------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۶, یکشنبه

روزنامه گاردین؛ و پیشنهاد افغانستان فدرالی

«هندجدید» جایگاه قدرت های کهنه و شکست خورده غربی در افغانستان را می گیرد.
تحلیل وپیشنهاد روزنامه گاردین
برگردان: رزاق مأمون


پیشروی های بدفرجام طالبان در ولسوالی سنگین هلمند افغانستان و پاسخ شتابزده و فوری بریتانیا و امریکا احساسات گسترده یی را برانگیخته است. بخشی از بسته گان بیش از صد سرباز بریتانیایی که در تلاش بیهوده برای تأمین آرامش این منطقه جان های شان را از دست دادند؛ خمشگین و سوگوار اند.

درین میان افسران سابق اردو به تلخی می گویند بریتانیا موفق به تعیین اهداف روشن و فراهم آوری حمایت کافی از ماموریت خود درهلمند نشده است. در میان سیاستگزاران برسر این که برای نجات خود از مشکل افغانستان چه چیزی انجام گرفته یا می توانست انجام شود، یک نوع سراسیمه گی تا مرز نا امیدی وجود دارد.

فاجعه این است که اقدام مهم گسیل سربازان تا میزان زیادی قابل توجیه است. درافغانستان هیچ گاه یک برنامه هم آهنگ، درازمدت وقابل اجرا وجود نداشته است. در ابتداء هدف از تهاجم بر افغانستان درسال 2001 تحت رهبری امریکا تلاش هایی جهت بازداشت یا هلاکت مسئولان شبکه القاعده در رابطه به حملات 9/11 سپتامبر بود.

سپس، زمانی که رژیم طالبان سرنگون شد، اقدامات بعدی درمسیر ملت سازی قرار گرفت. از آن پس، امریکا و بریتانیا به طور فزاینده یی درعراق از مسیرخود منحرف شده وتمایل آن ها برای انجام همه چیز، فروکاهید.

با ظهور مجدد طالبان درسال  2006، پروژه نادیده گرفته شدۀ افغانستان با مشکل رو به رو شد.  جان رید وزیردفاع آن زمان، بر افزایش هزاران سرباز بریتانیایی در هلمند نظارت داشت. درهمان سال، رید هنگام دیدار از هلمند گفت که کار این مأموریت در مرحله اول، بازسازی است.  جان رید گفت با آن که ممکن است نیروهای انگلیسی درجنگ درگیر شوند؛ اما درگیری آن ها صرفاً دفاع از خودشان خواهد بود.

وی اظهار داشت: «البته مأموریت ما  مبارزه با تروریزم نیست... ما درجنوب حضور داریم تا مردم افغانستان  را درامر حفاظت و ساختن دموکراسی خود شان یاری برسانیم.»
جان رید بدون شک باورمندانه صحبت کرده است. اما بیانیه های عام کابینه تونی بلر و دیگر وزرای حزب کارگر عمیقاً گمراه کننده بودند. سربازان بریتانیا ظرف چند ماه، ناخواسته در یک جنگ خونینی کشانیده شدند که هشت سال بعد ( نه سه سال که دربیانیه ها تذکرداده شده بود) با از دست دادن اعتماد به نفس خویش، از آن بیرون آمدند. رؤیای ملت سازی آنان درنتیجه تلفات نظامی و غیرنظامی و بلند شدن فریاد های زخمی های شان وبی ثباتی درمأموریت های نظامی، برباد رفت. هنگام ترک نیروهای نظامی، 68 درصد مردم بریتانیا می گفتند که تلاش های آنان بی ارزش بوده است.

علی رغم اطمینان های پی درپی، اکنون روشن نیست که با خروج از افغانستان، و با وجود آموزش های پرخرج و تأمین تجهیزات از سوی ناتو، اردو و پلیس کشور نه درحال حاضر و نه هیچ گاه، قادر به دفاع از امنیت و ثبات افغانستان نخواهند بود. درسال جاری، کندز درشمال افغانستان تقریباً به طور کامل به کنترول شورشیان درآمد. مناطق گسترده یی دیگری نیز تحت ادارۀ شورشیان است. هلمند به طورنمادین، برلبه پرتگاه دارد. نیروهای ویژه امریکایی و انگلیسی، با وجود روحیه قوی، قادر به حل کامل این معضل نیستند.

چه باید شود؟ 
نخست، زمانی است که نظریه باطل شدۀ مداخله نظامی غربی ها در سطح کنونی و گسترش یافته آن به هدف آوردن صلح درافغانستان را باید ترک کنیم. بهتر سازی و افزایش جنگ ابزارها پاسخ این مشکل نیست. افکار عمومی در مخالفت با افزایش غیرقابل تحمل جنگ وتنش برحق است. 
دوم، باید افکار جدیدی کاشت.
به نظرمی آید که طرح آینده افغانستان به عنوان یک کشور واحد از روی دیدگاه اروپایی قرن 19، به طرز ناامید کننده یی بیهوده معلوم می شود. این طرح، شکاف عمیق قومی، جغرافیایی و فرهنگی کشور را، به شمول مرز دیورند که در دوران استعمار شناخته شده، و مناطق پشتون افغانستان و پاکستان را قصداً از هم جدا کرده است؛ نادیده می گیرد.
اگر قرار است صلح پایدار به میان آید، بهترین امید جهت راه حل مشکلات افغانستان یک ساختار فدرالی بوده می تواند. 

درفرجام، نقش رهبری سیاسی و ثبات امنیتی افغانستان در اختیار کشورهای منطقه، نظیر پاکستان و هند که مستقیماً درین مسأله دخیل اند؛ قرار داده شود. اسلام آباد درحال حاضر یک پروسه صلح با طالبان را حمایت می کند که ماه آینده از سر گرفته می شود. اما پاکستان که از یک سو با طالبان خودش مشکل داشته و همچنان به حیث یک متحد نا کارآمد تاریخی معرفی است، توان انجام همین اندازه کار را دارد.

چیزی که نیاز است، یک ابتکار جسورانه وقابل تصور از سوی کشورهای قدرتمند منطقه یی است. 
هندوستان تحت اداره نارندرا مودی با فراهم ساختن چرخبال های نظامی و کمک به نهاد سازی، افغانستان را یاری کرد.  دوکشور توافقنامه همکاری راهبردی را امضاء کرده اند. مودی از افغانستان وپاکستان دیدار کرد.
اکنون این ملی گرای پرافتخار، برای اثبات پیروزی «هند جدید» بر قدرت های کهنه و شکست خورده غربی درافغانستان، یک چانس طلایی دراختیار دارد.