------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۷, سه‌شنبه

کجای این سخن نا درست است؟

حاشیه یی از استاد پرتو «نادری»

خوب یک شاعر و نویسنده می گوید که من با هیچ یک از نهادهای که این روزها ساخته می شود و در پشت پرده آقایونی چون عطامحمد نور، حنیف اتمر ، قانونی و در نهایت غنی و عبدالله قرار دارند رابطه یی ندارم و نمی خواهم با چنین نهاد های به اصطلاح فرهنگی همکاری داشته باشم، کجای این سخن نا درست است؟ 

وقتی کسی احساس می کند که شماری می خواهند فضای پاکیزۀ فرهنگ را نیز الوده سازند، او حق دارد موقعیت خود را روشن سازد. این امر هیج گونه دشمنی باکسی نیست؟ از آن روزی که استاد یعقوب یسنا یک چنین چیزی راگفته است ، او به گونۀ آماج تیر های زهر آلود شماری قرار گرفته و سخنان نا روایی نسبت به او گفته شده است ؛ حتا تا تهدید.

من نیز در همان روزها چنین چیزی را نوشته بودم ، حال یک بار دیگر می خواهم بگویم که استاد! من یک تنه در کنار شما هستم. گاهی احساس می کنم که یعقوب یسنا خود به ماننای صدد یک نهاد و سازمان فرهنگی کار می کند. او می نویسد، با آگاهی می نویسد ، با تعهد و مسوُولیت می نویسد؛ می نویسد؛ اما در فقر و تهی دستی، می نویسد برای آن که نمی تواند ننویسد، می نویسد تا چیزی را برای دیگران بگوید، می نویسد تا حقتیقی را بیان کند، می نویسد برای آن که سیاه را از سپید جدا سازد. نگذاریم که شماری که شعار شان نان خوردن از طریق فروش ادبیات و فرهنگ است یک چنین صدای با شکوهی را خاموش سازند. از قدیم گفته اند که دزد حاضر و بز حاضر؛ آیا همین آقایونی که به کفتۀ خیام از ناز سخن به چشم و ابرو می گویند می توانند بگویند که تا کنون یکی بر دهم حصۀ کارهای استاد یسنا را ارئه داده اند یا نه ؟ این همه سازمان و نهاد و اتحادیه با همه درازا و پهنای که دارند گوارای تان باد ؛ اما این حق را ندارید تا دیگرانی را که در خاموشی و تنهایی و در فقر و بی چاره‌گی قلم می زنند، این همه تهدید کنید!