------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۹, پنجشنبه

حامد کرزی، سر به سنگِ خاره می کوبد.

اگر حامد کرزی صداقت دارد،باید به حیث یک زعیم، گه گاه به دیدار «افغان ها» به وزیرستان و باجور سری بزند. اگر زنده پس آمد، ما از نظر سیاسی دست بیعت میدهیم.


حامد کرزی یک سیاستگر عقب مانده است. نه تحول را می فهمد، و نه نفس تنش های اجتماعی، و منطقه یی را درک می کند. سردار داود، با شعار سازی های تباه کننده، به بهای نابودی هستی اقتصادی و اجتماعی افغانستان، در برابر موج سیاست منطقه یی و جهانی ایستاد و یک پرکاه هم نصیب نشد. حامد کرزی هم برطبل ترقیده می کوبد. اگر ایشان درگفتار خود صادق است، گلاب منگل و غفور «لیوال» را گرفته به وزیرستان سفر کند. اگر زنده برگشتند، به راستی که مردم وزیرستان به طور «کامل» در افغانستان «حقدار» استند. تا حال، هیچ کسی از ساکنان ولایات مرزی پشتون نشین پاکستان پیدا نشده است که لااقل بگوید که کرزی خانه، ته رشتیا وایی!

دراسناد ملل متحد قید است که حکومت شاهی افغانستان پاکستان را با همین دراز و پهنایش، به «رسمیت» شناخته است. از نظر قوانین بین المللی، این اظهارات نقض آشکار معاهدات رسمی است که از عبدالرحمن خان شروع، تا نادر شاه و شاه محمود خان آن را ثمه به ثمه تایید و امضاء کرده اند. این اظهارات در واقع، سر خود را به سنگ خاره کوبیدن است. بازهم اگر کرزی واقعاً درین شعارپرانی های خویش صادق است، چرا در چهارده سالی که در قدرت بود، سند به رسمیت شناختن پاکستان را به طور یک جانبه باطل نکرد؟ کرزی می تواند مثل ظاهر قدیر، درمحاذ مقابله با پاکستان بیرق در دست، بیایستد. 
اما من بدین باورم که هیچ زمامداری به اندازه کرزی وفهیم به پاکستان خدمت نکرده است. هزاران تروریست را رها کرد و به خرج افغانستان، پایگاه های طالبان را دراطراف کابل فعال نگه داشت. مگر ثمره اش چه بود؟ چه کسانی کشته شدند؟ کرزی، آیا درباره آینده خودش در کابل فکری کرده است یا نه؟