------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

عشق فصليست كه از مزرعه‌ها مي‌گذرد

شعرعشق، سروده یی جاودانه، از قهار«عاصی»


عشق
دهقان پير!
عشق چيست؟
عشق
رود باريست كه آغازش را
ابرهاي بلند مي‌دانند
و انجامش را
شاخساران بلند
در ميان مزرعه‌ام
برگ مي‌بردارد
بته كن!
عشق چيست؟
عشق يك دهكده است
كز سر كوه بلند
ميتوانش به تماشا بنشست
و از آنجا به هواي يك كس
... سرود آغازيد
آسيابان!
عشق چيست؟
عشق، يك پليست
ازكمان رستم
بر فراز رودي
كه همه روزه از آنجانب رود
دختري
بر فراز آن پل
مي‌آيد و
مي‌خواند و
مي‌رقصد و
و سر چرخي را
از سرم مي‌كاهد
مسافر!
عشق چيست‌؟
عشق
يك سوار است
آشنا با منزل
وقتي پرسان بكنيش
كه چه حد فاصله ماندست
خنده اش مي گيرد
خوشه چين!
عشق چيست؟
عشق فصليست كه از مزرعه‌ها مي‌گذرد
دانه‌هاي خوشه گندم را
به كبوترهاي
دشـــــتي
تعارف مي‌كنند
و كوچك‌ترين خوشه را
به من مي‌نهد
معدنچي!
عشق چيست؟
عشق يك و سوسه است
در فرو رفتن، تاعمق كُهي
و چراغي را آنجا
افروختن است
دختر!
عشق چيست؟
عشق آرامش و خاموشي چشم مرديست
وقتي از دوست داشتن،
مي‌لرزد
و سراپا سخنست
و قتي از گرمي ديدار،
بيهوده سخن مي‌گويد
نه!
عشق خشميست
به هنگامي‌كه
مرد مي‌آشوبد
نه!
عشق احساس لطيفيست
به چشماني شوخ
نه!
عشق
ا حمقي‌هاي بلند ايمانيست
نه!
عشق چيز دگرست
به دلم مي‌گذرد
به زبانم نه مگر!
قراول!
عشق چيست؟
عشق با زار سرافرازانيست
از جسارت از خشم
علم سبز برافراخته ييست
بر فراز گوري
از شهيدي گمنام
و هم عشق
چيزي از جنس گل سوري و باغ ناجوست
چيزي از ز مزمه تلخ اسير زنگيست
«چيزي از آزاديست»
نقاش!
عشق چيست
عشق يك پيكر موزون سرا پا رنگست
رنگ سبز،
رنگ آبي و كبود،
رنگ نيلوفري و نارنجي
خوابيست كه با هيچ عبارت
درنمي آيد و ...
ديوانه نموده است مرا
گيتا ر نواز!
عشق چيست؟
آه!
بهتر آن‌ است كه پرسان نكني
آه از ين دختر شوخ
آه ازين نغمه‌ي كوتاه و بنفش
تار تارم كرده
عشق بلبليست
بر سر هر سنگي
هر شاخي
كه نشست
چيز نو مي‌خوا ند
پر و پا تار و ترنگست
همه ميلوديست
دست آموز نمي‌گردد و پيرم كرده
شرابي!
عشق چيست؟
عشق؟
باش جامي بزنم
عشق؟
صبر كن؟
مچم ...
ديوانه!
عشق چيست؟
عشق يك مهتابست
شبانه
خوشه خو شه مي‌شود
او به من مي‌خندد
هوش كن!
رسوا نكني
شاعر!
عشق چيست؟
ـــ قراول چيزي نگفت؟
ــ گفت
ــ گيتارنواز چيزي نگفت؟
گفت
بس است
كابل ـــ 7 د لو 1366