------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

امریکا باید 100 هزار نیروی زمینی بیاورد.

منبع: میدل ایست آی


دیپلماسی ایرانی: در مورد استفاده از نیروی نظامی برای مبارزه با داعش، دو جریان فکری در آمریکا شکل گرفته است.
عده ای از افراد که مسئولیت های رسمی در سیستم سیاسی آمریکا ندارند، با سوار شدن بر موج احساسات مردمی و فضای رعب انگیز به وجود آمده از تروریسم، به انتقاد از دولت و عدم اقدام در این زمینه می پردازند. از آنجایی که این افراد فاقد مسئولیت های سیاسی هستند و ملازمات آن را در نظر نمی گیرند، هزینه ها، مخاطرات و نتایج غیرمنتظرانه پیشنهادات خود، مبنی بر استفاده گسترده از نیروی نظامی برای مبارزه با داعش را نیز لحاظ نمی کنند.
بر همین اساس، عمده نامزدهای جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سخنان خود، داعش را تهدیدی بسیار بزرگ توصیف کرده و با ادبیاتی تند از اقدامات سریع و گسترده علیه این گروه سخن به میان می آورند. اما در ورای این ادبیات تند، هیچ یک به درستی مشخص نمی کنند که چه میزان استفاده از نیروی نظامی می تواند مفید فایده باشد و این اقدامات تا چه اندازه میسر واقع خواهد شد.
نظرسنجی ها در سطح افکار عمومی، دیدگاه مردم را به خوبی نشان می دهد. طبق نظرسنجی انجام شده از سوی دانشگاه مانموث، 78 درصد مردم بر این باور هستند که داعش خطری جدی علیه آمریکا است و 68 درصد نیز معتقدند که آمریکا در مبارزه با داعش کوتاهی کرده است. 47 درصد نیز اذعان داشته اند که تنها با استفاده از نیروی زمینی آمریکا امکان متوقف کردن داعش وجود دارد.
اوباما نیز احساس کرده است که باید با این موج عمومی بیشتر همخوان شود. از این رو در سخنان خود در مقابل پنتاگون از بعد نظامی مبارزه با داعش سخن به میان آورد.
همخوانی میان سخنان سیاستمداران از یک طرف و نتایج سنجش افکار عمومی از طرف دیگر، لزوم توجه به رابطه علت و معلولی میان این دو را ایجاب می کند. سیاستمداران، باورها و عقاید عمومی را مورد توجه قرار می دهند، اما بخش هایی از مردم نیز عمده باورهای خود را بر پایه اشارات رهبران سیاسی مورد حمایت خویش، بنا می نهند.
اگر رهبران سیاسی وابسته به هر دو حزب، اظهارات عمومی خود را بر پایه منافع ملی حقیقی استوار می کردند، نتایج نظرسنجی های عمومی در مورد تهدید داعش متفاوت بود.
ارزش هزینه های گزاف آن را ندارد
تد کروز برای مبارزه با داعش از پیشنهاد بمباران یکپارچه (carpet bombing) استفاده کرد. همانطور که ژنرال رابرت اسکیلز، تاریخدان نظامی گفته است، استفاده از این عبارت نشان می دهد که وی هیچ تجربه ای در حوزه نظامی ندارد. سخنان بعدی کروز به خوبی مشخص کرد که وی هیچ برنامه ای برای استفاده متفاوت از نیروی هوایی جهت مبارزه با داعش ندارد.
سخنان روبیو نیز در مورد استفاده از گزینه نظامی برای شکست داعش، توام با نوعی ابهام بود. وی در سخنان خود به استفاده بیشتر از نیروهای ویژه اشاره کرد.
لیندزی گراهام استفاده از 10 هزار نیروی نظامی و مایک هاکبی و ریک سنتروم استفاده از 10 هزار نیرو یا بیشتر را پیشنهاد داده اند. اما همانطور که تجربه های پیشین و تحلیل ها نشان می دهد، نزدیک به 100 هزار نیروی زمینی برای گرفتن نتیجه مطلوب مورد نیاز است.
اوباما نشان داده است که در جایگاه رئیس جمهوری که باید هزینه ها و پیامدهای استفاده گسترده از نیروهای زمینی آمریکا را لحاظ کند، درک بهتری از واقعیت های موجود نسبت به نامزدهای انتخاباتی دارد.
سیاست رئیس جمهور بر پایه ارزیابی صحیح از تهدید داعش است. اگرچه این گروه می تواند منشاء تهدیدات امنیتی در ابعاد گوناگون باشد، اما هیچ یک از اینها در حوزه تهدیدهای حیاتی قرار نمی گیرند. بنابراین، هزینه های نظامی افزایش درگیری آمریکا در خاورمیانه نمی تواند به صرفه باشد.
تنها نیروهای محلی قادر به شکست داعش هستند.
حتی در صورتی که مردم آمریکا حاضر به پذیرش هزینه های گزاف استفاده از نیروی نظامی گسترده برای مبارزه با داعش باشند، باز هم این کمپین نمی تواند به هدف خود برسد و حتی از جهاتی مخرب خواهد بود.
تخصیص منابع و نیروی زمینی گسترده برای شکست داعش، بر این مفروض استوار است که داعش جمعی از افراد و پایگاه های گسسته است که می توان با استفاده از حملات آمریکا آن را از پای در آورد. اما این تصویر از داعش اشتباه است. داعش یک مجموعه گسسته نیست. این گروه در عین از دست دادن رهبران و نیروهای خود، مشغول جذب نیروهای جدید است. این گروه از سیالیت مکانی برخوردار است و سرزمین های زیادی را به دست می آورد و از دست می دهد.
حمله گسترده آمریکا به سوریه و اشغال رقه، به معنای شکست داعش نیست، بلکه این گروه را تحریک به حرکت به سمت و سویی جدید می کند. بنابراین سربازان غربی نمی توانند با اشغال سرزمین هایی که به دست داعش افتاده، ثبات را در این مناطق برقرار کنند، بلکه تنها نیروهای محلی و با تکیه بر سیاستمداران مناسب از عهده این کار برخواهند آمد.
پایان داعش به معنای پایان تهدید تروریسم برای آمریکا نیست
داعش و اقدامات آن در تاریخ نیز موارد مشابهی داشته است. مقایسه آن با القاعده نشان می دهد که اقدامات این گروه تا حدود زیادی مسبوق به سابقه است.
لیبی یکی از مهم ترین مناطقی است که مستعد رشد و ادامه حیات داعش است. خارج کردن داعش از عراق و سوریه، تنها آن را به سوی سایر مناطق در خاورمیانه می کشاند.
با توجه به این که مردم آمریکا بیش از هر چیز از بروز حوادث تروریستی در درون خاک آمریکا بیم دارند، خارج کردن داعش از عراق و سوریه نمی تواند این تهدید را از بین ببرد.
بسیاری مبارزه نظامی گسترده آمریکا با داعش را تایید روایت داعش مبنی بر حمایت این گروه از مسلمانان، علیه حملات غربی های غیر مسلمان قلمداد خواهند کرد. بنابراین کمپین نظامی علیه داعش می تواند به اعتبار این گروه ترویستی بیفزاید.