------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۵, یکشنبه

ظرفیت آینده سازِ هزاره ها

جاغوري و بيشترين راننده هاي زن
اشاره گزارشنامه افغانستان: به هر جا می نگری، حد اکثر، تاجک و پشتون درقلعه های متروک فقاهت و سنت های منفی، خود را داوطلبانه زندانی کرده اند؛ این هزاره ها استند که به زمان پاسخ بایسته می دهند. یک سرزمین تمدنی جدید در داخل افغانستان درحال ظهور است.

محمد «رادمنش»  نوشت: وقتي در كابل، زني در پشت فرمان (اشترينگ) موتر نشسته و رانندگي كند، توجه و نظر اكثر رهگذران را به خود جلب مي كند و ديدن اين صحنه براي اكثر مردم جالب و دور از انتظار است. به دليل جالبي و دور از انتظاربودنِ قضيه است كه بيشترين آزار و اذيت متوجه ي زن هاي راننده است. طوريكه زماني يكي از بانوانِ ورزشكار و صاحب نام كه راننده نيز است، در صفحه ي فيس بوكش از اتفاقي كه برايش افتاده بود، قصه كرده بود؛ مبني بر اينكه، روزي سرنشينان موتري مجهز با اسلحه او را تعقيب و با سلاح هايشان او را تهديد كرده بودند تا موترش را توقف دهد. اما خوشبختانه آن بانو به نحوي خودش را از آن معركه نجات داده بود. ولي مطمينم آن اتفاق تا مدت هاي طولاني جرئتِ رانندگي را و آن هم به تنهايي، از او سلب كرده است.
اما، جاغوري از اين لحاظ متفاوت و متمايز است. از هر سه موتري كه از داخل بازار مي گذرد، راننده ي يكي از آن موتران، زن است. زنان و دختران به تنهايي، با خانواده، با خويشاوندان و... با اطمينان خاطر و آرامشِ تمام رانندگي مي كنند. يعني رانندگي اي زنان و دختران و يا زنان و دختران راننده، براي مردم جاغوري مانند نوشيدن آب، عادي شده است و مردم از ديدنِ راننده ي زن، اندك ترين واكنش از خود نشان نمي دهند. 
به اطمينان گفته ميتوانم كه در سطح افغانستان، بيشترين راننده ي زن را جاغوري در خود دارد.
به علاوه، زنان و دختران در اينجا بايسكل و موترسايكل نيز مي دوانند و مي رانند، اما راننده هاي موتر بيشتر از اين دو است.
پ.ن: مرا به منطقه گرايي (جاغوري گرايي) متهم نكنيد و همچنان با ديد تعصب به اين قضيه نبينيد، بلكه آنرا به عنوان يك واقعيت بپذيريد. (با لبخند و چشمك)