------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱, سه‌شنبه

«شورای حراست» درصدد فروپاشی اردوی ملی است؟

چند نکته موازی بر نظرات جناب جعفر «رسولی»

جناب جعفر «رسولی» نویسنده و دپلومات، نگاشته است: «گره ی سیاسی در افغانستان بدون همکاری سفارتخانه های خارجی در کابل باز شدنی نیست. اگر کسی نسبت به میزان حضور خارجی ها شک دارد، به تمویل کنندگان بودیجه ۹۵ نظر اجمالی بیاندازد. آیا می توان تصور کرد که این ظاهراً مهمانان اما در واقع تصمیم گیرندگان نهایی، افغانستان را به دهه ی ۹۰ بازگردانند؟ چند درصد جمعیت افغانستان خواهان بازگشت به دوره ی جنگ های تنظیمی در کابل هستند؟ 
راه حل افغانستان شورای حراست و ثبات نیست. این شورا در صدد منحل ساختن دوباره ارتش و پولیس ملی است. چرا که اینها به ملیشه های خود تاکید می ورزند. این شورا، بازگشت به دهه ی ۹۰ است.
افغانستان تنها یک انتخاب دارد. نسل نو با ایده های نو. قدرت باید به نسل نو و تحصیل کرده انتقال یابد.»

اشاره: شاید شرایطی فرارسیده است که «سفارتخانه های خارجی» ابتکار گشایش «گره سیاسی» افغانستان را از دست داده اند. حال از بازکردن گره اصلاً خبری نیست. ریسمان بحران وحشت ناک درحال گره خوردن است. اکنون، شیخ السفرای «خارجی» دکتربهرامی سفیرایران و سفیر روسیه اند. امریکا و اروپا، فقط می توانند اکنون روی کاهش تاوان های شکست در افغانستان و خاورمیانه فکر کنند تا بر بازکردن گره بحران افغانستان.

ازانکشاف منفی اوضاع، چیزهای دیگری می توان احساس کرد. یک ناظر معمولی می تواند در ورای تمویل «بودجه 95» قدرت ترسناک اقتصاد اپراتیفی را ببیند که مقدار بودجه 95  شاید یک دهم آن نباشد. سامانه تبلیغاتی غربی، خود حداقل درگستره رسانه های کاغذی، انترنتی و دیداری خویش، برای داعش در ننگرهار و شمال، «پایتخت» درست کرده اند. دست کم، اسکلت چنین پایتختی در ذهن مردم ایجاد شده است. چنین عملیاتی، درنخستین ماه سال نو، «بودجه 95» را بدون آن که درعرصه توسعه و استقرار در افغانستان خرج شود؛ می بلعد.
بودجه عظیم عملیاتی دراختیار پاکستان قرار داده شده است. این سوال که «چند درصد جمعیت افغانستان خواهان بازگشت به دوره ی جنگ های تنظیمی در کابل هستند؟» بسیار تعیین کننده است. گویا جناب رسولی، این سوال را سرراست به آدرس متحدان جهانی افغانستان مطرح کرده و مراد ایشان بی تردید اصدار یک هشدار تکان دهنده به آدرس تصمیم گیران بازی «بزرگ» است. اساساً چطور می توان تصور کرد که بعد از 15 سال حضور اروپا وامریکا درافغانستان، اکنون با خطر بازگشت به دهه هفتاد رو به رو شده ایم؟
پاسخ این سوال، درنزد «شورای حراست» نیست؛ نزد منابعی است که اجازه دادند چنین وضعیتی دو باره پدید بیاید. درحالی که دست کم بیست هزار نظامی مجرب و مجهز خارجی در کشور حضور دارد، چرا باید مردم مجبور شوند که شورای حراست را که در واقع شورای ترس از داعش وطالب است؛ اعلام کنند؟
این حرف صائبی است که «راه حل افغانستان شورای حراست وثبات نیست» اما راه حل در دست امریکا وپاکستان، هست. یا شاید بتوان گفت که راه حل در دست پاکستان وامریکا بود؛ اما حالا نیست. شورای حراست، هم واکنش داخلی در برابر احوال جاری است و هم واکنش ایران و روسیه دربرابر غرب است. دلیلش این است که مأیوسی کامل بر جامعه حاکم شده و منافع افغانستان، کاملاً به نفع استراتیژی پاکستان، به طور یک جانبه، مصادره به تاکتیک شده است.
آیا همین اکنون ما با شرایط بدتر از سال های هفتاد رو به رو نشده ایم؟ نیازی به بازگشت به سال های هفتاد نیست؛ ما در دوزخ تعلیق و معامله یی اسف بار رها شده ایم. جناب رسولی گفته است که شورای حراست در صدد منحل ساختن دو باره ارتش و پلیس است؛ اما شورای حراست نیازی به انحلال چنین سازمانی ندارد و اکثریت قاطع اردو و پلیس، اعضای تنظیم ها می باشند. اگر سیاست حاکم از سوی حکومت کابل درهمکاری با سفارت های خارجی به همین گونه ادامه یابد، اردو و پلیس درشرایطی که از کنترول خارج می شود؛ خود به خود منحل خواهند شد.