------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۶, دوشنبه

تراژدی سفر به پاکستان و ادامه انحراف امریکا

ضرورت اشد برای تغییر در سیاست امریکا در قبال افغانستان
امریکا وغرب، دیگر برای رشد سیاسی و اقتصادی افغانستان به حیث یک عامل مثبت به شمار نمی آید؛ فقط ( دم حاضر) برای حفظ منافع خود شان، جلو پارچه پارچه شدن جغرافیا را گرفته است؛ بیش ازین، افغانستان به حال خود رها شده است.


سفر دکترغنی به اسلام آباد، مطلق یک دور باطل است؛ چنانی که سفر اسپنتا خان و کرزی خان، چرخش باطل به دور هردم انگاری های خود شان بود و دست آوردی مثبت برای افغانستان نداشت و ندارد. هردو تیم، بازی را به پاکستان باخته اند. مؤلفه کلیدی این شکست پیشاپیش، بازگشت صریح سیاست یک جانبه امریکا در حمایت از سیاست خارجی پاکستان درقبال افغانستان است.

 به هر اندازه یی که شعاع تهدید علیه حضور امریکا درافغانستان از سوی روسیه و ایران کلان تر می شود، تکیه امریکا بر اردو و سازمان استخبارات نظامی و همچنان مدارس افراطی ساز پاکستان بیشتر و عمیق تر می شود.
تا اواخر سال 2014 امیدواری هایی در سطح حلقات سیاسی وجود داشت که امریکا و غرب در افغانستان ممکن است برای حفظ منافع افغانستان در برابر پاکستان و دیگر آدرس های «دشمن» مقاومت کنند و دست همکاری با شرکای کابل بدهند؛ اما انحراف قاطعی در مسیرسیاست امریکا و انگلیس در قبال افغانستان به چشم می خورد. توانمندی اقتصادی مملکت به سرعت درحال از بین رفتن است و آنان به یک حاکمیت خیالی در کابل چسپیده اند و درکمال اهانت، تلاش دارند که مردم نیز نسبت به آینده کشور شان امیدوار باشند.

فوران یک خطر وحشتناک از یک بستری که روز تا روز به یک تابۀ آتشین تبدیل می شود، به تدریج، نیروهای خارجی را آماج خواهد گرفت. تجربه تأسف بار انحراف از مسئولیت و اخلاق، از سوی امریکا برای مردم افغانستان هشدار دهنده است. آن ها پول و هزینه های بزرگ را به پاکستان میدهند، اما جنگ و حمام خون را در افغانستان مداومت می بخشند. حالا همه ناظران در داخل و خارج شاخص های انحراف در تعهدات جامعه جهانی در ارتباط به افغانستان را درک کرده اند.

باخت امریکا و انگلیس در برابر ایران و روسیه در خاورمیانه، حاصل سنت گرایی منفی آن ها در قبال عراق، لیبیا و افغانستان بود. به نظر این قلم، اشتباهات قصدی و از قبل کوردینه شده امریکا در افغانستان، بسیارکلیدی تر از تهدیدات علیه آن ها در جهان عرب است. به تکرار باید گوشزد کرد که دست دراز شدۀ افغانستان بر یخن امریکا و متحدان، قطع نخواهد شد. امریکایی ها افغانستان را درحمام خون رها کرده اند و بدین وسیله منافع خود را در حفظ این خون یافته اند. این برنامه دیگر کار آیی ندارد. همه مأیوس شده اند. آن ها با هرچه شتابنده تر باید در رفتار خود تغییر بیاورند؛ درغیرآن، تغییر، درعقب یک نقاب به ظاهر مطلوب، همچون کابوسی زنده و همه جا حاضر، آنان را درتله خواهد انداخت. 

شرایط تاریخی و دشواری پیش آمده و  افغانستان به عنوان مرکز جنگ انتخاب شده و بدون همکاری انگلیس وامریکا حتی موجودیت خود را نمی تواند حفظ کند. حفظ ساختار ناتوان و بیمار دستگاه دولت کنونی، به همان میزانی که با سیاست امریکا وانگلیس همساز است؛ به همان درجه ضد  منافع ملی افغانستان است. اوضاع درحوزه افغانستان نیز در تحول است و موجی قهار، ( از جبهات خارجی قضیه) موجودیت امریکا و اروپا را کم کم تهدید می کند. 
این جنگ را دیگر نمی تواند مثل آسیاب ابدی در داخل افغانستان چرخاند. طرح داعش شکست خورده و این کاروان بعید است از افغانستان بتواند عبور کند. با کُد فاش شده، نمی توان دست به عملیات زد و موفقیت به دست آورد.