاب شوی و ظرف شوی بیاید بر سر ما اقایی و رهبری کند.

 این نشان میدهد که تا چه اندازه این مفکوره در ذهن عوام جا گرفته که حتی به صورت علنی و بی پروا از شبکه تلویزیونی به اکثریت مهاجرین ( به اصطلاح خارج رفته ها ) توهین صورت میگرد. ولی نکته اینجاست که از جمله نادرات روزگار است که یک چهره اکادامیک که مقام ریاست دولت یک کشور را یدک میکشد به سادگی و خونسردی خلاقیت و استعداد اکثریت مهاجرین را در نظر نگرفته و بگوید افغانهایی که به خارج میروند همه ظرف شوی میشوند و تمام.

اشتباه نشود که کار کردن به عنوان ظرف شوی و هر گونه مشاغل امثال آن هیچ گونه خواری و ذلت به شمار نمی اید؛ بلکه بسیاری از چهره های اکادامیک و سیاسی خارجی هم برای رسیدن به هدف و ادامه تحصیل خود ظرف هم شستند، اما ظاهرا چوکی قصر سپیدار و ارگ ریاست جمهوری چشمان رئیس جمهور را کور کرده و گوشش را کر؛ ولی از بخت بد ملتش زبانش را عجیب و غریب به چرخش در اورده است که بدون فکر و اندیشه در هر جایی و هر زمانی سخن میپراکند. افغانها با وصف تمام مشکلات در خارج به بهترین دستاوردهای علمی رسیده اند که کشورهای دیگر بخاطر بی کفایتی دولت افغانستان کوشش دارند تا اختراعات انها و دستاوردهای انها را به نام خودشان ثبت کنند.

همین افغانهایی را که شما هراس دارید ظرف شوی شوند با زحمات و تلاشهای خود به سرمایه های هنگفت و موفقیت های اقتصادی چشمگیری رسیده اند و توانسته اند به مناطق محروم، فقرا و بی بضاعتان کمک کنند. رئیس جمهور همه اینها را میداند، اما ظاهرا او کوشش کرده است تا بخاطر حفظ ابروی ریخته شده دولتش که نتوانست برای ملت خود امنیت، تحصیل و زمینه کار را فرهم سازد از این اصطلاح کوچه بازاری استفاده کند، لغت و اصطلاحی که روزی بر علیه خودش توسط رقبای سیاسی اش استفاده میشد.
پس بهتر بود اقای غنی به جای انسان شناسی چند کتاب ادبیات و دیپلماسی میخواند تا روزی به یک کتله عظیم از رعیت خود توهین نمیکرد.