------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

افغانستان ده سال بعد، از سکنه خالی میشود.

پيامدهاى جنگ طولانى
تکان دهنده ترین حقایق هراس آور از قلم اندیشه ورز گران منش، دکتر محی الدین مهدی-  نویسنده وپژوهش گر


به نظر من آنهايي كه شعارهاى تند پاكستان ستيزى سر مى دهند، و خواهان ادامه ى جنگ اند، در واقع روند انقياد افغانستان توسط پاكستان را تقويه مى كنند؛ چرا؟
از سى و چند سالى كه آتش جنگ در افغانستان شعله ور گرديده، پيامدهاى آتى را - براى هر يك از دو كشور" يعنى پاكستان و افغانستان" به بار آورده:
حاكميت ملى پاكستان در حدود جغرافيايى خودش استحكام يافته، ديگر از علاقه ى غير وقبايل آزاد خبرى نيست؛ به استثناى ارتش آزادى بخش بلوچ، هيچ حزب و دسته ى جدايى طلبى در كشور وجود ندارد؛ ارتش پاكستان مجهز، كار آزموده و صاحب سلاح اتومى گرديده؛ دستگاه امنيتى كشور نفوذ خود را در منطقه گسترده، و در طول سى و چند سالِ گذشته توانسته، نيرومند ترين ارتش هاى جهان را زمينگير سازد؛ اقتصاد كشور رونق حاصل كرده، توانايى جذب وامكانات سرمايه گذارى به ارزش دهها ميليارد دالر پيدا كرده؛ اعتبار پاكستان در سطح منطقوى و جهانى بالا رفته، هم پيمانان با اعتماد ونيرومندى پيدا كرده است؛ با اين همه، هنوز مى تواند داوطلبان ارزانى براى ادامه ى جنگ در افغانستان استخدام نمايد، آنهايي راكه مى پندارند در راه خدا مى جنگند و شهيد مى شوند؛ اكثريت قريب به اتفاق اين داوطلبان را، از افغانستان تدارك مى بيند؛ ... .

واما پيامدهاى سى وچند سال جنگ در افغانستان: اقتصاد كشور فروپاشيده، معاش كارمندان ملكى و نظامى را خارجيان تأمين مى كنند؛ قسمت اعظم درآمد صرف جنگ مى شود؛ در تمام ولايات هم مرز با پاكستان، در ماركيتهاى بزرگ پايتخت و شهرهاى بزرگ، پول ملى فاقد ارزش و اعتبار گرديده، پول كشور پاكستان وجهه المعامله قرار مى گيرد؛نيرو كار به دليل نبود اشتغال، يا از كشور فرار مى كند، يا به اعتياد رو مى آورد؛ وحدت ملى وجود ندارد، دولت محل تقابل اقوام و امتيازگيرى از يكديگر شده؛ حاميان بين المللى مايوس و دلسرد گشته، كمتر كشورى حاضر به ادامه ى همكارى بى دريغ باقى است؛ فساد بيداد مى كند، قسمت اعظم بودجه و سرمايه صرف اختلاس مى شود؛ مكاتب خيالى، قطعات اردو وبوليس خيالى، دفاتر ودواوين خيالى و فقط روى كاغذ فراوان است؛ ارتش فاقد انگيزه و تسليحات است؛ هيچ كشورى حاضر نيست نيروهاى دفاعى و امنيتى كشور را مسلح سازد؛ اركان دولت در قانون شكنى، بر شهروندان پيشدستى مى كند؛ گزينه ى بعدى براى جانشينى وضع موجود وجود ندارد؛ روز به روز از اعتماد مردم به زمامداران كاسته مى گردد؛ به هر كس به ديده ى شك مى نگرند، "ستون پنجم" در سطوح بالاى دولت حضور دارد، هر دگر انديشى، احساس نا امنى مى كند؛ رهبران دولت ، همزبانان خارجى خويش را بر هموطنان همدل و هم ديار خود ترجيح مى دهند؛ اصلاحات و تحول به بن بست رسيده، برنامه اى براى بعد وجود ندارد؛ انتخابات نه تنها مشكل گشا نيست، كه خود مشكل آفرين است؛... 

با اين مقدمات، به اين نتيجه مى رسيم كه استراتيژىِ دولت پاكستان در برابر افغانستان، بايد" جنگ طولانى و فرسايشى" باشد.

اگر مطابق تجويز آن سه دسته از آدم ها كه - بدون ملاحظه به آنچه گفتيم- شعار ادامه ى جنگ سر مى دهند، خداى نا خواسته اين جنگ ده سال ديگر به درازا بكشد، قبل از هر چيزى، كشور خالى از سكنه خواهد شد. در غير آن، روند گسترشِ سيطره و حاكيت پاكستان- كه از سى و چند سال پيش آغاز گرديده - به پايه ى اكمال خواهد رسيد.

واما آن سه دسته كه شعار ادامه ى جنگ سر مى دهند، يكى وطن پرستان ساده دلِ مملو از احساسات پاك اند كه حتا نمى دانند: با آنكه پاكستان نا پاك، شياد، و مكار است، از مذاكره، صلح و همزيستى با آن ناگزيريم. بسيارى از افراد اين دسته، در بيرون از مرزهاى افغانستان، در پايتخت هاى اروپا، استراليا و امريكا زندگى مى كنند.
دسته ى دوم طرفداران استراتيژىِ" جنگ نيابتى از سوى هند" اند؛ اينان مامور اند كه پاكستان ستيزى را تبليغ نمايند، تا جنگ از مرز هاى مشترك هند با پاكستان دور باشد.
و دسته ى سوم قومگرايانى هستند كه به قول شهيد موسى شفيق،" حاضراند به خاطر پشتونستان، افغانستان را بر باد دهند". اينان از حربه ى احساسات قومى، بيشتر به خاطر ملاحظات داخلى استفاده مى كنند. حالا همگان روايت گيتس ( وزير دفاع پيشين امريكا) را به ياد دارند كه از زبان حامد كرزى گفت كه " او به ما جبهه ى شمال را دشمن معرفى كرد؛ وگفت كه از طالبان انديشه اى نبايد داشته باشيم"( مفهوم قول گيتس نقل شد نه الفاظ آن). و ديديم كه او وقتى "حرف صلح " را جدى پنداشت، از كوره در رفت و هر چه در دل داشت بر زبان آورد: افغانها خط ديورند را هرگز قبول نكرده اند؛ وزيرستانى ها, نه مهاجر پاكستانى، بلكه مالكان بى چون و چراى اين مرز و بوم هستند!
و سخن آخر اينكه: بين دو دسته ى اخير تبانى وجود دارد؛ در حاليكه نتيجه ى كار هر سه دسته به نفع پاكستان است. درينصورت اگر گفتند كه كرزى با پاكستان همسويى دارد، تأمل بايد كرد.