------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۷, دوشنبه

اینها همه از روی تصادف اتفاق میافتند؟

نوشته: احمد ادریس «رحمانی»


صرف نظر از اینکه یک تعداد زیاد مردم افغانستان امروز نمیتوانند درک کنند چگونه باید با هندوستان و پاکستان برخورد کرد، باز هم فکر میکنم بعضی مسایل را به نا چار برای مردم باید نوشت. گاهی اتفاق میافتد که پرسش هایی کلیدی برای سرنوشت جنگ در کشور نه در رسانه ها باز تاب میابد و نه هم از سوی سیاسیون کشور به آنها رسیده گی میگردد.
مثلاً پرسش های خیلی حیاتی مانند اینکه چرا جنگ در افغانستان ختم نمی شود همیشه گذاشته شده است برای خود مردم تا با حس کنجکاوی عامیانه خود و کاملاً از روی عواطف بشری شان (درعدم معلومات دقیق از مسایل سیاسی) توسط خودشان برای خودشان پاسخ داده شود.
در این دوسه روز آنچه دارد اتفاق میافتد با سرنوشت جنگ خیلی مرتبط است، اما به مشکل میتوان کسی را سراغ کرد که حساسیت اوضاع را درک کرده بتواند. بیشتر از 90% دلایل تداوم جنگ در افغانستان ریشه دارد در روابط افغانستان با پاکستان اما بیش از 90 فیصد مردم کشور ما در حصه تجزیه و تحلیل این روابط فکر کرده نمیتوانند. گویی مردم را هیپنوتیزه کرده اند که پاکستان دشمن است و باید تمام عمر به همرایشان بجنگنیم. تمام کشور هایی که ما را در اختلافات مان به همرای پاکستان تشویق میکننند درعین زمان یا پاکستان را حمایت میکنند و یا حد اقل به همرایش کنار میایند. همین دو روز قبل نخست وزیر هند درفاصله چند ساعت ما را تشویق کرد تا به اختلافات خود همرای پاکستان ادامه بدهیم اما قبل از رسیدن به کشورش به دروازه سیاسیون پاکستان دق الباب کرد و گفت بیایید با هم کنار بیاییم. مگر ما اینقدر کور شده ایم که مسایل را با این همه عریانی هم نمیتوانیم درک کنیم؟
اگر کمی دقت کنید، متوجه میشوید که اتفاقات در افغانستان آنقدر هم که فکر میکنیم اتفاق نیستند. بعد از وساطت توسط کشور های بزرگ جهان، پاکستان برای اولین بار حاضر شد با افغانستان از روی جدیت صحبت کند و راه حل هایی را برای روابط دوکشور بسنجد. پذیرایی از رئیس جمهور غنی بهترین مصداق این موقف پاکستان بود که احتمالاً اینبار کمی جدی تر وارد عمل خواهد شد. اما دو روز بعد اش نخست وزیر هند با درک این مساله میاید و این همه شور و هیجان به پامیکند که مگر چه؟
حال اگر نتایج صحبت هایی رئیس ستاد اردوی پاکستان با کابل به نتیجه نرسد همه میگوییم "خوب پاکستان است دیگر نمیخواهد افغانستان آرام شود". اما کسی نیست بپرسد که چقدر آمدن نخست وزیر هند و دادن تحفه هایش موقف چانه زنی ما را با پاکستان تغییر داده است. اگر تا دیروز حاضر بودیم برای ختم جنگ از موقف چهار سیره صحبت کنیم، فردا در مذاکرات 15 سیره خواهیم بود و نتیجه چیزی به جز عدم توافق نخواهد بود.
یعنی اینها همه از روی تصادف اتفاق میافتند؟
اگر بلی، پس چند روز بعد از مذاکرات وقتی پاکستان باز هم جنگ بفرستد و انفجار و ماتم باید بگوییم که این ها همه از روی تصادف است؟ بلی؟
نه برادر! اینها همه با هم مرتبط هستند.
وقتی در میز مذاکره سر جور آمدن نداریم باید برای جنگ و خونریزی آماده گی کامل خود را داشته باشیم.