------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۲, شنبه

حسین «آرمان»، آوازخوان، گیتارنواز یا هیچ یک؟

دست آورد های «هنری» حسین «آرمان» خیلی کمرنگ است.

چرا احمد ظاهر کاریکاتور صوتی یکی از آهنگ های محمد حسین «آرمان» را در یک مجلس شخصی را اجرا کرده است؟
«دست از طلب ندارم، تا کام من برآید.» شاید در بازخوانش کاریکاتوری آهنگ حسین ارمان، حکمتی بوده است. من آهنگ های ارمان را بی طرفانه از سر شنیدم. البته ایشان شخصیتی عالی و شریف است. اما من به این نتیجه رسیده ام که وی همانند بسیاری از همگنانش همچون «مرغ زیرک» در سه دام گیر کرده است یا این که حسب الاختیار، خودش را به سه «حلقه» دام معلق تحویل داده است.
گیتارنوازی، آواز خوانی، استادی. حالا معلوم نیست که حسین آرمان اهل کدام یک از شقوق هنر اجرا و سرایش است؟
حسین ارمان اکنون در غروب حیات خویش قدم میزند. نه گیتار نواز نامی و جاودانه شده، نه دریک سطح آبرومندانه، به رتبه آوازخوانی رسیده و نه «استاد» است. آیا این عارضه نیمه کاره گذاشتن و از یک شاخه به شاخه دیگر پریدن، از عوارض نوع افغانستانی است؟ 
این را به خاطری نوشتم که برخی از جوانان تازه رسیده نیز از همین حالا راه گم کرده اند و «هنر» آوازخوانی را با نمایش رقص دختران کرایی به اشتباه گرفته اند. نقیب «نیکان» درصدر این اردگاه ابتذال قرار دارد. البته کابینه ابتذال بسیار درحال گسترش است.